محرم درانی ـ تنها نان آور خانه اش بود، با معاش که دریافت میکرد هم فامیل اش را تمویل می کرد و هم مصارف پوهنتون اش را تامین می کرد،
سباوون کاکر ـ پدر یک کودک، با رفتن سباوون بنیامین عزیزم یتیم شد، باورم نمیشه که کاکر دیگر در کنار میزم نیست، با او همیشه درد دل می کردم و از جور روزگار و زندگی قصه می کردم،
عبادالله حنانزی ـ کمتر از یک سال از عروسی اش سپری شده بود و روزانه از دفتر که رخصت می شد میرفت دنبال خانمش به پوهنتون تا او را تا خانه همراهی کند،
در کنار این سه عزیز و توته های جگرم شش خبرنگار دیگر شهید شدند و بعضی دیگر از عزیزانم در شفاخانه تحت عملیات اند،
چگونه باور کنم که با من نیستند این عزیزانم،
بِأَیِّ ذَنبٍ قُتِلَت؟!
عزیزانم به کدامین گناه کشته شدند؟!
خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
با شهید شدن سه همکارم، قامتم شکست

محرم درانی ـ تنها نان آور خانه اش بود، با معاش که دریافت میکرد هم فامیل اش را تمویل می کرد و هم مصارف پوهنتون اش را تامین می کرد
زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه

- منبع: نصرت پارسا
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.