هرچند حزب جمعیت اسلامی افغانستان از بدو تاسیس آن از لحاظ باور های اسلامی معتقد به حکومت امت اسلامی است، ولی در بحث میان قومی برای تاجیکان جایگاه شهروند درجه دوم را قایل هستند.
صحبت غیر رسمی و غیر مسوولانه یونس قانونی یکی از رهبران شناخته شده جمعیت که اخیرا در رسانه های اجتماعی درز کرد و با واکنش تند جامعه تاجیک مواجه شد نشان می دهد که تنها جناب قانونی نیست که به این باور رسیده که "ریاست به ما نمی رسد"، اکثریت اعضای حزب جمعیت به این باور اند که زعامت حق پشتونها است و معاونیت برای تاجیک ها از روز ازل تقسیم شده است.
در این مقاله سیر تفکر و داعیه قدرت در جمعیت اسلامی با حزب اسلامی به رهبری گلبدین مقایسه شده است تا دلایل ضعف امروزی رهبران جمعیت روشن شود.
اگر مقایسه کنیم جمعیت اسلامی را با حزب اسلامی از لحاظ داعیه رهبری کشور، جمعیت اسلامی همچو داعیه هیچگاه نداشته است. اگر یک تعداد اعضای آن این داعیه را داشته اند، بیشتر در ذهن و دماغ شان داشته اند و یا با مخالفت رهبران شهروند درجه دو باور مواجه شده اند و کاری کرده نتوانستند. به همین دلیل است که جمعیت اسلامی بیش از هر سازمان سیاسی افغانستان در بحران راهبردی قرار دارد.
واقعیت این است که جمعیت اسلامی که در جهاد زیر فشار گلبدین و حزب اسلامی قرار داشت و کمتر مورد اعتماد و حمایت پاکستانی ها و امریکاییها و اعراب قرار داشت، همواره خود را بحیث سازمان درجه دوم و یا شهروندان درجه دوم و حاشیوی باور می کردند.
جنگ قدرت میان کارمل و نجیب معادله قدرت را تغییر داد.
جنگ قدرت میان کارمل و نجیب پس از فروپاشی شوروی سابق تمام معادلات قدرت را در افغانستان به نفع جمعیت اسلامی و سقوط حزب اسلامی تغییر داد.
چنانچه بعد از فرار نا فرجام نجیب و شکست گلبدین و خلقی های حامی او توسط جنرالان پرچمی طرفدار کارمل ستاره اقبال جمعیت اسلامی بویژه شورای نظار به درخشیدن گرفت و کلید ارگ به دست آنها رسید. حتی احمد شاه مسعود که یک فرمانده با داعیه و جاه طلبی بود و معاونیت را ننگ می شمرد، در آعاز سقوط حکومت نجیب جرات نکرد بحیث رییس جمهور افغانستان قدرت را از جنرالان پیروزمند پرچمی تسلیم شود. چنانچه رهبران و جنرالان حاکم کابل به او پیشنهاد کردند که بجای منتظر نشستن فیصله رهبران جهادی زیر فرمان آی اس آی در پشاور باید خود حکومت خود را بحیث رییس جمهور افغانستان اعلام کند.
حکومت کابل حاضر بود قدرت را با تشریفات خاص بحیث فاتح کابل بعنوان رییس جمهور به مسعود بحیث یک مجاهد میانه رو و ضد پاکستانی تسلیم کنند. این در حالی بود که جنرالان خلقی و نجیبی تحت رهبری جنرال رفیع پیش از آمدن مسعود به کابل و رهبران از پشاور کلید ارگ را به گلبدین تسلیم نموده بودند، ولی با همت افسران پرچمی از ارگ و نقاط استراتژیک کابل با زور بیرون ساخته شده به چهار آسیاب نزد جنرالان آی اس آی و گلبدین پناه بردند.
واقعیت این است که جمعیت اسلامی باور نداشت که قدرت خدا داد حکومت نجیب را تسلیم شود و حتا پس از تسلیمی کلید ارگ، رهبران جمعیت بشمول مسعود بار ها اعتراف کردند، که کمونستان قدرت را بالای ما "تپ کردند و ما آماده گرفتن قدرت نبودیم" در حالیکه گلبدین در هر لحظه آماده گرفتن قدرت از زمان شورش های ضد داوود خان در کنر تا معامله ناکام او با حفیط الله امین، کودتای ناکام تنی، و سقوط حکومت نجیب بود.
تمام تلاش مسعود این بود که در مخابره گلبدین را راضی بسازد که داخل کابل نشود و منتظر فیصله پشاور بماند. اما گلبدین منتظر هیچ کس نماند.
تاریخ بیرحم از حسن نظر مسعود درین مخابره برای تشویق گلبدین که دست از خاک خون کشیدن کابلیان مظلوم بکشد و منتظر فیصله رهبران در پشاور بماند، قضاوت نخواهد کرد. قضاوت تاریخ در این است که کی توانست اول خود را به ارگ کابل برساند.
اگر جنرالان خلقی و نجیبی در برابر جنرالان پرچمی طرفدار کارمل شکست نمی خوردند، امروز گلبدین امیر افغانستان بود.
تصادفی نبود که گلبدین بعد از ورود به کابل دو سال قبل در نخستین مصاحبه خود به تلویزیون شمشاد عقده شکست خود را کفاند و گفت "نجیب حاضر شده بود قدرت را به حزب اسلامی تسلیم کند، اما جنرالان ضد ما طرح نجیب را سبوتاژ کردند و مانع انتقال قدرت به حزب اسلامی شدند"
واقعیت این است که مسعود فرصت طلایی که نصیب هیچ خوشبختی در تاریخ نمیشود را از دست داد. در نتیجه رهبران پشاوری در تحت تصمیم آی اس آی و عرب ها گلبدین را بحیث صدر اعظم در حکومت تحت ریاست سبقت الله مجددی، استخاره چی تعین کردند.
قدرت طلبی های رهبرانجمعیت در مراحل بعدی خیلی ناوقت بود و نتوانست جایگاه جمعیت اسلامی را در میان جهنمی از هرج و مرج تنظیمی تقویت کند و در نتیجه توسط طالبان به حاشیه برده شدند.
مبارزه قدرت در بستر دموکراسی:
با ترور مسعود در یک توطئه جهانی در 2001 برای جمعیت اسلامی نه داعیه باقی مانده بود و نه جرات پر کردن خلای رهبری طالبان در تحت حمایت امریکا.
تصادفی نیست که در کنفرانس بن و در 18 سال اخیر رهبران جمعیت اسلامی بحیث شهروندان درجه دوم و بدون داعیه کشور را دست بسته با فاشیزم تسلیم کردند.
عبدالله در ظاهر داعیه رهبری دارد ولی کارنامه او نشان داد که با چشمان گیریه در انتخابات 2009 از میدان فرار کرد و یا از حق مشروعیت رهبری خود در انتخابات 2014 عقب نشینی کرده و مصروف خوش گذرانی و آرایش شد. او اولین کسی بود که حامد کرزی را بجای استاد ربانی در کنفرانس بن بحیث رییس جمهور پیشنهاد کرد.
آنچه یونس قانونی گفت که "ریاست به ما نمی رسد" تنها باور او نیست، اکثریت قاطع رهبران جمعیت اسلامی عین باور دارند. بگونه مثال چند ماه قبل استاد عطا در مصاحبه تلویزیون آریانا با صراحت اعتراف کرد که "غربی ها ما را نمی خواهند و ما در جستجوی یک تکنوکرات خوب هستیم"
کشمکش نخبگان جمعیت در انتخابات 2019 بر سر این نیست که کدام شان رئیس جمهور شوند، تمام بحث بر سر اینست که به معاونیت کدام ولسمشر قدرتمند بیعت کنند.
به باور یونس قانونی "این تنها اتمر است که می تواند غنی را از ارگ بیرون کند".
پرسش اساسی این است به اصطلاح عوام" شما را چه شده" که نمی توانید غنی ملحد را به اصطلاح مجاهدین که حتا کلمه خود را یاد ندارد و با خانم یهودی اش بر سر گرده های مردم حکومت می کند، بازور خدا و بازوی مردم از ارگ بیرونکنید؟"
جالب این است که رهبران جمعیت می خواهند جای یک فاشیست مریض و بی حوصله را یک فاشیست جوان و خون سرد در ارگ پر کند.
اینست داعیه رهبران جمعیت اسلامی افغانستان در 4 دهه اخیر!
به باور این قلم تسلیمی و بی برنامگی چند فرمانده جهادی و یا چند دلال سیاسی نمی تواند بمعنای تسلیمی و شکست جامعه حق طلب تاجیک تلقی شود. همچنان جمعیت اسلامی نمی تواند از جامعه مبارز و حق طلب تاجیک نمایندگی کند و نه میراثدار تاریخ، هویت و اقتدار تاجیکان بحساب می آید.
میراث دار و نماینده اقتدار تاجیکان نسل جوان، آگاه و هوشمند اند که سر تعظیم نه به اهریمن خم می کنند و نه به "عاق شدگان" جامعه تاجیک دیگر اعتماد و باور دارند. چنانچه واکنش و صدای رسای این نسل را در برابر صحبت های غیر مسئولانه یونس قانونی و سیاست های تسلیم طلبانه عبدالله می توان احساس کرد،که به یک قدرت بزرگ اجتماعی تبدیل شده اند.
هارون امیرزاده
خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
چرا رهبران جمعیت داعیه رهبری در کشور ندارند؟

هرچند حزب جمعیت اسلامی افغانستان از بدو تاسیس آن از لحاظ باور های اسلامی معتقد به حکومت امت اسلامی است، ولی در بحث میان قومی برای تاجیکان جایگاه شهروند درجه دوم را قایل هستند.
زمان تقریبی مطالعه: 7 دقیقه
- منبع: خبرگزاری افغان ایرکا
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.