قطعنامه های سازمان ملل مصداق بارز رویکرد دوگانه درباره فلسطین
زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
یکی ازشاخص هایی که رویکرد دوگانه را در قبال موضوع فلسطین آشکار می کند، قطعنامه هایی است که در این زمینه صادر شده است . قطعنامه های این سازمان از دو حالت خارج نیست ؛ یا در شورای امنیت به تصویب می رسد و یا در مجمع عمومی . فرق این دو در این است که قطعنامه های مصوب در شورای امنیت به لحاظ ارتباط آن با امنیت و صلح جهانی لازم الاجرا هستند اما قطعنامه های مجمع عمومی از این خصلت برخوردار نیستند اما درعین حال در شکل گیری رژیم ها و قواعد بین المللی تاثیر گذارند.
اگر از همین منظر به قطعنامه های که از سوی این دو رکن اصلی سازمان ملل در خصوص بحران فلسطین صادر شده اند نگاه شود ،کاملا مشخص می شود قاعده و عرفی که به طور عام در خصوص ماهیت الزامی و غیر الزامی قطعنامه های شورای امنیت و مجمع عمومی وجود دارد؛ کاملا در خصوص فلسطین و اسرائیل معکوس شده است.
برای مثال با وجود اینکه قطعنامه 181 در خصوص تقسیم فلسطین در سال 1947 در مجمع عمومی به تصویب رسیده بود، بلافاصله به اجرا گذاشته شد و گروههای ترور صهیونیستی با پشتوانه آن جنگی را در سال 1948 به راه انداختند که در نتیجه آن 78 درصد خاک فلسطین را (که 28 درصد از سهمیه در مناطق داده شده در قطعنامه 181 به صهیونیست ها بیشتر بود) به زیر اشغال خود درآوردند و موجودیت صهیونیستی را در این مناطق اعلام کردند و با وجود اینکه این اقدام کاملا غیرمشروع و غیر قانونی و کاملا در مغایرت با مفاد منشور ملل متحد بود اما بلافاصله یکی پس از دیگری از سوی کشورهای جهان و به خصوص غربی شناسایی شد و به عضویت این سازمان درآمد.
با اینحال صدها قطعنامه ای که پس از اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی علیه سیاست ها و اقدامات ضد صلح آن در شورای امنیت به تصویب رسیده همچنان معلق مانده است .
از جمله این قطعنامه ها می توان به قطعنامه های 242 و 338 شورای امنیت اشاره کرد که در پی جنگ های 1967 و 1973 صادر شده و خروج بدون قیدو شرط ارتش صهیونیستی از اراضی اشغالی 1967 شامل کرانه باختری و شرق بیت المقدس در فلسطین ، صحرای سینا در مصر، منطقه جولان در سوریه مورد درخواست و تاکید قرار گرفته است که از این مناطق تنها ارتش اسرائیل آن هم طبق موافقتنامه کمپ دیوید از بخش هایی از سینا خارج شده است و علیرغم نص صریح این قطعنامه ها و الزام آور بودن آنها هنوز هم علیرغم گذشت بیش از چهار دهه از زمان تصویب این قطعنامه ها ،منطقه جولان سوریه و یا اغلب مناطق کرانه باختری در فلسطین در زیر اشغال ارتش صهیونیستی قرار دارد و رژیم صهیونیستی با اتخاذ سیاست شهرک سازی به تغییر بافت جغرافیایی و جمعیتی این مناطق به منظور اشغال دائمی آن اقدام کرده است. حال آنکه این اقدامات مطابق اصول و قوانین حقوق بین الملل از جمله کنوانسیون های ژنو جنایات جنگی تلقی می شوند که در مراجع و محاکم بین المللی قابل پیگیری است .