خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
فضایل و کرامات امام باقر علیه السلام

حضرت باقر ـ علیه السّلام ـ در سال 57 هجری در مدینه متولد و در سال 114 پس از 18 سال امامت به شهادت رسید؛ امامت آن حضرت از سال 94 آغاز شد؛به برخی از کرامات آن حضرت که در کتابهای معتبر شیعه آمده اشاره می شود:
زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">برتری علمی آن حضرت فضیلتی است که در طول تاریخ اسلام بر هیچ کس پوشیده نیست. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">حضرت باقر ـ علیه السّلام ـ در سال 57 هجری در مدینه متولد و در سال 114 پس از 18 سال امامت به شهادت رسید؛ امامت آن حضرت از سال 94 آغاز شد؛به برخی از کرامات آن حضرت که در کتابهای معتبر شیعه آمده اشاره می شود: </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">1. جابر جعفی نقل می کند که با حضرت همسفر حج بودم که در راه پرنده قمری بر کجاوه نشست و صدا می نمود من خواستم او را بگیرم حضرت فرمود جابر او را نیازار به ما پناه آورده. او از ماری شکایت می کند که جوجه های او را می خورد می خواهد تا من دعایش کنم از شر او ایمن شود... راه را ادامه دادیم. آن حضرت از کجاوه پیاده شد و به سوی ریگ زاری رفت و ریگ ها را کنار زد از زیر سنگی چشمه ای جوشید از آب آن سیراب شده و وضو گرفتیم... هنگام صبح به نخلستانی رسیدیم نزدیک نخل خشکی رفت و فرمود ای نخل... ما را اطعام کن نخل سبز شد و کج شد پر از خرما که ما از آن سیر خوردیم.[1] </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">2. ابوبصیر روایت کرده به حضرت عرض کردم من شیعه و دوست شما هستم و نابینا و ناتوان، بهشت را برای من ضامن شوید... دست به چشم من کشید بینا شدم و همه ائمه را در حضور آن حضرت مشاهده کردم و سپس گفت به دور نگاه کن به خدا جز سگ و خوک و میمون ندیدم دست بر چشم من کشید دوباره به حالت اول برگشتم.[2] </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">3. ابوبصیر نقل می کند حضرت باقر ـ علیه السلام ـ به من فرمود وقتی به کوفه برگردی پسری برای تو متولد می شود و او را عیسی می نامی و پسر دیگری که او را محمد می نامی که آنها از شیعیان ما هستند... برگشتم هر دو واقع شد.[3] </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">4. و همو نقل می کند حضرت روزی وارد مسجد شد جوانی با صدای بلند می خندید حضرت فرمود در مسجد می خندی در صورتی که پس از سه روز از اهل قبور خواهی شد. چون روز سوم شد مرد و آخر روز به خاک رفت.[4] </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">5. قطب راوندی از ابوبصیر نقل می کند با امام باقر ـ علیه السّلام ـ وارد مسجد شدیم حضرت به من (ابوبصیر) فرمود: از مردم بپرس که آیا ابوجعفر را می بینید از هر کس پرسیدم گفت نه! تا آنکه ابوهارون مکفوف (نابینا) داخل شد حضرت فرمود از او بپرس، پرسیدم گفت: آیا آن حضرت نیست که ایستاده: گفتم از کجا فهمیدی پاسخ داد چگونه نبینم در حالیکه آن حضرت نوری است درخشنده.[5] </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">-------------------------------- </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">[1] . حر عاملی، اثبات الهداة، تهران، مکتبة الاسلامیه، ج5، ص302. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">[2] . همان، ص 303. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">[3] . همان، ص 305. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">[4] . همان، ص 305. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">[5] . شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، قم، هجرت، چاپ اول، 1366ش، ج2، ص190. </div>
- منبع: خبرگزاری افغان ایرکا
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.