منظومه «جنگنامه»، در سالهای جنگ اول افغان و انگلیس در 170 سال پیش توسط «محمدغلام غلامی» سروده شد. این دفتر شعر، مهمترین اثر حماسی دوران مقاومت علیه انگلیسها به شمار میرود که بیانگر روحیه بیگانهستیزی افغانها است.
«اکبرنامه»، منظومه دیگر حماسی به سبک شاهنامه فردوسی است که در قرن سیزدهم هجری توسط «حمید کشمیری» در وصف وزیر اکبرخان به نظم درآمده است. این دفترِ شعر نیز مرتبط با جنگ اول افغان و انگلیس است. پسازآن، شعر عامیانهی مقاومت نیز شکل گرفت که به لالایی مادران هنگام خواباندن کودکانشان تبدیل شد. «بیا بچیم انگور بخو» از مشهورترین سرودههای فولکلوری این دوره بود که مادران افغان، با کلمات ساده، فرزندانشان را درس شجاعت، مقاومت و از خودگذشتگی میآموختند.
در جنگ دوم افغان و انگلیس، مضامین حماسی وارد شعر پشتو نیز شد که در سرودههای به اسم «لندی» متبلور یافت. در این پیامکها و اشعار کوتاه که عمدتاً سراینده آن دوشیزگاناند، جوانان برای دفاع از ننگ و ناموس و سرزمینشان ترغیب میشوند.
در دوره اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ نیز شیوهای از سرودههای حماسی نسج یافت که به «شعر مقاومت» معروف شد. این اشعار، افزون بر زیباییشناختی ادبیات ما، روحیه یک ملت را نیز به تصویر میکشد. دینمداری، بیگانهستیزی و پایداری در برابر اجانب از بارزترین نکتههای اشعار مقاومت است.
وقتی طالبان 24 سال پیش سازماندهی شدند، با شناختی که از بافتهای فرهنگی و سنتی جامعه افغانستان داشتند، به سرودن اشعار حماسی مبادرت کردند که به سرودها و آوازهای بدون ساز و موسیقی مشهور است. آنان علاوه بر گنجاندن مضامین میهنی در سرودهای خود، از مطالب دینی نیز در غنابخشی به این سرودهها، بهره بردهاند.
سرود رسمی این گروه یعنی "د شهیدانو کور" نیز تلفیقی از آموزههای دینی و ترانههای محلی بدون موسیقی است زیرا طالبان، هر نوع موسیقی را حرام میدانند. «فقیرمحمد درویش» که تصویر او را در زیر مشاهده میکنید، از مشهورترین ترانهسرایان طالبان است که جنگجویان این گروه با شنیدن صدای او، به وجد میآیند. او که با تصوف هم بیگان نیست، محل تولدش روستای «حیدرخیل» منطقه «اسماعیل خیل» ولایت خوست است. فقیرمحمد، از روحیات جوانان روستایی مناطق جنوب افغانستان آگاهی کامل دارد و میداند که چگونه جوانان احساساتی را به اردوگاه طالبان بکشاند.
در یکی از نوشتههای طالبان که در تجلیل از فقیرمحمد درویش، در سایت «نن» منتشر شده، آمده است: "در یکی از روزها، گروهی از عاملان انتحاری طالبان برای عملیات عازم منطقه بودند. فرماندهان آنان از این جوانان خواستند که در لحظات آخر زندگی، چه آرزو دارند تا برآورده کنند؟ عاملان انتحاری یکصدا از فرماندهانشان خواستند که تنها آرزوی آنان قبل از مرگ، ملاقات و دیدار با فقیرمحمد است."
شاید برای شهرنشینان افغانستان، شنیدن ترانههای طالبان آزاردهنده باشد اما در جامعه غیرشهری و عشایری که طالبان در آن رشد کردهاند، این سرودهها، از گوشنوازترین نواها است. طالبان برای تخدیر ذهن و تسخیر جسم هزاران هزار، جنگجو و عامل انتحاری، از این سرودهها استفاده کردند و آنان را به قربانگاه کشاندند. تهیه و انتشار فیلم از جریان فعالیتها و عملیاتهای طالبان، از دیگر ابزار این گروه در جنگ نرم با غربیها و دولت افغانستان است. به تصویر کشیدن صحنههای مهیج جنگ به خصوص لحظه رفتن عاملان انتحاری به سوی هدف، تأثیر عمیقی روی جنگجویان طالبان میگذارد و آنان را برای عملیاتهای بعدی آماده میکند.
فیلمبرداری توسط پهپاد از حمله انتحاری به مرکز پلیس منطقه «ناوه» ولایت هلمند که در میزان 1395 انجام شد، یکی از دهها کلیپ تبلیغاتی طالبان بود که همه را شگفتزده کرد. انتشار فیلم سخنان تحریکآمیز نفوذی زیر 20 سال طالبان که «عبدالرازق» فرمانده سابق پلیس قندهار را به قتل رساند، از دیگر برنامه تبلیغی طالبان بود. او با توسل به آیات قرآن و احادیث نبوی، از سایر همسنو سالهای خود خواست تا به گفته او؛ در جهاد علیه کفار شرکت کنند.
استفاده طالبان از مساجد و مدارس دینی از دیگر ابزارهای تبلیغاتی این گروه به شمار میرود که شرح آن در یادداشت حاضر نمیگنجد. در حقیقت، طالبان در زمینه جنگ نرم که از جامعه دینی و سنتی افغانستان مایه گذاشتهاند، دست آمریکا و دولت افغانستان را از پشت بستهاند.
تا یک دهه پس از حضور آمریکا و متحدانش در افغانستان، غربیها از این شگرد طالبان غافل بودند اما در سالهای اخیر، شماری از محققان و جامعه شناسان غربی و اروپایی، در جستجوی رمز موفقیت طالبان برآمدهاند. «توماس جانسون» افسر عالیرتبه آمریکا که یک دهه پیش مشاور نظامیان آمریکایی در افغانستان بود، یکی از این افراد است. او سالها قدرت نرم طالبان را مورد مطالعه قرار داده که حاصل کار او، چاپ کتاب «روایات طالبان» به زبان انگلیسی است. تحقیق جانسون نشان میدهد که چگونه طالبان از آیات، روایات، نغمهها و اشعار ساده، مردم را متقاعد کردهاند که آمریکا یک کشور اشغالگر است اما آمریکا نتوانسته است افغانها را قانع کند که چرا باید نیروهای خارجی در افغانستان حضور داشته باشند.
«اشعار طالبان» به زبان انگلیسی، عنوان کتاب دیگری است که اخیراً توسط نهاد «سیهورست» در لندن به چاپ رسیده است. «الکس استریک» و «فلیکس کوهن»، نویسندگان این کتاب، سالها درباره راههای پیروزی طالبان تحقیق کرده و به این نتیجه رسیدهاند که غرب برای شناخت طالبان، ترانهها و ابزار تبلیغاتی آنان را مورد واکاوی قرار دهد.
افزون بر این، نگارنده معتقد است که سطح فرهنگی جامعه افغانستان و بافتهای سنتی این کشور که بیشتر در مناطق روستایی عینیت مییابد، بستر مناسبی برای موجسواری طالبان روی ارزشها، باورها و اعتقادات جامعه روستایی و دینی در جهت منافع این گروه بوده است. اکنونکه سخن از ایجاد تغییراتی احتمالی در افغانستان مطرح است، میطلبد که دیدگاهمان را نیز نسبت به طالبان از تئوریتوطئه و پروژهای بودن این گروه، به نگاه جامعهشناسی طالبان تغییر دهیم. هرچند ممکن است تغییر دیدگاهمان به طالبان، ناخوشایند باشد ولی باید روزی به این حقیقت رسید که این گروه ساختهوپرداخته باورهای دینی و ساختارهای اجتماعی و زاده نظام قبیلهای افغانستان است که هرازگاهی به تختهی بازی کشورهای دور و نزدیک نیز تبدیل میشود.
خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
نگاهی به قدرت نرم طالبان

منظومه «جنگ نامه»، در سال های جنگ اول افغان و انگلیس در 170 سال پیش توسط «محمدغلام غلامی» سروده شد. این دفتر شعر، مهم ترین اثر حماسی دوران مقاومت علیه انگلیس ها به شمار می رود که بیانگر روحیه بیگانه ستیزی افغان ها است.
زمان تقریبی مطالعه: 5 دقیقه
- منبع: محمد مرادی
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.