گلبدین حکمتیار، رهبر «حزب اسلامی حکمتیار» که نزد افکار عمومی کشورش به سیاستمداری «دمدمی مزاج» شهرت دارد، نه تنها با هیچ یک از حاکمان کشورش تعامل نکرد ، بلکه همواره یک سیاست بی ثبات را در کشورش و هم در همکاری با کشورهای منطقه در پیش گرفته است.
وی حتی به تازگی به رغم توافق صلح نصف و نیمه ای که با محمد اشرف غنی احمد زی، رئیس جمهوری کشور امضاء کرده بود، با پیش بینی اینکه رئیس جمهوری به تدریج می رود در مقابل مخالفان تضعییف شود، تغییر موضع داده و به جمع مخالفان غنی پیوست.
پیشتر در سال 1395 توافقنامه صلحی میان دولت افغانستان به رهبری غنی و حزب اسلامی امضا شد که براساس آن دولت ضمانت کرد که در ازای برقراری آتشبس، به حکمتیار و دیگر رهبران شورشی حزب اسلامی او مصونیت قضایی اعطا کرده و حتی تلاش کند نام او را از فهرست تحریمهای سازمان ملل حذف کند.
بر همین اساس بود که حکمتیار بخشیده شد و پس از حدود 20 سال به کشور بازگشت. زندانیان سیاسی حزب آزاد شدند و حزب اسلامی متعهد شد از افراطیان فاصله گرفته، به قانون اساسی افغانستان وفادار مانده و علیه حکومت مرکزی اقدام نکند.
همچنین در دلو (بهمن ماه) همان سال تحریمهای بینالمللی علیه حکمتیار رفع شد و دفتر نمایندگی سیاسی سازمان ملل در افغانستان (یوناما) از آشتی دولت با گلبدین حکمتیار استقبال کرد، اما نسبت به مسائل مربوط به «عدالت انتقالی و حقوق بشر» این حزب ابراز نگرانی کرد.
حکمتیار در حالی با احزاب مخالف ائتلاف کرد که طبق گزارش های رسمی و رسانه ای، اشرف غنی طی چند ماه اخیر چندین میلیون دلار برای تامین مصارف او پرداخت کرده است.
وی نه تنها در این مورد خاص، بلکه در کلیه سوابق فعالیت های سیاسی اش همواره موضعی بی ثبات داشته و کمتر کسی از شهروندان کشور از جمله سیاستمداران داخلی و خارجی می توانند به او اعتماد کامل داشته باشند.
زیرا، با وجود اینکه در دو دوره در کشور نخست وزیر بود اما به دلیل روحیه ناسازگاری خشونت بار و جنگ طلبی همواره به عنوان «قصاب کابل» معروف بود، چرا که شخصاً مسئول کشتار عمدی هزاران غیرنظامی و تخریب عمدی شهر کابل در زمان جنگهای کابل در طول دهه 1370 بوده است.
به علاوه اینکه او در این زمان شهر کابل را بدون تفکیک مورد موشک باران قرار داد و نیروهایش مرتکب هزاران مورد غارتگری، قتل و تجاوز جنسی شدند.
اگرچه وی در حال حاضر رهبر فعلی حزبی به نام «حزب اسلامی گلبدین حکمتیار» است، حزبی که جزوه احزاب ثبت شده کشور نیست، اما نام اصلی این حزب «حزب اسلامی افغانستان» است که از قضا او در سال 1354 بنیانگذار آن بود، اما با فرار حکمتیار به پاکستان، دبیرکلی این حزب با سابقه قانونی و تاریخی افغانستان به «عبدالهادی ارغندی وال» واگذار شد و او نیز بعد از بازگشت حکمتیار به افغانستان نه تنها رهبری و دبیرکلی حزب را به او واگذار نکرد، بلکه عضویت او را نیز در حزبی که خود بنیانگذار آن بود لغوکرد.
البته حزب اسلامی او در زمان اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی (سابق) در سال 1357 توسط سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و با هماهنگی سازمان اطلاعات نظامی پاکستان (آیاسآی) و سعودی ها تامین مالی می شد تا علیه کمونیست ها فعالیت کند.
گزارشات حاکی است که حتی رژیم صهیونیستی نیز با حکمتیار از دوران جنگ شوروی روابط عمیق داشته و پس از سالهای حضور در افغانستان نیز این رابطه از بین نرفته است.
چون پس از امضای توافقنامه صلح میان حکمتیار و دولت وحدت ملی به نظر میرسد که حمایتهای رژیم صهیونیستی از حکمتیار و جنگجویان حزبش در افغانستان با رویکرد شیعه ستیزی و دامن زدن به تفرقهافکنی مذهبی در این کشور ادامه دارد.
شیعه ستیزی و همسویی این سیاستمدار بیثبات افراطی با عربستان سعودی نیز به قدری علنی است که در قوس (آذرماه) سال گذشته صدها نفر از اعضای حزب اش برای حمایت از آل سعود در جنگ یمن حضور یافتند.
چرا که وهابی های وابسته به عربستان سعودی با تبلیغ درمیان اهالی ولایت های کُنر و نَنگَرهار در شرق کشور، صدها نفر را ثبت نام و به جنگ یمن و حتی سوریه و عراق نیز اعزام کرده اند.
گفته می شود حکمتیار پیش از پیوستن به روند صلح افغانستان با «ابوبکر البغدادی» سرکرده تکفیری های داعش نیز بیعت کرده و حمایت خود را از او اعلام کرده بود.
در واقع باید اذعان داشت که حکمتیار و حزبی اسلامی او نه تنها در سیطره پاکستان و عربستان سعودی و به ویژه آمریکا قرار دارد، بلکه به طریق اولی از رژیم صهیونیستی نیز تاثیرات سیاسی و کمک های مالی فراوانی دریافت می کند.
از جمله خبرگزاری روسی اسپوتنیک معتقد است که «چارلی ویلسون» عضو مشهور مجلس نمایندگان آمریکا که از حامیان مهم رژیم صهیونیستی برای پیشبرد اهداف صهیونیسم در جنگهای ضد شوروی است، نقش کلیدی در تحویل صدها میلیون دلار پول و اسلحه سازمان اطلاعات خارجی رژیم صهیونیستی (موساد) به حزب اسلامی حکمتیار داشته است.
حتی «کریستوفر بولین» روزنامهنگار آمریکایی نیز چندی پیش در یادداشتی اعلام کرد که ویلسون شخصاً با گلبدین دیدار کرد و به توافق رسید که حزب اسلامی از رژیم صهیونیستی اسلحه دریافت کند و با مأمورین موساد و سیا در پاکستان ارتباط داشته باشد تا افراد حزب او را آموزش دهند.
او از ارتباط حکمتیار با «اسامه بن لادن» سرکرده القاعده نیز پرده بر داشت و افزود: «در راستای این توافق، حدود 4 هزار نفر از جنگجویان حزب حکمتیار توسط کارشناسان رژیم صهیونیستی آموزشهای نظامی دیدند که تعدادی از جنگجویان عرب نیز در جریان این آموزشها در حزب اسلامی جابهجا شدند».
همچنین «جورج کرایل» در کتاب «جنگ چارلی ویلسون» نیز ضمن تائید این روابط، آنرا با مجوز «ضیاءالحق» رئیس جمهور وقت پاکستان توصیف کرد.
با این وجود به نظر میرسد که روابط پنهانی میان رژیم صهیونیستی و حکمتیار پس از حضور او در کابل نیز حفظ شده است، چون او حتی از زمان امضای پیمان صلح با دولت نیز علاقه زیادی با محتوای تفرقه و نفرت پراکنی نسبت به اقوام و مذاهب کشورش داشته است.
به گونه ای که چند ماه قبل «عبدالطیف پدرام» نماینده مجلس و رهبر حزب کنگره ملی افغانستان نیز در کنفرانسی در کابل، حکمتیار را به دامن زدن به اختلافات قومی متهم کرد و آشکارا گفت که حکمتیار برای خشنودی امریکا، رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی به نفاق قومی و مذهبی دامن میزند.
موضع گیری شخصیت های افغانستانی نسبت به او بیشتر بدان سبب است که او که یک پشتون متعصب است در 23 میزان (مهرماه) سال گذشته در اظهاراتی عجیب و غیرقابل انتظار گفته بود که جنگ فعلی در افغانستان باید از مناطق پشتون نشین به مناطق تاجیک نشین و هزاره نشین کشیده شود تا هزاره ها و تاجیک ها نیز در آن کشته شوند.
این اظهارات درحالی مطرح شده بود که چندی بعد، یکی از شهروندان هرات در هنگام ادای نماز جمعه، حکمتیار را با کفشهایش هدف قرار داد.
وی حتی در 30 سرطان (مردادماه) سال قبل، احمد شاه مسعود، قهرمان استقلال و شخصیت ملی افغانستان را وابسته به دستگاه اطلاعاتی خارجی معرفی کرده بود که مورد اعتراض شدید شهروندان کشور و به ویژه عبدالله عبدالله رئیس اجرایی دولت نیز قرار گرفته بود.
حتی عبدالطیف پدرام نیز گفته بود: «ما باور داریم که آمدن حکمتیار نه تنها به روند صلح هیچ کمکی نخواهد کرد بلکه بر عکس جنگها و درگیریها در نقاط مختلف کشور افزایش خواهد یافت».
البته حکمتیار به رغم مخالفت اولیه با طالبان، بارها وابستگی خود را با این طیف فکری در افغانستان اعلام کرد، از جمله در 14 ثور (اردیبهشت) سال گذشته هنگام مراسم استقبال اشرف غنی از او برای برگزاری یک نشست صلح، طالبان را «برادر» خطاب کرد و گفت: «اگر طالبان مرا نماینده خود انتخاب کند، من هم از هرگونه حق و حقوق این گروه دفاع می کنم».
صرف نظر از شهرت حکمتیار به وابستگی به قدرت های خارجی، او در میان شهروندان کشور به ویژه روشنفکران نیز سابقه خوبی ندارد. چون او به صورت مستقیم یا غیرمستقیم عامل ترور خبرنگاران و روشنفکران و کسانی هست که از او انتقاد میکردند و حتی تاکنون در حزب اسلامی او اعرابی عضو بوده و هستند که بعدهاً به شبکه تروریستی القاعده پیوستند.
این حزب حتی بارها از سوی نهادهای حقوق بشری و فعالان مدنی به دست داشتن در کشتار غیرنظامیان در جنگ های داخلی 1371 تا 1375 متهم شد و از جمله کمیته بینالمللی صلیب سرخ نیز او را به صورت مستقیم مسئول کشتار حداقل هزار و 800 تن و زخمی کردن بیش از 8000 غیرنظامی است.
نهاد بینالمللی دیدهبان حقوق بشر نیز بارها او را به نقض حقوق بشر از جمله ناپدید شدن اجباری مخالفان سیاسی، داشتن یک زندان زیرزمینی در پاکستان و شکنجه در آن و نیز انجام حملات خشونتآمیز به سازمانهای غیردولتی فعال در زمینه برنامههای آموزش و صحت برای زنان کشور در اردوگاههای پناهندگان در پاکستان، متهم کرد.
در هر حال، نقش مخرب و ناسازگانه و تفرقه افکنانه حکمتیار در افغانستان از نیم قرن گذشته به این سو هویدا بوده است.
بعد از سقوط جنرال نجیب الله در افغانستان در سال 1371 و روی کار آمدن دولت اسلامی افغانستان طبق پیمان پیشاور بود که به رغم آنکه همه احزاب وقت با این دولت توافق کردند، اما حزب حکمتیار سر ناسازگاری با دولت را آغاز کرد که سرانجام کار به جایی رسید که برای کسب رضایت او، پست نخست وزیری را به او پیشنهاد کردند.
در همین دوره بود که او با قبول پست نخست وزیری کشور و به دلیل زیاده خواهی هایش به بمباران کابل پرداخت و زمینه یک جنگ داخلی تمام عیار را در کشور فراهم آورد که بیش از 50 هزار کشته غیرنظامی و مهاجرت های گسترده به خارج از کشور را در پی داشت، جنگی که سایه تبعات اختلاف افکنانه قومی آن هنوز از سر مردم کنار نرفته است.
حکمیتار که پیش از قدرت گرفتن طالبان در سال 1375 نخست وزیر بود، با روی کار آمدن طالبان و البته بنا به درخواست مقامات آن کشور و برخی کشورهای اروپایی به ایران پناهنده شد و اما بعد از سقوط طالبان و روی کار آمدن دولت انتقالی در کشور مخالفت خود را با دولت مرکزی و به ویژه با ایران آغاز کرد و با ائتلاف با دشمنان ایران همچنان موضعی ضد ایرانی دارد که این نیز نشان بارزی از تاثیر پذیری او از دشمنان قسم خورده ایران از جمله صهیونیست ها و سعودی ها است.
او سفرهای متعددی را به عربستان سعودی نیز انجام داده است.
البته او بعد از چند سال در 1381 به پاکستان رفت و فعالیت های نظامی خود را با حمایت سعودی ها، صهیونیست ها و آمریکا در آنجا از سر گرفت.
حکمتیار تا سال 2016 با تمام حکومتهایی که در افغانستان به قدرت رسیده بودند از جمله جمهوری افغانستان، جمهوری دموکراتیک افغانستان، دولت اسلامی افغانستان، امارت اسلامی افغانستان، دولت انتقالی افغانستان و دولت حامد کرزی و پس از آن با دولت اشرف غنی جنگیدهاست.
بنابراین، باید اذعان داشت که حکمتیار نه تنها به دلیل سرسپردگی اش به بیگانگان و دشمنان وحدت منطقه ای، بلکه به دلیل سیاست های تفرقه افکنانه اش در داخل افغانستان به یک سیاستمدار بی ثبات و بی ثباتساز معروف است که بیش از آنکه برای هموطنانمان و جهان اسلام مفید و به آنها وفادار باشد، به دلیل همین دم دمی مزاجی بارها مورد سوء استفاده قدرت های منطقه ای و فرا منطقه ای و در واقع صاحبان منافع در کشور نیز قرار گرفته و می گیرد.
خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
حکمتیار، سیاستمداری بی ثبات در سیطره قدرت های خارجی

گلبدین حکمتیار، رهبر «حزب اسلامی حکمتیار» که نزد افکار عمومی کشورش به سیاستمداری «دمدمی مزاج» شهرت دارد، نه تنها با هیچ یک از حاکمان کشورش تعامل نکرد ، بلکه همواره یک سیاست بی ثبات را در کشورش و هم در همکاری با کشورهای منطقه در پیش گرفته است.
زمان تقریبی مطالعه: 10 دقیقه
- منبع: علی نصیری
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.