خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
عوارض روانی پس از زایمان

زمان تقریبی مطالعه: 6 دقیقه
در خلال دوران پس از زایمان بسیاری از زنان علائمی از افزایش کشش،اضطراب و افکار منفی را نشان می دهند .حدود 40 تا 60 در صد از زنان در این زمان دچار شکل هایی از افسردگی بالینی تحت عنوان اندوه گردیده که با خصوصیاتی مانند غم خفیف،ترس،عصبانیت و تغییر خلق و خستگی شناخته می شود که حالتی خود به خود محدود شونده است.
از این تعداد بین 10 تا 15 درصد دچار افسردگی متوسط از اواخر هفته دوم می شوند که در صورت عدم درمان 6 ماه یا حتی یک سال ممکن است ادامه داشته باشد،که افسردگی پس از زایمان نامیده می شود و با علائمی از عدم توجه به ظاهر وکاهش پاسخ های احساسی و ارتباطی با بستگان ،بی اشتهائی،تحریک پذیری،کاهش میل جنسی،افکار وگاهی اقدام به خود کشی و نیز مشکلاتی در مراقبت از نوزاد که می تواند در یاد گیری و تمرکز حواس آینده او اثر گذارد،خود را بروز می دهد.از این تعداد 1 در 500زایمان (حدود 0/1 تا 0/2 در صد) به نوع شدید به صورت سایکوز بعد از زایمان مبتلا می شود.
برای بروز افسردگی ترکیبی از عوامل هورمونی،بیوشمیائی روانی ،اجتماعی و تاثیرات محیط را لازم می دانند ویک عامل التهابی به عنوان جرقه افسردگی در بروز آن دخیل می باشند.عوامل و فاکتور های متعدد زن را در خطر بروز این عارضه قرار می دهند که سابقه افسردگی در شخص یا افراد فامیل ،حاملگی ناخواسته ،تصور عدم حمایت اجتماعی اقتصادی ،جدائی اخیر یا نداشتن همسر،از دست دادن شغل و یا یکی از عزیزان در این اواخر،مشکلات و حوادث مامائی ،استرس محیطی را در بر می گیرد.البته این عوامل همواره توام با افسردگی نیستند .برخی تصور می کنند،این بیماری در زنانی که بچه دوست ندارند یا مادران قابلی نیستند و در زنان ضعیف دیده می شود و گروهی از مردم معتقدند که این عارضه بیماری محسوب نمی شود، بلکه شکل هایی از واقعیت است که تشدید می گردد ودلائلی مختلف ممکن است متاسفانه تشخیص داده نشود ،زیرا متخصصین فکر می کنند که درجاتی از افسردگی در یک دوره بعد از زایمان طبیعی است و نیازی به نگرانی و مداخله ندارد.از طرفی در جوامع ما احساس ترس مادر خشم و دلسردی ناگهانی او قابل درک نیست و بروز این احساسات توسط مادر به عنوان یک رفتار نامناسب وخارج از کنترل محسوب می شود ،زیرا زنان باید احساسات و تصورات مادرانه خود را در حد بالائی حفظ کنند و افت آن حتی برای مدت کوتاهی قابل قبول نیست و به این نتیجه می رسند که خطاکار بوده اند و احساس گناه خواهند کرد.
اگر بپذیریم که افسردگی یک اختلال در بهداشت و سلامت روانی است و این عارضه در مادران نخست زا که تازه فارغ شده اند دارای شیوع نسبتا بالائی است و در صورت عدم توجه علاوه بر صدمه به خود ،برای آینده نوزاد یک فاکتور مخل سلامت جسمی و روانی است(زیا مادر قادر به نشان دادن احساسات خود ومراقبت کافی از طفل نیست)، بنابراین باید به فکر درمان آن باشیم.
درمان افسردگی بعد از زایمان ترکیبی از روان درمانی ،حمایت اجتماعی و داروها می باشد که بسته به شدت علل می تواند متغیر باشد.درمان های داروئی در صورتی که مادر خواهان شیردهی باشد معمولا با آن تداخل خواهد داشت .بر این اساس امروزه مداخلات روان درمانی ارجح به نظر می رسند این درمان ها تحت عنوان زیر قابل بررسی است:
الف:مداخلات پیشگیری کننده
ب:درمان در مرحله حاد بیماری
برای بررسی تاثیر مورد اول باید کل جمعیت زنان ،یا زنان در دوره پره ناتال یا پس از زایمان را در نظر داشت.این مراقبت ها در حین بارداری یا بلافاصله بعد از آن و قبل از بروز علائم افسردگی صورت می گیرد.ولی در مورد دومی مداخلات پس از بروز نشانه های بیماری است.چندین مدل روان درمانی که به صورت فردی و گروهی مرکب ،خانواده و زوج درمانی ،رفتار درمانی ،شناخت درمانی ،روان درمانی اجتماعی و
علاوه بر این استفاده از مراقبین بهداشتی در منزل یا ازطریق تلفن نیز کمک کننده است .شناخت درمانی و درمان بین فردی در موارد افسردگی متوسط قابل اجراست و برای احتراز از دارو دادن موثر میدانند،رفتار درمانی درموارد خفیف افسردگی به صورت کوتاه مدت قابل استفاده است.در مواردی که افسردگی ،زندگی خانواده فرد را در معرض خطر قرار داده یا وقتی زندگی بیمار در معرض نابودی است می تواند استفاده شود
تاثیر روان درمانی به تنهائی دردرمان افسردگی پس از زایمان توسط محققین متعددی به اثبات رسیده است.
منظور از مداخلات پیشگیرانه، پیشگیری اولیه روانی است که طرح برنامه هائی است که با تاثیر بر عوامل به وجود آوردنده بیماری های روانی ، از بروز این عوارض جلوگیری می کند.این برنامه ها در مورد تمامی افراد جامعه به خصوص گروه های آسیب پذیر مانند کودکان و زنان حامله و افراد پیر قابل اجراست
در روش پیشگیری اولیه هدف کاهش تظاهرات هیجانی در جامعه از طریق مبارزه با عوال استرس زا و حالاتی که بالقوه به عوارض روانی منجر می گردد.آموزش را باید اساسی ترین روش پیشگیری اولیه دانست و بدین منظور متخصصین بهداشت روانی با همکاری سایر گروه ها مانند افرادی که در خدمات عمومی کار می کنند و افراد غیر حرفه ای داوطلب به منظور گسترش اطلاعات بهداشت روانی باید وارد میدان عمل شوند.
با توجه به بطالب فوق و این نکته که پیشگیری بر درمان ارجح است ،استفاده از روش های پیشگیری برای ممانعت از افسردگی بعد از زایمان میتواند قدم موثری محسوب شود.
روش های پیشگیری ،همان آموزش های روان درمانی بعد از حادثه است که در ترکیب با برنامه های مراقبت های پره ناتال به صورت جلسات اضافی یا ضمن همان جلسات آموزش داده می شودکه شامل آموزش در زمینه حمایت گروهی،وقایع زایمان و مسائل و مشکلات مربوطه،روابط زناشوئی،نحوه مراقبت از خود و تغذیه مناسب،ورزش و ریلاکس کردن می باشد.
دادن اطلاعات در مورد حوادث مربوط به زایمان و بعد از آن باعث بهبود شکلی از پاکسازی ذهنی از طریق یادآوری خاطرات صدمات می شود که مداخله ای جدی به منظورجلوگیری از استرس بعد از حادثه را فراهم می کند
منابع:
ـ ویلیامز
ـ راهنمای بالینی در لیبر ،زایمان و پس از زایمان
* تحقیق: زینب موسوی
- منبع: آژانس خبری ایرکا
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.