با تقسیم کردن غزنی به سه حوزه انتخاباتی، کمیسیون نامستقل انتخابات، قانون انتخابات و قانون اساسی کشور را زیر پا گذاشت. روشن است که غزنی یکی از جمله سایر ولایات و جزو جدایی ناپذیر کشور است. لذا همانگونه که قانون انتخابات در همه ولایات یک حوزه ای انتخاباتی دارد، ولایت غزنی هم نمیتواند از این امر مستثنی باشد.
واکنش دیرهنگام وکلای غزنی، برخاسته از روح قانون انتخاباتی است که یک حوزه انتخاباتی نمیتواند به سه حوزه تقسیم گردد. الا اینکه یک ولایت به دو ویا سه ولایت قبل از اعلام حوزه ای شدن، تقسیم شده باشد.
اما همزمان با واکنش و اعتراضات مردم و وکلای غزنی، طالبان تا کنون چندین نامه به ولسوالی جاغوری فرستاده است و حتی اسمای مسوولین نظامی و ملکی امارت اسلامی را با اسم و تخلص شان برای ولسوالیهای جاغوری و مالستان درج نامه های شان کرده و برای مردمان این دو ولسوالی هشدار هم داده اند تا از اوامر امارت طالبان سرپیچی نکنند در غیر آن مجازات میشوند.
میان تحصن 15 نفری برای بسته ماندن حوزه انتخاباتی ولایت غزنی، سکوت دولت و تعلل آگاهانه کمیسیون انتخابات برای بازنکردن این حوزه، اعلام کمیسیون جهت حوزه ای شدن انتخابات غزنی و هشدار های طالبان، رابط دیالکتیکی وجوددارد، تا از اعتراضات مردم و وکلای هزاره جلوگیری نمایند و صندوقهای حوزه های مناطق پشتون نشین را با رای گوسفندی پر نمایند تا در مناطق هزاره نشین حد اقل وکلا - درحد 1- 2 نفر - وارد پارلمان شوند.
نامه های تهدید آمیز طالبان چرا در این زمان صادر شده است؟ چرا از نام « مقام امارت اسلامی » مسوولین ملکی نظامی شان را مشخص میکنند تا در جاغوری و مالستان گویا احراز کر سی نمایند؟ قطعاْ این تهدیدها و هشدارها در همآهنگی کامل با تیم ارگ سازماندهی شده است. اگر چنین نباشد، از مناطقی که نامه ها فرستاده شده است و نامهای افرادی که درج نامه ها شده اند، از سوی دولت شناسایی شده است. باید اقدام فوری، سریع وقاطع برای سرکوب آنها نمایند. هرگاه دست به چنین اقدام فوری نزنند، بدان معنا است که دولت با طالبان شریک اند و با هم برای سرکوب هزاره ها آماده میشوند تا حتی آنها را از بزرگترین مظهر دموکراسی یعنی انتخابات هم محروم بسازند.
مسدود شدن شاهراه هزارستان، جنگ در جلریز و ناامن شدن تردد مسافران همه مناطق هزاره نشین، با همدیگر پیوند ناگسستنی دارند و صدای پای فاجعه را به گوش ها میرسانند. آنچه را که در گذشته بسیار نوشتیم اما کمتر شنیده شد.
حال مردم غزنی بخصوص ولسوالیهای جاغوری و مالستان از کنار این قضیه ساده نگذرند. اگر با حوزه ای شدن غزنی موافق نیستند، می ایستند و مبارزه میکنند، از یاد نبرند که تهدید و هشدار طالبان را باید جدی بگیرند و برای دفاع آماده شوند. از این همه زرق وبرق عروسی ها کمتر نموده و به مقصد جمع و جور کردن خود، زمان را ازدست ندهند. اگر گردن میگذارند، به فرستادن یک ویا دونفر وکیل به پارلمان قناعت کنند.
اما از دید من همین حوزه ای شدن ولایت غزنی و هشدار طالبان، جنگ درشاهراه ها و بلند رفتن میزان تهدیدهای ناامنی مسافران هزاره برای متحد شدن کل جامعه هزاره در غزنی و همه مناطق هزارستان، بهترین فرصت تاریخی را میسر ساخته است. تا همه در کنارهم بدون صغرا و کبرای گذشته از جزیره های نفاق محلی عبور نموده همچون مشت واحد در برابر طالبان ارگ نشین و بیرون از ارگ بایستند. آنگاه به زبان پشتو بر آنها نعره برکشند که : « دخلکو زور ، دخدای زوردی .»
خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
حوزه ای ساختن غزنی، به حاشیه راندن هزاره ها

با تقسیم کردن غزنی به سه حوزه انتخاباتی، کمیسیون نامستقل انتخابات، قانون انتخابات و قانون اساسی کشور را زیر پا گذاشت. روشن است که غزنی یکی از جمله سایر ولایات و جزو جدایی ناپذیر کشور است. لذا همانگونه که قانون انتخابات در همه ولایات یک حوزه ای انتخاباتی دارد، ولایت غزنی هم نمیتواند از این امر مستثنی باشد.
زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
- منبع: علی تقوایی
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.