فارغ از اینکه نام افغانستان واقعى است یا نه و بدور از اینکه چه کسى این نام را بر این جغرافیا گذاشته، همه اتفاق نظر داریم که سالهاست این نام کشور ما بوده و هر یکى از ما صدها بار در داخل و خارج از کشور، گفته ایم که افغان هستم.
اما چرا طنین این صدا که ما افغان نیستیم، روز تا روز بلند تر شده مى رود؟
دیروز اگر تیره ى محمدزایى، قوم درانىِ پشتون بر کشور حکومت مى کرد. نه تنها تبعیض زشت و زننده ى که امروز از سوى ارگ دامن زده میشود را در برابر سایر اقوام نداشتند بلکه پرورده فرهنگ تاجیکان بودند و فارسى صحبت مى کردند. در یکى از سفر هاى نعیم خان برادر بزرگ داود خان به اسلام آباد، حاکم وقت پاکستان با وى پشتو صحبت مى کند. نعیم خان برایش مى گوید که من پشتو بلد نیستم. حاکم پاکستان با خنده ى معنى دارى به نعیم خان مى گوید: چگونه از حقوق پشتونهاى کشور ما دفاع مى کنید که زبان شانرا بلد نیستید.
دیروز بسیارى از شعرا و نویسندگان خوشفکر پشتون به فارسى فرآورده هاى فکرى شانرا ارایه مى نمودند. اکثریت قاطع استادان پوهنتون، پشتون بودند و سهم قابل ملاحظه ى در بارورى زبان فارسى و عرصه آموزش داشتند.
اگر دیروز را بخاطر مى آوریم، نه تنها شخصیت هایى نظیر استاد کاکر، عبدالله بختانى، انور دوست و ده ها چهره علمى و فرهنگى پشتون، بلکه هم دوره هاى مکتب و دانشگاه، همکاران و همسایگان و دوستان شخصى ما از قوم شریف پشتون در ذهن ما تداعى مى شود که در هموطن بودن شان نه تنها احساس شرم و خجالت نمى کردیم بلکه مایه افتخار ما هم بودند
اما چرا امروز غیر پشتونها از افغان بودن اباء دارند و فریادى در فضاى کشور طنین انداز است که (من افغان نیستم)؟ چرا کلمه افغان ناپسند است؟
زیرا امروز با تداعى کلمه افغان، چهره هاى منحوس قبیله گرا و تفاله هاى گندیده و پوسیده ى فاشیزم نظیر اسمعیل یون، افغانمل، طاقت، اصولى، نذیر احمدزى، عصمت قانع و سایر همقماشان بدطینت شان در ذهن آدم مجسم مى شود که فضاى همدلى و وفاق ملى را با زهر ناپاک و کشنده شان تیره و تار نموده اند. سلامت و تمامیت کشور ما را به بمخاطره انداخته اند.
پر واضح است که این خصیصه ى نامیمون و چنین گرایش متعصبانه و برترى جویانه از هر قوم و قبیله و از هر طیف و قشرى بهمان میزان ناپسند و مذموم است که از قبیله گرایان ارگ و عوامل مزدور شان است.
کلمات و واژه ها، داراى روح و محتوایى اند که آنرا براى ما معنى دار مى سازد. گاهى روح زشتى به کلمات تزریق و القا مى شود که آنرا ناپسند جلوه مى دهد. چنانچه کلمه رفیق که یکى از واژه گان پسندیده قرآن است. در زمان حاکمیت چپ چنان مفهومى ناپسندى بخود گرفته بود که عامه ى مردم از کاربرد آن نفرت داشتند. زیرا رفیق به کسى خطاب مى شد که همراه، همکار و مزدور و خود فروخته تجاوزگران شوروى بود.
مادامیکه ارواح خبیثه ى حلول کرده، یون، طاقت، اصولى و سایرین از محتواى کلمه افغان زدوده نشود، پذیرفتن و افتخار به آن توجیه عقلى و منطقى و ملى ندارد. و انتظار گسترش و افزایش فریاد ( من افغان نیستم ) را در کشور داشته باشیم.
خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
فریاد (ما افغان نیستیم) فراگیر می شود

فارغ از اینکه نام افغانستان واقعى است یا نه و بدور از اینکه چه کسى این نام را بر این جغرافیا گذاشته، همه اتفاق نظر داریم که سالهاست این نام کشور ما بوده و هر یکى از ما صدها بار در داخل و خارج از کشور، گفته ایم که افغان هستم.
زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
- منبع: منصوری
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.