محمد؛ لیسانس ادبیات: دانشجوی دانشکدۀ ادبیات دانشگاه کابل بودم. سال آخر باید بر روی پایاننامهام کار میکردم. اطلاعات زیادی جمع کردم و با دانشجویان نیز دربارۀ روند تهیۀ پایاننامه گفتوگو کردم.
اما مشکل اصلی من در ساعات درسی مضمون روش تحقیق بود. وقت این صنف صرف فکاهی و بامزهگیهای استاد و دانشجویان میشد. به همین دلیل از این مضمون بسیار مهم و اساسی چیزی نیاموختم. در جریان کار بر روی پایاننامه به شدت نگران تحقیقام بودم. خودم میدانستم که از روش تحقیق چیزی نمیدانم.
بعد از ماهها سرگردانی و نگرانی سرانجام پایاننامهام را به استاد راهنما دادم تا نظرش را بدهد؛ آن هم دربارۀ عنوان، پشتی و چیزهای پیشپاافتادهیی چون پوهاند بودن یا نبودن استاد.
استاد راهنما نگاهی جزیی به پایاننامه انداخت و گفت: پایاننامهات را برای چاپ به مطبعه ببر و سه یا چهار رونوشت از آن بگیر.
دستور استاد را بجا کردم؛ اما هنگامی که به ریاست دانشکده رفتم، استاد به واژههای دانشگاه، دانشکده و گروه چسپید و بر روی آنها خط کشید. گفت: به جای این واژهها پوهنتون، پوهنزی و دیپارتمنت بنویس. باز دستور را بجا کردم و این بار پایاننامهام به سادهگی پذیرفته شد.
آن همه رنج، آن همه شبنشینی و بیخوابی و اضطراب و دلنگرانی؛ هنوز هم نمیدانم که ثمرهاش چه بود و چه شد! استاد راهنما در هیچ زمینهیی به من راهنمایی نکرد. محتوا و هدف پایاننامه برایش پشیزی ارزش نداشت. حتا یک بار هم از اول تا آخر به پایاننامه به صورت درست و کامل نگاه نیانداخت.
تنها کاری که کرد این بود که به چهار واژه ایراد گرفت. اگر استادان راهنما پایاننامههای دانشجویان را جدی بگیرند و روش تحقیق را به شکل درست و اساسی آن تدریس کنند، هیچ دانشجویی در آینده، چه در حرفهاش و چه برای ادامه تحصیلاش با مشکل مواجه نخواهد شد. اما افسوس که چنین نیست. نه از تحقیق به مفهوم واقعی آن خبری است و نه هم پایاننامهها را کسی میخواند. به همین دلیل افغانستان سهمی در تولید دانش ندارد.
حسن رضایی استاد دانشگاه: روش پایاننامه نویسی در دورههای تحصیلی مختلف تفاوتهای جزیی دارد؛ اما در کل یک روند علمی معین است. در مرحلۀ لیسانس معمولاً سختگیریها کمتر است. پایاننامه بیشتر آموزشی برای پایاننامهنویسی و تزنویسی است.
در ابتدا دانشکدۀ مربوطه یک استاد راهنما را به دانشجو معرفی میکند. موضوعی که قبلاً توسط دانشجو درخواست شده، پس از تأیید با همکاری استاد راهنما به پیش برده میشود. دانشجو موظف است که کلیۀ دیدگاهها و نظرات استاد را در پایاننامه لحاظ کند.
هنگامی که پایاننامه به پایان رسید، به استاد راهنما عرضه میشود. استاد راهنما پایاننامه را باید بخواند و پس از چندی دوباره با دانشجو جلسه گرفته و نظرات اصلاحیاش را به دانشجو انتقال دهد. پس از تأیید پایاننامه، استاد راهنما به دانشجو نمره میدهد.
متأسفانه در دانشگاههای افغانستان دو چیز مورد توجه قرار نمیگیرد. یکی روش نوشتن علمی است؛ اینکه چهطور یک دانشجو باید دست به قلم شود. نکتۀ دوم روش تحقیق است. اینکه دانشجو چهگونه باید مطالعه کند؛ چهگونه باید مطالب و اطلاعات را جمعآوری کند؛ چهگونه باید اطلاعات را طبقهبندی کند و در آخر فراز و فرودش را آماده سازد.
ضعف دو طرفه است. یعنی هم ضعف در استادان است که با روشهای جدید و مدرن علمی در سطح جهان آشنا نیستند و هم در دانشجویان، که تلاش میکنند تا جایی که میتوانند رسالۀشان را از سر گذرانده و چیزی را سرهمبندی کنند.
خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
پایان نامه ام به خاطر نوشتن «دانشگاه» رد شد

دستور استاد را بجا کردم؛ اما هنگامی که به ریاست دانشکده رفتم، استاد به واژه های دانشگاه، دانشکده و گروه چسپید و بر روی آن ها خط کشید. گفت: به جای این واژه ها پوهنتون، پوهنزی و دیپارتمنت بنویس. باز دستور را بجا کردم و این بار پایان نامه ام به ساد ه گی پذیرفته شد.
زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
- منبع: خبرگزاری افغان ایرکا
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.