
اشرف غنی در یک ویدیوکنفرانس به مردم یکاولنگ گفته است: «بیشترین کتاب در کتابخانه ی شخصی ام، مربوط به هزاره ها و مناطق مرکزی است».
زمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه
اشرفغنی در یک ویدیوکنفرانس به مردم یکاولنگ گفته است: «بیشترین کتاب در کتابخانهی شخصیام، مربوط به هزارهها و مناطق مرکزی است».
ایشان دقیق گفته است، زیرا شناخت او از روحیهی هزارهها بسیار عمیق و دقیق است؛ به همین دلیل، رگ خواب هزارهها را خوب پیدا کرده است و میداند که بر سر هزارهها هر قدر بلا بیاوریم، با دادن یک چاکلیت همه را فراموش میکنند.
پروژههای مناطق مرکزی را از لیست تدارکات ملی حذف میکند؛ اما در عوض آن، به نام فیض محمد کاتب هزاره، مدال ضرب میکند و هزارهها از داکتر و ماستر گرفته تا لیسانس و... در پوست خود نمیگنجند.
تمام وزرای هزاره را از کابینه اخراج و تمام ادارات دولتی را از وجود معین، رییس، مدیر، آمر و دیگر کارمندان هزاره، پاک جارو میکند، اما در عوض آن، میگوید: «دانش مرجع تقلید من است». باز میبینیم که هزارهها از خوشحالی در پوستشان نمیگنجند.
تمام جنرالان و افسران هزاره را از نهادهای امنیتی اخراج و این نهادها را از وجود هزارهها کاملا خالی میکند، اما در عوض، وعده میدهد که منار کاتب هزاره را از پول شخصی خود اعمار میکنم، آنگاه باز میبینیم که هزارهها از شادمانی پرواز میکنند.
حتی حاضر نیست که یک کندک اردوی ملی را برای تأمین امنیت مناطق مرکزی در این مناطق مستقر کند، لذا هر روز مسافرین هزاره در مسیرها تیرباران میشوند و یا مناطقشان مورد هجوم دشمن قرار میگیرد، اما ایشان اعلام میکند که من در بارهی هزارهها مطالعه میکنم؛ آنگاه باز میبینیم که داکتر و ماستر و... هزاره، از خوشحالی به رقص میآیند.
آیا ضرب مدال بهنام کاتب هزاره، اعمار منار کاتب هزاره، مرجعیت تقلید دانش، کتابهای کتابخانه شخصی اشرفغنی، برای مردم مناطق مرکزی، پروژه میشود، آب و نان میشود و یا امنیت میآورد که ما اینقدر ذوقزده شده و میشویم؟.