
آمریکایی ها در کنار حمله نظامی خود، همزمان تهاجم فرهنگی را نیز به عنوان مهمترین ابزار سلطه مدنظر داشته اند و تغییر ارزش های سنتی به ارزش های غربی تکمیل کننده سایر اهداف نیروهای خارجی در افغانستان بوده است.
زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه
آمریکاییها در کنار حمله نظامی خود، همزمان تهاجم فرهنگی را نیز به عنوان مهمترین ابزار سلطه مدنظر داشتهاند و تغییر ارزشهای سنتی به ارزشهای غربی تکمیل کننده سایر اهداف نیروهای خارجی در افغانستان بوده است.
یکی از مهمترین اهداف آمریکا برای تسلط کامل خود بر منطقه، ترویج سبک زندگی آمریکایی و تبلیغ ارزشهای غربی از طریق رسانهها، دانشگاهها، مراکز آموزشی و موسسات غیر دولتی در قالب ان.جی.اوها، رادیو و تلویزیون، شبکه های اجتماعی نظیر توییتر و فیسبوک و ...است. بدون شک آمریکا و متحدانش، دارای اهداف ژئوکالچریک بودهاند تا در کنار سیاستها و راهبردهای نظامی - امنیتی، اقتصادی و سیاسی، راهبرد فرهنگی خودشان را نیز به پیش ببرند. هرچند بخشی از مسائل فرهنگی موجود در افغانستان، به موضوع قومگرایی، مذهبمداری، فرهنگ قضا و قدری، خودخواهی فرهنگی و... مربوط میشود و درست نیست وضعیت فرهنگی فعلی افغانستان را ناشی از نفوذ و سلطه فرهنگی غربی دانست، اما به دلایل متعدد آمریکاییها نقش عمدهای در تغییر فرهنگ و آداب سنن افغانستان خواهند داشت و برای سیطره فرهنگی خود یعنی آمریکا و کشورهای متحد اروپاییاش، چندین هزار موسسه غیردولتی در قالب ان.جی.اوها ایجاد کردهاند که بخشی از این موسسان به ظاهر خصوصی، تغییر تدریجی فرهنگ مردم افغانستان را عهدهدارند و در قالب افزایش ظرفیتهای فرهنگی جوانان، زنان، حقوق بشر، ارزشهای مدرن و... اهداف و سیاستهای خودشان را به پیش میبرند که بیشتر این موسسات نیز در شهرهای بزرگ از جمله کابل، قندهار، بلخ و هرات و...متمرکز می باشند.
در واقع آمریکاییها در کنار حمله نظامی خود، همزمان تهاجم فرهنگی را نیز به عنوان مهمترین ابزار سلطه مدنظر داشتهاند و تغییر ارزشهای سنتی به ارزشهای غربی تکمیل کننده سایر اهداف نیروهای خارجی در افغانستان بوده است.
افغانستان ازجمله کشورهایی است که به دلیل وجود بحرانهای مختلف و متراکم، بیش از هر کشور دیگری مورد تهاجم فرهنگی غرب و ارزشهای آن واقع شده است. اکنون بیشتر رسانهها، سایتهای اینترنی و حتی رادیو و تلویزیونهای موجود در افغانستان به نوعی از سوی کشورهای خارجی حمایت و پشتیبانی میشوند و همین امر خود بر نحوه پوشش اخبار و اطلاعات تاثیرگذار است.
بحث آزادی بیان، دموکراسی، حقوق بشر و مواردی از این قبیل هرچند مفاهیمی شیک و مورد پسند همگان است، اما آمریکاییها با همین مفاهیم توانستهاند ذائقه فرهنگی مردم افغانستان را با چالشهایی مواجه سازند و هم با ایجاد اختلافات سیاسی در درون کشور، بهتر بتوانند مدیریت افکار عمومی را به عهده بگیرند.
وجود زمینههای مناسب برای تهاجم فرهنگی موجب شده تا کشورهای غربی با نگاهی فرصتطلبانه، هر آنچه را که در سبک زندگی غربی مفید میدانند ترویج و گسترش بدهند.
البته توده مردم افغانستان تاکنون لطمه زیادی از تهاجم فرهنگی که به صورت آرام و خزنده در حال نشانه رفتن هویت ملی و اعتقادات دینی شان است، ندیده اند. اما اگر اقدام مؤثر، جدّی و سریع در این زمینه صورت نگیرد، پیامدها و عواقب خطرناک آن در آینده ای نه چندان دور بروز خواهد کرد. این مسئله کاملاً مشهود است که فرهنگ غربی با فرهنگ سنتی و دینی مردم افغانستان تناقض دارد. فرهنگ ابتذال یکی از فاکتورهای مهم فرهنگ غربی است که آمریکا سعی دارد آن را در باورها و اعتقادات جامعه افغانستان وارد کند. در حالی که فعالیت های فرهنگی آمریکا و غرب در افغانستان تبعات منفی روی مردم داشته است. در حقیقت فرهنگ آمریکا به گونهای با فرهنگ اسلامی و سنتهای افغانستان سرستیز دارد؛ در حالی که جامعه افغانستان یک کشور اسلامی است و مردم مقیّد به دین اسلام هستند. آنچه مسلم است اینکه افغانستان همچنان یک کشور اسلامی خواهد ماند و آمریکا و غربیها نیز با همه تلاششان نخواهند توانست در کوتاه مدت ارزشها، عقاید و باورهای ملی و دینی مردم افغانستان را دچار تغییر اساسی کنند؛ اما باید آگاه بود که تکیه فرهنگی به ارزشهای غربی در درازمدت صدمه جبرانناپذیری برای افغانستان درپی خواهد داشت.