قرارگاه قوماندان علیپور بدون مقاومت جدّی و درگیری پرتلفات به تصرّف قوای دولتی درآمد. به نظر میرسد جبهۀ مقاومت، عامدانه تصمیم به ترکِ مواضع خود و پرهیز از جنگِ دامنهدار گرفت. این تصمیم به دلایل ذیل، هوشمندانه و مصلحتاندیشانه بود:
1) جبهۀ مقاومت از آغاز با هدفِ براندازی یا تضعیف نظام و مقابله با اردوی ملی شکل نگرفته بود؛ بلکه به قصد دفاع از مردم در برابر یورشهای مداوم طالبان و کوچیهای مسلح پدید آمده بود. سران مقاومت با این عقبنشینی و پرهیز از خونریزی عملاً به دولت نشان و پیام دادند که ما ضد نظام و حکومت نیستیم؛
2) تاکتیک جنگی جبهۀ مقاومت از آغاز تا کنون، پیکارِ چریکی و دفاعِ متحرّک و نامنظم بوده است. برای نیروی چریکی و جنگجویان پویا و سیّار، مکان و قرارگاه، فاقد ارزش نظامی است. آنچه در جنگ پارتیزانی اهمیّت دارد، حفظ نیروها و به دست آوردن فرصت و ضربه زدن غیرمستقیم به دشمن اصلی است؛
3) تداوم مقاومت و اصرار بر دفاع از مکان و جغرافیای خاص، قطعاً موجب تلفات و خسارات بر طرفین درگیر و افراد ملکی و غیرنظامی میگردید که با اهداف جبهۀ مقاومت (دفاع از جان و مال و امنیت مردم) ناسازگار بود.
به نظر من آنچه در بهسود اتفاق افتاد، شکست جبهۀ مقاومت نیست؛ بلکه پیروزی سیاسی و رسانهای مقاومت مردمی است. جنبش مقاومت مردمی باید کماکان از رویارویی با قوای دولت پرهیز کند.
مسیح ارزگانی
خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
سقوط قرارگاه مقاومت مردمی در بهسود

قرارگاه قوماندان علی پور بدون مقاومت جدّی و درگیری پرتلفات به تصرّف قوای دولتی درآمد. به نظر می رسد جبهۀ مقاومت، عامدانه تصمیم به ترکِ مواضع خود و پرهیز از جنگِ دامنه دار گرفت. این تصمیم به دلایل ذیل، هوشمندانه و مصلحت اندیشانه بود:
زمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.