
استراتژی جو بایدن در قبال مساله سیاسی افغانستان روشن نیست. اما اگر جو بایدن واقعا طرفدار دموکراسی و آزادی و عدالت و حقوق بشر است، باید سازشنامه دوحه را لغو کند.
زمان تقریبی مطالعه: 13 دقیقه
استراتژی جو بایدن در قبال مساله سیاسی افغانستان روشن نیست. اما اگر جو بایدن واقعا طرفدار دموکراسی و آزادی و عدالت و حقوق بشر است، باید سازشنامه دوحه را لغو کند.
پس از جنجال برانگیزترین انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ دموکراسی آیالات متحده امریکا، که با حمله معترضین طرفدار دونالد ترامپ،یه مقر مجلس سران حکومت در کنگره ملی امریکا، بینی دموکراسی نیولیبرالی نمونه بارز امپریالیسم بی عدالتی ها، در داخل کشور مادر بریده شد در رسم یورش نژادپرستان احزاب سفید پوست دارای رگه های فاشیسم هیتلری-تعبیضی حامی کله خراب ترامپ، دلال مستغلات که کلاهبرداری را هنر «ارزش وجودی» تعریف می کند این شکست خورده جنگ سیاسی طبقاتی داخل خانه اش که به زودی در دور جکومت بایدن 78 ساله به دادگاه عالی به خاطر 14000دروغ که به مردم امریکا، گفته و ذهن عمومی را فریب داده و دستور حمله به کنگره عالی ترین مرجع نخبگانی سیاسی دولتی را داده است، به میز محاکمه کشیده خواهد شد، روز چهارشنبه 20 جنوری 2020، جوزف بایدن 78 ساله رهبر و کاندید حزب دموکرات همراه با خانم هریس کال معاون رییس جمهور وارد سالون مجلس مراسم تحلیف گردید و به حیث چهل و ششمین رییس جمهور منتخب مردم آیالات متحده امریکا، در حضورعده محدود از سران حکومت سابق و هواخواهانش رسماً حلف وفاداری یاد کرد. خانم هریس کازل-تیره پوستان هند-افریقایی-امریکایی نیز به حیث معاون جو بایدن حلف وفاداری یاد کرد.
این در حالی بود که دونالد ترامپ، از حضور در مراسم تسلیم قدرت و تحلیف رییس جمهور جو بایدن، امتناع ورزید و صبح وقت از مردم امریکا خداحافطی کرد و دست خانم اول امریکا مادموزال را گرفت و رفت و پرواز کرد بسوی مقصد و جو بایدن را متهم به تقلب در رای گیری کرد و گفت: در انتخابات جاری 65 میلیون نفر از طریق پُست رای دادند که 40 درصد آرا را می سازد که جو بایدن و رفقایش آنرا دستکاری کردند و در آرای مردم تقلب نموده اند.
در مراسم تحلیف جو بایدن و خانم هربس و کابینه جدید همراه با مشاور امنیت ملی جو بایدن، مایک پنس، معاون رییس جمهور ترامپ، شرکت کرده بود و قدرت را در یک فضای پرتنش سیاسی به جو بایدن تسلیم نمود. که خاستگاه مضمون تنش سیاسی در انتخابات جنجالی را جنگ سیاسی طبقاتی می سازد که جامعه امریکا را به دو پارچه 70 میلیونی{نژادپرستان سفید پوست اجزاب سیاسی حامی تعبیض نژادی و قومی زیر چتر حمایتی سرمایه داران و میلیاردر ترامپ} و 75 میلیون {از اقشار و طبقات و اقلیت های نژادی و مذهبی و سیاه پوستان افریقایی-امریکایی} تشکیل می دهد که تحت ستم سفید پوستان دارای رگه های فاشیسم نازی هیتلری هستند و احزاب سیاسی سوسیال دموکراسی و چپ متحد جو بایدن از جمله سندز- طرفدار ملی سازی شرکت ادویه بزرگ امریکا و ایجاد سیستم بهداشتی دولتی برای همه ی امریکایی ها و طراحان طرز نوین استفاده از انرژی و زراعت و آبیاری و کشاورزی کار زا برای صدمیلیون امریکایی واجد شرایط کار و پروژه های عالم المنافع به نفع عامه مردم و کنترول و نظارت دموکراتیک مردمی بر همه بدنه اقتصاد و سیاست و رهبری و تصمیم گیری در اداره بهتر کشور و جهان نوین بهتر بسوی رفاه مردمی را در مرکز شعارهای سیاسی در مبارزه علیه سرمایه داری امپریالیسم نولیبرالی که مرفه را مرفه تر و فقیر را فقیرتر و خانواده های کم درآمد را بسوی خانه خرابی می برد، قرار داده اند.
جنگ آشتی ناپذیر طبقاتی از درون جامعه و سیاست و دموکراسی بینی بریده نولیبرالیسم-در انتخابات ریاست جمهوری نوامبر 2020، سربیرون کرده است. جامعه ای که سرمایه داری انحصارت کارتلی سرمایه بزرگ را نشانه گرفته است که در حال حاضر جامعه امریکا را به دونصف برضدهم قرار داده است. مارکسیست-لنینیست و ماتسه دونگ اندیشه هایی جهان سومی در این فکر باطل اند که عصر انقلابات سوسیالیستی و دیکتاتوری پرولتاریا قسمی که مارکس پیشگویی کرده بود، فرا رسیده است. در حالیکه سردمداران «سوسیالیسم نوین» که سنذز و توم چامسکی از آن سخن می گویند نظارت دموکراتیک مردمی بر جامعه و سیاست و ثروت اجماعی و توزیع آن به طور عادلانه است که غیر از مارکسیسم-لنینیسم است که براندازی نظام سرمایه داری و قایم کردن دیکتاتوری فردی حزبی بنام «دیکتاتوری پرولتاریا» و ملی کردن و اجرای برنامه های اقتصاد سوسیالیسم دولتی دیکتاتوری خودکامگی رهبر حزب نام نهاد را می سازد که بشریت آن ستم ها را در روسیه عصر لنین و استالین و در عصر ماتسه دونگ و عصر پولپیت کامبوج داستان آدم کشی های بی رحمانه میلیون ها انسان بنام پرولتاریا انقلابی که وحشت های ستمگری های شیاطین روی را می نماید که بنام جنگ طبقاتی و اخلاق طبقاتی و بنام سوسلایسم و کمونیسم مارکس اسطوره ساز و لنین فتنه شیاد و استالین ذاتا خودکامه و مریض سادیسم و تشنه قدرت که سی و سه میلیون انسان بدبخت روسی را در تصفیه های سال های 1936-1937،به نام غیرخودی ها سرببرد قسمی که زن ماتسه دونگ در «انقلاب فرهنگی» شش تاهشت میلیون چینایی بیگناه را زیر نام غیرخودی بورژوازی سربریدند این قصابان خودکامه پاچه سرخان وحشیان آدمکشان که بنام ایدیولوژی و جهان بینی شعار بکُشید غیرخودی ها را آدم کشی می کنند.
در هرصورت، مراسم تحلیف رییس جمهور جوزف بایدن و خانم هریس در یک فضای سیاسی پرتشنج داخلی در حالی برگزار شد که تمام جاده های اطراف کنگره و پارلمان و قصر ریاست جمهوری بوسیله پولیس و 25000 سرباز ارتش که برای تامین امنیت پس از حمله معترضین به مقر کنگره آیالات متحده امریکا، پراکنده شده بودند مسدود ساخته شده بود و تعداد کمی از اعضای حربی و حکومت سابق، در سالون مراسم تحلیف حضور به هم رسانده بودند.
جو بایدن پس از انجام مراسم تحلیف به حیث چهل و ششمین رییس جمهور امریکا، گفت که: دموکراسی شکننده است. اما دموکراسی پیروز شد. مردم امریکا نشان دادند که فاتحه دموکراسی خوانده نشده، دموکراسی پیروز شده. این رسم نیکان دموکراسی امریکا است. فاشیسم شکست خورد. مبارزه ما با فاشیسم ادامه دارد.
جو بایدن در بخش دیگری سخنان اش اظهار کرد که: امروز به سرعت عمل می کنیم. بسیار چیزها اعمال شود و بسیار چیزها باید بدست آید. عمده همان وحدت و اتحاد امریکاییان است. ما ملت و مردم متحدی هستیم. در اجندای سخنرانی جو بایدن درباره دوباره سازی امریکا و رفتن بسوی یکپارچگی امریکاییان به دوطبقه دارای منافع متفاوت اقتصادی منقسم شده در جمعیت های میلیونی که اگر واقعیت را بگویم و دروغ نگویم چیزی جز انعکاس سیاسی مباره طبقاتی در متن جامعه و سیاست داخلی امریکا نیست.
بایدن درباره افغانستان سخنی به زبان نراند. مساله افغانستان بکلی از فکر ریبس جمهور در اجندای سخنرانی اش غایب بود. تمام فکر و ذکر جو بایدن روی یکپارچگی امریکاییان از هم به دونصف پارچه شده متمرکز شده بود که باز نژادپرستان طرفدار ترامپ،که وی را هنوز متهم به «تقلب آرا»می کنند به قصر سفید و یا املاکش در سراسر امریکا حمله غافلگیرانه چریکی مسلحانه نکنند در پوشش سرمایه داران داستان عقب پرده نمایشات دموکراسی لیبرالی-نولیبرالی بینی بریده آیالات متحده امریکا، که مملکت دارای فروشگاه ها و دکان های فروش انواع سلاح ها و ماشیندارها و تفنگ ها به انواع است.
وزیر خارجه جدیدالتقرر کابینه جو بایدن خندان رفیق بل کلینتون لب خندان {جنوری1992-جنوری2001} و رفیق زور باراک اوبامای داستان معاونیت ریاست جمهوری {23جنوری2009-17جنوری2017}، گفته است که حکومت وی در مساله ی توافقنامه ترامپ، با طالبان بازنگری خواهد کرد. این حرف سر به مهر است که بند ناف «جمهوریت» را چرب می کند که ما اینجا در عقب داستان هستیم بی غم باشید و در همان حال که محمود قریشی وزیر خارجه پاکستان رسماً از حکومت جو بایدن خواست که توافقنامه قطر را منظور و به پروسه عملی شدن مواد توافقنامه شتاب دهدکه جنگ و خونریزی درافغانستان به پایان برسد و صلح در کشور برقرار شود، نیز،کله سیاسی می جنباند که منظور است و مدتی در کار است.
استراتژی جو بایدن در قبال مساله سیاسی افغانستان روشن نیست. اما اگر جو بایدن واقعا طرفدار دموکراسی و آزادی و عدالت و حقوق بشر است، باید سازشنامه دوحه که توطئه علیه سرنوشت سیاسی مردم افغانستان و خَفَک کردن گلوی دموکراسی نوجوان افغانستان و پراکنده کردن جامعه روشنفکری نسل سوم افغانستانی و برقراری دیکتاتوری «امارت» فقاهتی روایتی ضد انسانیت و ضد اخلاق بشری و ضد قرآنی است را لغو کند و فشار ها را بر پاکستان دشمن درجه اول مردم افغانستان تشدید کند و استراتژی یک جنگ واقعی را علیه مفرزه های آی اس آی به هدف تصفیه و پاکسازی تروریستان طالبان، حقانی، داعشیان و انواع لشکرها را در دستور کار قرار دهد و ارتش و پولیس افغانستان را به سلاح های جدید رزمی مسلح سازد و از خواست مردم افغانستان حمایت نماید و فساد داخلی را در افغانستان مورد پیگرد قرار دهد. در غیر آن جو بایدن حامی دیکتاتوری و آدم کشی و فساد مافیایی در افغانستان و حامی پاکستان دشمن درجه اول مردم افغانستان در ذهنیت عمومی تعریف خواهد شد.
وظیفه اخلاقی جو بایدن این است که تمام توافقنامه ها و خارج شدن امریکا در زمان ترامپ، از سازمان بهداشت جهانی و بیرون شدن ترامپ از «برجام» و معاهده منع تولید موشک های هسته ای میان بُرد و همچنان سازشنامه دوحه را لغو کند و دوباره به قوانین و کنوانسون ها و مقررات بین المللی برگردد و حامی دموکراسی نه در امریکا، بلکه در افغانستان و بقیه دهکده جهانی باشد. جو بایدن باید بفهمدکه راه بحران سازی در افغانستان و حمایت از پاکستان و طالبان جنایت جنگی علیه مردم افغانستان و فرار از آزادی و دموکراسی و حقوق بشر است.
در این گیر و دارها در حالیکه طالبان هشتاد درصد خشونت ها را در کشتار سربازان ارتش و پولیس و نیروهای خیزش مردمی در افغانستان افزایش داده اند و هر روزه مردم بیگناه غیرنظامی را مثل کنجشگ در سرک ها می کشند و فرهیختگان فرهنگی و سیاسی و شخصیت های ملی را ترور می کنند این آدم کشان طالبان خواهان رهایی 7000 زندانی باقی مانده در زندان های افغانستان هستند و این که نام رهبران آنها از لیست سیاه ملل متحد بیرون و پاک به رسم «فرشتگان» صلح شود و اداره حکومت موقت تشکیل شود و غنی قدرت را به حکومت موقت «بی طرف؟؟؟» بسپارد. این درحالی است که محمد اشرف غنی چند روز پیش در سخنرانی در حضور اعضای کابینه دولتی و پارلمان و سنای افغانستان گفت: حکومت موقت برای چی؟ من رییس جمهور منتخب مردم افغانستان هستم. من قدرت را به یک حکومت منتخب جدید تسلیم می کنم. اما حالا ما هیچ ضرورتی برای ایجاد حکومت موقت نداریم. ما حکومت و دولت و ارتش ملی و پولیس ملی و نیروهای دفاع مردمی را در کنار داریم. ارتش 350 هزار نفری و سربازان دلاور و رشید کمربسته به دفاع از افغانستان و دست آوردهای 19 سال اخیر قانون اساسی و مدنیت جدید و حامی نسل جدید روشتفکری.
محمداشرف غنی، در بخش دیگر از سخنان اش اظهار کرد: حکومت پابرجا و محکم است. ارتش به من به عنوان سرقوماندان اعلی وفادار است. پیام این است که طالبان قانون اساسی و مدنیت را بپذیرند و در قدرت سهیم شوند. در انتخابات آینده شرکت کنند. او همچنان با این پرسش که برنامه و حرف طالبان برای مردم افغانستان چیست؟ پیام آنها به زنان افغانستان امروز چیست؟
اشرف غنی در بخش دیگر از سخنانش گفت: کسانی که حرف حکومت موقت را می زنند فراموش کرده اند حکومت های موقت دوره های پیشین را که چه مصیبت هایی را آورد و چه بدبختی ها را مردم افغانستان تجربه نکردند.
امرالله صالح معاون اول رییس جمهور از مخالفان سرسخت پاکستان و طالبان در سی و چند سال اخیر، ضمن بیان این که تا طالبان آتش بس نکنند نه تنها یکنفر طالب از زندان آزاد نخواهد شد بلکه خواهان اعدام طالبان شد که از طرف محاکمه به جرم دهشت افکنی و ترور و آدم ربایی محکوم به اعدام شناخته شده و احکام اش صادر گردیده و همچنان طالبان که در ترورهای اخیر دست داشته اند و گرفتار شده اند و جرم شان ثابت و به آن اقرار کرده اند باید اعدام در ملای عام شوند چیزی که خواست اکثریت مردم داغدار قربانیان افغانستان است تا پند شود برای تروریستان دیگر و بترسند که اعدام خواهند شد.
حمدالله محب، مشاور ارشد غنی گفت که: طالبان در موقف شان هیچ تغییر نیامده. آنها جز قدرت به هیچ چیز دیگر فکر نمی کنند و خیال دارند که از راه زور و جنگ قدرت را بدست آورند. طالبان تیاری جنگ و حملات بزرگ را می گیرند تا در بهاری که در پیش است خشونت ها را افزایش بدهند. دولت افغانستان نیز تیاری جنگ را گرفته است. بزودی قول اردوی سربازان جدید درجه اول و دوم و سوم میدان نبرد در دفاع از افغانستان به وجود می آید. طالبان صلح نمی خواهند آنها غم مردم را ندارند. قدرت می خواهند.
این در حالی است که از یکطرف، خلیلزاد در جان عبدالله رییس شورای صلح و کرزی و مخالفان ارگ خانه کرده و با تطمیع و تهدیدات در پی آزاد کردن نیرو به نفع اداره موقت است تا زیر پای غنی را خالی کند و راه را بسوی صدر نشینی ملایان آی اس آی در یک چپه گرمگک سیاسی باز کند، از سوی دیگر، رهبران سیاسی احزاب جزایر قدرت جلسات قومی ناسونالیسم سمتی و تباری و خونی و زبانی و هم طایفه بودن و هم مذهب بودن را در دید و بازدیدهای چندجانبه در دستور کار فتنه سیاسی قرار داده اند تا به جای ناسونالیسم=وطن دوستی مردم سالاری، ناسونالیسم سمتی قوم گرایانه را جانشین سازند و بکلی زمینه وحدت و اتحاد همه اقوام کشور و علما و روشنفکران و فعالان مدنی و حقوق بشری افغانستانی نسل جدید جامعه روشنفکری مخالف ناسونالیسم قومی سمتی وحدت مردم و مردم سالاری را فراری به حاشیه بکشند و به فتنه قومی مانند دهه های شصت و هفتاد و هشتاد و 90 قرن بیستم، دامن بزنند و نقاضت های سمتی را در داخل یک ملیت واحد و هم فرهنگ و همزبان و هم تاریخ و هم دین و مذهب تشدید سازند و به جای مجمع اقوام و علما و روشنفکران و شخصیت های ملی وطن دوست با روحیه وطن پرستی مردم سالاری، اتحادیه های قومی سمت گرابانه تباری و خانوادگی و طایفه ای و عشیره ای و خویش خوری و قوم دوستی سمت گرایانه را جایگزین سازند و افغانستان در جدول الگوی کشورهای جنگ قومی و نژادی و زبانی و مذهبی مشخص سازند چیزی که انگلیس و امریکا و پاکستان و ایران و ترکیه و عربستان سعودی و قطر و امارات متحده عربی که اسراییل را در آغوش سیاسی گرفته و روسیه همه و همه همان می خواهند و در پی اشتعال جنگ های قوم گرایانه سمتی و نژادی و مذهبی و زبانی در افغانستان هستند تا ما را در مابین ما بجنگانند و ثروت های مارا چور و چپاول کنند و ما را در دشمنی های هفت قات گیر اندازند برای تیم قرن وحشت های دیگر.
محمد صدیقی