بیحرمتی به رای مردم در چند انتخابات گذشته، روی میزان حضور مردم در انتخابات دیروز تاثیرگذار بود. مردم از انتخابات سال 2004 تا انتخابات پارلمانی سال گذشته، حضور نسبتاً پررنگی داشتند.
انتخابات ریاست جمهوری 6 میزان سرانجام برگزار شد. صلح نیامد و انتخابات بر صلح غلبه کرد. تلاش ها برای تعویق و تعلیق انتخابات هم نتیجه نداد و ارگ توانست اراده اش برای برگزاری این روند را به کرسی بنشاند. تقلب هم آنگونه که پیش بینی می شد، جدی و سازمان یافته و فراگیر نبود؛ هرچند برای اثبات این ادعا نیاز به زمان بیشتری داریم و باید منتظر بمانیم تا طی روزهای آینده، تیم هایی که خود را بازنده احساس می کنند، چه اسناد و مدارکی در زمینه تقلب، ارائه می کنند و اینکه آیا این اسناد و مدارک می تواند اصل انتخابات را مخدوش کند و روی نتیجه تأثیر بگذارد یا خیر.
تا اینجا ظاهرا همه چیز طبق میل و مراد ارباب قدرت به پیش رفته و به تعبیر اشرف غنی، مردم به ندای جمهوریت لبیک گفتند؛ اما مشکل از آنجا شروع می شود که مردم در واقع به ندای جمهوریت، لبیک نگفتند. یا به بیان بهتر، اکثر مردم این ندا را شنیدند؛ اما به آن پاسخی ندادند. این واکنش، کاملا آگاهانه و حساب شده بود.
ممکن است استدلال شود که تحت تأثیر تهدیدهای طالبان، اکثر مردم ترجیح دادند روز انتخابات در خانه های شان بمانند و در آن شرکت نکنند؛ اما تهدیدهای قابل پیش بینی در این انتخابات، کمتر از روندهای قبلی انتخاباتی نبود. با این وجود، مردم علیرغم تهدید و حتی با پذیرفتن خطر مرگ، در روندهای پیشین، شرکت کردند و به نامزدهای مورد نظرشان رأی دادند؛ یعنی آنها پیش از این فکر می کردند که انتخابات، جمهوریت و مردم سالاری، ارزش قربانی دادن را دارد. پس باید قبول کرد که در انتخابات 6 میزان، مشکل، ریشه دار از آن بود که تصور یا تصویر می شود.
مردم این بار نیامدند و این کار را کاملا آگاهانه انجام دادند. یعنی آنها از حق شهروندی شان برای رأی دادن، استفاده وارونه کردند و با رأی ندادن، به ارباب قدرت پیام دادند که دموکراسی دروغین امریکایی، جمهوریت شبیه سازی شده قبیله ای و انتخابات ریاکارانه دولتی، شکست خورده است. آنها در انتخابات شرکت نکردند تا به ارگ پیام بدهند که وقتی قرار است رأی شان شمرده نشود، آنها هم احمق نیستند تا رأی بدهند.
مردم در عین حال به تیم های رقیب اشرف غنی، این پیام را صریح و واضح را ارسال کردند که دروغ، عوام فریبی، بی کفایتی، سوء استفاده از نام و عنوان جهاد، معامله با رأی و سرنوشت مردم و بازی با دموکراسی و انتخابات برای رسیدن به کرسی های فاقد صلاحیت و اثرگذاری، کافی است.
آنها همچنین نیامدند تا به بانک های سنتی رأی و رهبران قومی بگویند که مردم گوسفند نیستند، اراده دارند، از حق و قدرت انتخاب برخوردار اند و در شرایطی که احساس کنند از سوی سران معامله گر قومی، معامله می شوند، نمی آیند تا معامله خراب شود.
به جز برگزاری انتخابات در فضایی نسبتا امن و باثبات و ناکامی و ناتوانی تروریست ها و دشمنان مردم در تحمیل ضربه ای بزرگ به این روند که بدون تردید، افتخاری غرورآفرین و قابل ستایش برای نیروهای امنیتی بود، انتخابات ششم میزان، هیچ نقطه روشن و قابل افتخار دیگری نداشت و ندارد.
هیچکس نمی تواند با استناد به رای و اراده مردم، مدعی پیروزی شود؛ زیرا تنها حدود 2 میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند که اگر آرای جعلی را جدا کنیم حتی ممکن است آمار واقعی، از این هم کمتر باشد. در چنین شرایطی، نامزد پیروز با انتخاب حدود 5 درصد مردم افغانستان، رییس دولت آینده خواهد شد. چنین دولتی نه می تواند وارثی صالح و امین و مشروع برای جمهوریت باشد و نه از اقتدار و مشروعیت دموکراتیک بهره ای خواهد داشت.
بر این اساس، به جای ادعای پیروزی زودهنگام، همه نامزدها باید سر در گریبان خود فروبرند و به نظامی فکر کنند که از سوی مردم، نمره منفی گرفته و طرد شده است. این یک هشدار جدی است و رمزگشایی از چرایی و چگونگی آن نیاز به کارشناسی عمیق و ریشه ای جامعه شناسانه دارد.
مردم، مشارکت نکردند، تا کسی در آینده به نام آنها مدعی مشروعیت قدرت خود نشود و خود را وارث بلامنازع سرنوشت آنها و نماینده واقعی توده ملت به حساب نیاورد. از این پس، حتی اگر از رهگذر این انتخابات حداقلی و فاقد مشارکت و مشروعیت، کسی ادعای مشروعیت کند، دروغ گفته است و این چیزی است که عدم شرکت میلیون ها نفر از مردم افغانستان در انتخابات 6 میزان آن را اثبات می کند.
دلایل مختلف استقبال کمرنگ از انتخابات روز گذشته را میتوان اینگونه فهرست کرد:
تقلب و مشکلات تخنیکی در چند انتخابات گذشته
بیحرمتی به رای مردم در چند انتخابات گذشته، روی میزان حضور مردم در انتخابات دیروز تاثیرگذار بود. مردم از انتخابات سال 2004 تا انتخابات پارلمانی سال گذشته، حضور نسبتاً پررنگی داشتند. آنها هر دوره صدها تهدید را به جان خریدند و به پای صندوقهای رای رفتند. از سال 2004 که نخستین انتخابات در افغانستان برگزار شد تا اکنون، هیچ انتخاباتی بدون دردسر و بیتقلب در کشور برگزار نشده است. اما در این میان، جنجالیترین انتخابات پس از انتخابات ریاست جمهوری دوره پیشین، انتخابات پارلمانی 1397 و اعلام نتایج این انتخابات بود که تا شش ماه به طول انجامید. در آن انتخابات شماری از کسانی که رای گرفتند، به پارلمان راه پیدا نکردند و به جای آن کسان دیگری با حمایتهای سیاسی و یا اقتصادی وارد پارلمان شدند.
واکنش آگاهانه؛ بیباوری به سیاسیون
مردم افغانستان هربار به امید بهتر شدن روند رایگیری به پای صندوقهای رای رفتند؛ آنها اینبار ظاهراً ناامید شده بودند. مردم با حضور کمرنگ خود در انتخابات دیروز، اوج ناامیدی خود از رهبران سیاسی کشور را به نمایش گذاشتند.
حضور کمرنگ مردم در پای صندوقهای رایف پیامهای واضحی به دولتمردان و رهبران سیاسی داشت. آنها به وضوح بیان کردند که دیگر حاضر نیستند دستمایه بازیهای سیاسی سیاسیون قرار گیرند. مردم بیتردید به دموکراسی باور دارند، این باورمندی را مردم در چندین انتخابات قبلی به نمایش گذاشتند.
وعده های دروغین قبلی
در گذشته، سیاسیون کشور وعدههای گوناگونی در جریان کارزارهای انتخاباتی به مردم دادند؛ وعدههایی که تقریباً اکثریت مطلقش عملی نشد. رهبران حکومت وحدت ملی که بیتردید در همین انتخابات نیز پیشتازان این روند هستند، وعدههای زیادی به مردم داده بودند، اما به وعدهها عمل نکردند. پروژه تاپی، تامین امنیت، رشد اقتصادی، حکومتداری خوب، مبارزه با فساد، کاریابی و دهها وعده دیگر از سوی آنها داده شده بود، ولی هیچیک از این وعدهها عملی نشد.
بیبرنامهگی نامزدان مردم را بیش از گذشته به انتخابات، به حکومتداری و به آیندهی پرثمر بیباور ساخت. مسوولیت بخش بزرگی از حضور کمرنگ مردم در انتخابات، به دوش سیاستمدارانی است که در گذشته وعدههایی به مردم دادند اما به این وعدهها عمل نکردند.
مشکلات امنیتی
انتخابات ریاست جمهوری در حالی برگزار شد که در 34 ولایت افغانستان جنگ در جریان بود. طالبان نزدیک به نیمی از مناطق را زیر نفوذ خود داشتند. شهرهای بزرگ با تهدیدهای امنیتی از جمله حملات انتحاری روبهرو بود.
طالبان مردم را پیش از انتخابات تهدید کردند. هرچند خشونتها نسبت به دور گذشته و انتخابات پارلمانی کمتر بود، اما به بیتردید تهدید طالبان نیز بر حضور مردم تاثیرگذار بوده است.
این تهدید در سطح ولسوالیها، گستردهتر بوده است. مشارکت در سطح ولسوالیها به پیمانه بیسابقهای پایین گزارش شده است.
عدم برگزاری همزمان انتخابات شوراهای ولایتی و ریاستجمهوری
یکی از مواردی که بر حضور مردم تاثیر منفی گذاشت، عدم برگزاری انتخابات شوراهای ولایتی در کنار انتخابات ریاست جمهوری بود. این نخستین باری بود که از سال 2014 به این طرف انتخابات ریاست جمهوری بدون صندوقهای انتخابات شوراهای ولایتی، برگزار شد.
در دروههای قبلی، هزاران نامزد شورای ولایتی، هواداران خود را کوچهبهکوچه و روستابهروستا به رایدهی در انتخابات تشویق میکردند. باور شخصی من این است که هیچ یک از موارد ذکر شده به اندازه این موضوع در انتخابات روز گذشته تاثیرگذار نبود.
نامزدان شوراهای ولایتی مردم را بیشتر تشویق میکردند، خانوادهها و اقوام همین نامزدان نیز در افزایش حضور به پای صندوقهای رای تاثیرگذار بودند.
مشکل استکیرها
هر چند استفاده از استیکرها و بیومتریک برای جلوگیری از تقلب در انتخابات، برنامهریزی شد، اما بیتردید یکی از جدیترین مواردی که تاثیر منفی بر حضور مردم در انتخابات روز گذشته گذاشت، همین مورد بود. صدها هزار نفر به دلیل مسافرت از یک محل به محل دیگر، مسافرت از یک قریه به قریه دیگر، از یک شهر به شهر دیگر و در نهایت از یک ولایت به ولایت دیگر، نتوانستند رای بدهند. چنانچه نگارنده این متن نیز به دلیل اینکه استیکر تذکرهاش در هرات ثبت شده، نتوانست در کابل رای بدهد. این روند، هزاران نفر را از حق طبیعی آنان محروم ساخت.
مردم حق دارند در انتخابات شرکت کنند. انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات محلی برای تعیین اعضای شوراهای ولسوالی یا ولایتی و یا اعضای مجلس نمایندهگان نیست، مردم در هر جای این کشور که باشند باید حق داشته باشند تا رییس جمهور خود را انتخاب کنند؛ اما استیکرها، جلو رای صدها هزار نفر را گرفت.
خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
چرایی عدم حضور گسترده مردم در انتخابات 6 میزان

بی حرمتی به رای مردم در چند انتخابات گذشته، روی میزان حضور مردم در انتخابات دیروز تاثیرگذار بود. مردم از انتخابات سال 2004 تا انتخابات پارلمانی سال گذشته، حضور نسبتاً پررنگی داشتند.
زمان تقریبی مطالعه: 8 دقیقه
- منبع: خبرگزاری افغان ایرکا
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.