ساعت هشت صبح بود که من با برادرم فرهاد میخواستیم برویم سمت کار های مان، رسیدیم به سرک دارلامان نزدیک وزارت تجارت؛ برای دقایقی موتر را ایستانیدم کاری که داشتیم انجام دهیم. لحظه ای نگذشته بود که ضربهء میل سلاحِ نگهبانان آقای دانش را در بانت موتر احساس کردم دلیل این کار را خواستم بفهمم که با فحش، دشنام و نا سزاگویی های این سرباز مواجه شدم، خواستم از نا سزاگویی های این سرباز جلوگیری کنم از موتر پایین شدم که با برخورد فزیکی مواجه شدم این زمانی بود که فرهاد برادرم رسید، او خواست مانع بر خورد شود اما خودش زیر میل و قونداغ بد معاشان "دانش" قرار گرفت هرچند مردم محل تلاش کردند مانع این برخورد ظالمانهء یاغیان رسمی دولتی شوند، ولی توان شان نمیرسید. تا اینجای کار من هم از میل و قونداق بی نصیب نماندم، مردم منطقه وشاهدان رویداد داد میزدند که این یک خبر نگار است لطفا نزنید برعلاوهء اینکه دست از لت و کوب برنمیداشتند بار ها عنوان خبرنگاری من با ناسزاگویی ها همراه میشد.
وضعیت بسیار متاثر کننده بود مردم میخواستند من محافظت شوم به زور مرا داخل موتر نشاندن وآسیب جدی ندیده ام، اما اون طرف تر برادرم را چند نفره زیر میل و قونداق گرفته بودند ولی من کاری برایش کرده نمیتوانستم چون دست من بسته بود اینها لباس های نظامی بر تن داشتند قداست این لباس را من بیشتر از اون{ به ظاهر سرباز }میدانستم.
خلاصه چند دقیقه بعد دیدم که چندین موتر شیشه سیاه از کوچه بیرون شد و بالاخره فهمیدیم که ما بخاطر بیرون شدن آقای سرور دانش معاون رییس جمهو از خانه اش این همه توهین، تحقیر و لت و کوب شدیم.
پ ن:
این است عدالتی که "قانون پوه" صاحب به ده ها جلد کتاب های حقوقی و قانون شان تهیه و تدوین کرده اند و برای تطبیق در جامعه سفارش کرده اند.
خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
خطاب به آقای سرور دانش و همکاران امنیتی شان

ساعت هشت صبح بود که من با برادرم فرهاد میخواستیم برویم سمت کار های مان، رسیدیم به سرک دارلامان نزدیک وزارت تجارت؛ برای دقایقی موتر را ایستانیدم کاری که داشتیم انجام دهیم.
زمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه
- منبع: جمال ناصر فرهمند
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.