چند وقت پیش برای خرید مایحتاج خانه به بازار رفته بودم. هوش و هواسم حسابی به این جمع شده بود که چه طوری بین مثلث لیست خریدخانه و قیمتها و باقیمانده ناچیز کارت بانکی تعادل برقرار کنم که خانمی حدود سی ساله البته با حجابی که البته مورد پسند مذهبیها نبود کنارم ایستاد،
گفت: ببخشید حاج آقا انتقادی از شما روحانیون داشتم.
گفتم: بفرمایید درخدمت هستم، انتقاد شما را میشنوم.
گفت: میشه بفرمائید چرا اینقدر به حجاب ما خانمها گیر میدید و هیچ ایرادی به مردان هوسران و چشمچران ندارید که با دریدگی و مزاحمتهای کلامی و بالاترش برای خانمهایی مثل من مزاحمت ایجاد میکنند؟
گفتم: ببخشید، منظورتان از خانهمهایی مثل من، چی است؟ ویژگی خاصی مد نظرتان هست؟
گفت: یعنی مثل من چادری نیست و برای لباس پوشیدن راحت است و به خودش سخت نمیگرد؟
گفتم: حالا میتوانم از شما سوالی بپرسم؟
گفت: بفرمائید.
گفتم: شما چرا از بین این همه آقایان حاضر در این بازار مستقیم آمدید سراغ من و این مطالب را به من گفتید؟.
گفت: خوب معلوم است لباس روحانیت پوشیدید و هرکسی سوأل و مطلب مرتبطی با دین داشته باشه سراغ شما میاد.
گفتم: حالا با همین منطقی که فرمودید؛ یعنی لباس من پیام خاصی برای شما داشت و بر اساس پیام لباس من به سراغ من آمدید، فکر نمیکنید نوع پوشش و لباس شما برای آن دسته از مردان هوسران هم پیامی دارد که شما را برای آزار کلامی و حرکتی انتخاب میکنن و سراغ کسایی دیگر نمیروند؟
دیدم حسابی رفت توی فکر و سبک و سنگین کردن حرفهای من که ادامه دادم؛
خواهرم!، چه بخواهیم و چه نخواهیم، نوع پوشش من و شما در فضای عمومی قضاوت افراد را بدنبال داره و بر اساس آن رفتار وگفتار متفاوتی را برای برخورد ما انتخاب میکنند.
خود من بارها به جوانهایی تذکر دادم که چرا سر مسیر ناموس مردم قرار گرفته و مزاحمت ایجاد میکنید؟. و جواب شنیدم که حاجی، مزاحمت؛ اگه خود این خانمها طالبش نبودند، اینطوری در سَرک (خیابان) نمیآمدند.
بنده خدا بعد از کمی تأمل گفت: هرچند طوق تقصیر را برگرداندید و گردن خودم انداختید، ولی روی حرفتان فکر میکنم، تا حالا از این زاویه به مسئله نگاه نکرده بودم.
گفتم: برای اینکه بدون دلیل هم حرفهای من را قبول نکرده باشی، فیلم پیاده روی چند ساعته خانم بیحجاب که در نیویورک قدم میزند و مورد دهها آزار کلامی و لمسی قرار میگیرد که در اینترنت میشود پیدا کرد را ببین. البته فیلم خانم محجبهای که دقیقاً در همان مسیر و ساعت حرکت میکند و مزاحمتها برای او نزدیک به صفر هست.
آنهم در کشوری که به هرکس بگویی، میگوید: «بابا آنها چشم و دلشان از این حرفها سیر است»، «چشمچرانی و لهله زدن توی سرک (خیابان) برای ماهاست» از بس هی گفتیم حجاب حجاب، اگه آزادش کنند، هیچکس به خانمها نگاهم نمیکنه!!!.
خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
چرا حجاب من بلی، چشم چرانی مردها نه؟

چند وقت پیش برای خرید مایحتاج خانه به بازار رفته بودم. هوش و هواسم حسابی به این جمع شده بود که چه طوری بین مثلث لیست خرید خانه و قیمت ها و باقیمانده ناچیز کارت بانکی تعادل برقرار کنم که خانمی حدود سی ساله البته با حجابی که البته مورد پسند مذهبی ها نبود کنارم ایستاد،
زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
- منبع: خبرگزاری افغان ایرکا
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.