خبرگزاری افغان ایرکاIRCA News Agency
فارسیEnglishالعربيةپښتو
فارسیEnglishالعربيةپښتو
  • صفحه اصلی
  • دسته‌بندی اخبار
  • آرشیو اخبار
  • چندرسانه‌ای
  • تصاویر
  • ویژه مهاجرین
  • صفحه اصلی
  • دسته‌بندی اخبار
  • آرشیو اخبار
  • چندرسانه‌ای
  • تصاویر
خبرگزاری افغان ایرکا
خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
تاریخ انتشار: 1389/12/12 0:0کد خبر: 4284

لیبی طعمه جدید ناتو

لیبی طعمه جدید ناتو - خبرگزاری افغان ایرکا

زمان تقریبی مطالعه: 5 دقیقه

اوضاع دردناک لیبی و کشتار بی رحمانه مردم توسط دیکتاتور این کشور، این سوال را مطرح می کند که چرا آمریکا و غرب در برابر جنایات معمر قذافی سکوت اختیار کرده است؟ در بررسی روند حکومت 42 ساله سرهنگ معمر قذافی بر لیبی، دو دوره کاملا متضاد را می توان مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. نخستین دوره از سال 1969 تا سال سال 2003 میلادی است که سرهنگ معمر قذافی موضعی کاملا ضد آمریکائی داشت. سرهنگ قذافی که در سال 1969 در یک کودتای نظامی رژیم پادشاهی ادریس السنوسی را سرنگون کرد، ادبیات جدیدی را در ساختار سیاسی جهان عرب وارد کرد. در آن زمان جهان عرب که از زخم ناشی از شکست کشورهای عرب در جنگ ژوئن 1967 بشدت رنج می برد، نیازمند چنین ادبیاتی بود. سرهنگ معمر قذافی با آگاهی از نیاز ملت های عرب به شعارهای ضد صهیونیستی و ضد امپریالیستی در اوایل دهه 70 از قرن گذشته میلادی یک سلسله شعارهای رادیکالی را مطرح ساخت. اوج محبوبیت سرهنگ قذافی که در عین حال ماهیت کودتای وی مورد تردید تحلیلگران عرب قرار دارد، در دهه 70 و پس از مرگ جمال عبدالناصر رهبر سابق مصر بود. قذافی بدون ارائه راه کارهای لازم برای حل بحران فلسطین عملا در راستای تامین منافع آمریکا واسرائیل گام بر می داشت. گفته می شود یکی از طرح های سرهنگ قذافی در اواخر دهه 70 از قرن گذشته، اسکان دائمی آوارگان فلسطینی در جنوب لبنان بود. سرهنگ قذافی در جریان دیدار با امام موسی صدر رهبر شیعیان لبنان در آگوست 1978 موضوع اسکان فلسطینیان در جنوب لبنان را مطرح ساخت که با مخالفت شدید رهبر شیعیان لبنان مواجه شد. این امر خشم سرهنگ قذافی را بر انگیخت زیرا اعتقاد امام موسی صدر این بود که آوارگان فلسطینی باید به سرزمین های اجدادی خود بازگردند. یکی از علل اصلی ربایش امام موسی صدر توسط سرهنگ قذافی، مخالفت وی با طرح های مشکوک دیکتاتور لیبی در راستای ایجاد یک وطن جدید برای فلسطینیان بود. در بعد داخلی، سرهنگ قذافی هرگونه فعالیت های سیاسی را خارج از کمیته های مردمی ممنوع کرد و فضای امنیتی شدیدی را بر جامعه لیبی حاکم ساخت. سرکوب نخبگان سیاسی و ترور شخصیت های ملی و اسلامی مخالف رژیم لیبی و اختصاص سالانه میلیاردها دلار برای تعقیب مخالفان، بخشی از سیاست های داخلی دیکتاتور لیبی را تشکیل می داد. در بعد منطقه ای سرهنگ قذافی علیرغم طرح شعارهای رادیکالی و ضد آمریکائی، هیچگاه کمک قابل توجهی به ملت فلسطین برای مقابله با اسرائیل نکرد بلکه با هر راه حلی که به انزوای اسرائیل در جامعه جهانی منجر می شد مخالفت می کرد. تقریبا سرهنگ قذافی در 4 دهه گذشته به دلیل مواضع متناقض و نامتوازن خود به جنجالی ترین رهبر جهان عرب تبدیل شده بود. درگیری های لفظی وی با سران کشورهای عرب در نشست های رهبران عضو اتحادیه عرب، همواره در صدر اخبار رسانه های عربی قرار داشت. دومین دوره سیاست خارجی حکومت سرهنگ معمر قذافی بطور مشخص از زمان اشغال عراق توسط نیروهای آمریکا آغاز شد. قذافی در سال 2003 و اندکی پس از سرنگونی صدام حسین دیکتاتور سابق عراق، در یک اقدام غیرقابل توجیه سیاست کاملا متضادی را اتخاذ کرد. سرهنگ قذافی در یک چرخش 180 درجه ای سیاست های خود را تغییر داد و در برابر آمریکا و غرب تسلیم شد. وی کلیه تاسیسات هسته ای و سلاح های کشتار جمعی خود را به آمریکا تحویل داد و غرامت کلان ناشی از سرنگونی هواپیماهای پان امریکن و ایر فرانس را به آمریکا و فرانسه پرداخت کرد. قذافی همچنین از آمریکا و غرب خواست تا در برابر دریافت نفت ارزان از لیبی و اطلاعات فوق سری در باره جنبش های اسلامی منطقه، مزاحمتی برای رژیم وی ایجاد نکنند. در همان زمان نخبگان سیاسی لیبی نسبت به سیاست های غیرمتعادل قذافی و تسلیم بی قید و شرط وی در برابر آمریکا و غرب اعتراض کردند. اما دیکتاتور لیبی هزاران نفر از معترضان داخلی را راهی زندان های مخوف خود کرد زیرا اعتقاد داشت که حفظ رژیم لیبی از مهمترین اولویت های وی بشمار می رود. اکنون قذافی پس از انقلاب مردم لیبی به جای تسلیم در برابر اراده ملت خود، دست به ارتکاب جنایات فجیعی علیه مردم لیبی می زند. اما چرا آمریکا و غرب دست دیکتاتور لیبی را برای کشتار مردم خود باز گذاشته است؟ این اعتقاد وجود دارد که به دلیل اهمیت ژئو استراتژیکی لیبی و وجود چاه های نفتی در نزدیکی ساحل مدیترانه، آمریکا تلاش می کند تا از ره گذر تصویب یک قطعنامه در سازمان ملل، لیبی را تحت بند 7 منشور سازمان ملل قرار دهد. هر چند شورای امنیت سازمان ملل در قطعنامه 1970 یک سلسله تحریم هائی علیه قذافی و خانواده وی اعمال کرده اما به نظر می رسد قطعنامه های دیگری در آینده از سوی این نهاد بین المللی علیه لیبی تصویب خواهد شد. بند 7 این اجازه را به آمریکا و کشورهای عضو ناتو می دهد که به بهانه حفظ صلح منطقه و شمال آفریقا و با ادعای کمک به ملت لیبی این کشور را اشغال نظامی کنند. هدف از اشغال احتمالی لیبی تسلط بر چاه های نفتی سرت، السریر، راس لانوف و النافوره است تا آمریکا و ناتو بتوانند در آینده ذخایر نفتی این کشوررا در اختیار بگیرند. ذخائر نفت لیبی 42 میلیارد بشکه تخمین زده می شود که به دلیل کیفیت بالای نفت این کشور و نزدیکی آن به کشورهای اروپائی، از اهمیت اقتصادی بالائی برای آمریکا و اروپا بر خوردار است. بنابراین بیش از اینکه امریکا و غرب به خون ملت لیبی اهمیت بدهند به فکر غارت نفت مردم لیبی هستند و به همین دلیل، دست دیکتاتور لیبی را برای سرکوب ملت خود باز گذاشته اند.
  • منبع: آژانس خبری ایرکا
  • لینک کوتاه
گفت‌وگو با مخاطبان

دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟

دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.

نظرات مخاطبان

0 دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفت‌وگو باشید.

  • پرونده‌های ویژه خبری
  • اخبار ویژه مهاجرین
  • پربازدیدترین‌ها
  • گزارش
  • علاقه‌مندی‌ها
زبان:
فارسیEnglishالعربيةپښتو
  • تلگرام
  • یوتیوب
  • اینستاگرام
  • فیسبوک
  • ایکس
  • آپارات

© 2005–2026 تمامی حقوق برای خبرگزاری افغان ایرکا محفوظ است.