امریکایی ها، اردوی افغانستان را به شکلی آموزش داده اند که آنها به برخی از سیستم ها و حمایت امریکایی ها در میدان جنگ وابسته هستند و بدون آن، نمی توانند عمل کنند.
من وقتی می گویم که ادعای "اشرف غنی ولسوالی ها را به طالب تسلیم می دهد"، یک نوع خود فریبی و خود تسکین دهی است، دلایل کافی برای این ادعایم دارم و باور دارم که مشکلات اداره کابل و نیروهای امنیتی افغانستان، بسیار جدی تر از این حرف ها است. چشم مان را باز کنیم، واقعیت ها را آن طوری که هستند ببینیم و به سیلاب بنیان براندازی که در حال جاری شدن است، فکری بکنیم.
تقریبا تمام ناظرین بی طرف خارجی باور دارند که نیروهای امنیتی افغانستان قدرت دفاع و نگهداشتن قلمرو وسیع را ندارد. جمع کردن تعداد زیادی پوسته های امنیتی در اطراف، بیانگر و تایید کننده این ادعا است. این نیروها اگر بتوانند "مراکز بزرگ جمعیتی" را حفظ کنند، کاری بزرگ انجام داده اند. مشکل اما این است که مراکز جمعیتی افغانستان به شدت پراکنده است و این یکی از دلایل مهم پیروزی نیروهای چریکی بر ارتش های رسمی در اینن کشور بوده و است. برای نمونه ولایت غزنی را درنظر بگیرید. نفوس تنها یک ولسوالی این ولایت (جاغوری) بیشتر از نفوس مرکز یعنی شهر غزنی است و نفوس ولسوالی دیگر آن (ناهور) تقریبا برابر با کل نفوس شهر غزنی است. من به چند نمونه برجسته به صورت گذرا از ناتوانی نیروهای امنیتی افغانستان اشاره می کنم تا منظورم را روشن کرده باشم.
برخی از گزارش های امریکایی ها نشان می دهد که پولیس افغانستان، ظرفیت ترمیم تنها 12 درصد از تجهیزاتش را دارد، و اردو می تواند تنها 20 درصد از تجهیزاتش را ترمیم کند. یعنی حدود بیشتر از 80 درصد تجهزات نیروهای امنیتی بعد از خرابی ضایع شده از دور خارج می شود. همین گزارش ها نشان می دهد که نیروی هوایی افغانستان به صورت تقریبا مطلق و در تمام زمینه ها به کمک خارجی ها وابسته است، به شمول ترمیم تجهیزات، سوخت رسانی، مهمات و آموزش. در ضمن، این نیرو امکانات کافی در اختیار ندارند و برخی از مهمات به صورت حساب شده، موردی و محدود در اختیار آن قرار می گیرد.
کمبود دیگری که نیروهای امنیتی افغانستان را زمینگیر کرده است، نبود توانایی و ظرفیت لوجستیک است. این نیرو، توانایی رساندن مهمات، سوخت و خوراکه را به مراکز نیروها در اطراف ندارد. این مشکلی است که ظاهرا همه متوجه آن هستند چون در موردش سر و صدا می شود، اما بسیاری ها فکر می کنند که کمک و امکانات نرساندن عمدی است. مشکل لوجستیک را برخی به دلیل نا امنی و دشوار گذار بودن راه ها و تمرکز طالبان بر ضربه زدن به اکمالات به کابوس نیروهای امریکایی در افغانستان تشبیه کرده اند. امریکایی ها در طول کمتر از 5 سال، حدود 2 ملیارد دالر برای لوجستیک هوایی (عموما به وسیله هیلیکوپتر) در درون افغانستان، مصرف کردند. وابستگی لوجستیک نیروهای امنیتی افغانستان به امریکایی ها و کنترول روز افزون طالبان بر راه ها را بر این همه بیافزایید تا متوجه مشکل لوجستیک نیروهای امنیتی افغانستان بشوید.
برخی از صاحب نظران غربی معتقدند که امریکایی ها، اردوی افغانستان را به شکلی آموزش داده اند که آنها به برخی از سیستم ها و حمایت امریکایی ها در میدان جنگ وابسته هستند و بدون آن، نمی توانند عمل کنند و حالا با خارج کردن این حمایت و سیستم ها (جمع آوری و تحلیل استخبارات قابل اعتماد، پوشش هوایی، انتقال زخمی ها از میدان های جنگ و ...) امریکایی ها عملا در حال خالی کردن زیر پای این نیروها هستند. افسران و نظامیان افغانستان، شجاع، فداکار و نترس هستند، اما این ویژگی های فردی، برای بردن یک جنگ نفس گیر، کافی نیست.
همه، داخلی و خارجی باور دارند که اشرف غنی و حلقه تکنوکرات جوان اطرافش، کمر نیروهای امنیتی افغانستان را شکسته اند. مجله فارن پالیسی به یک نمونه از این خیانت غنی و حلقه اطرافش به نیروهای امنیتی اشاره می کند:
"دخالت پیوسته غنی و حلقه اطرافش در امر استخدام (نیروهای امنیتی) اعتماد بین نیروهای امنیتی و مردم را از بین برده است. آنها فرماندهان جوان، باهوش و آموزش دیده را با وفاداران ناتوان که تجربه نظامی اندکی دارند جایگزین می کنند."
شوونیسم قومی غنی و وحشت فراگیر در میان غیر پشتون ها نسبت به اهداف اداره قومی او را به این خیانت به نیروهای امنیتی بیافزایید تا دریابید که چگونه از یک طرف، توانایی محدود نیروهای امنیتی را از بین برده اند، و از طرف دیگر، اعتماد بخش های وسیعی از مردم به این نیروها را از بین برده اند. غنی و حلقه قومی اطرافش، عملا، اردو و مخصوصا نیروهای ویژه ارتش را به وسیله ایی برای سرکوب قومی و نیروهای مخالف سیاسی شان تبدیل کرده اند. این کار، این نیروها را در بخش های وسیعی از کشور در چشم مردم به نیروهای بیگانه، متجاوز و ظالم تبدیل کرده است. چنین نیرویی، هرگز نمی تواند در مقابل فشار پیگیر و روز افزون طالبان، برای یک مدت طولانی دوام بیاورد.
شکست طالبان، فقط با تکیه بر حوزه های ضد طالب و مسلح کردن گسترده نیروهای مردمی در این حوزه ها ممکن است. غنی اما هیچگاه، تن به چنین کاری نخواهد داد، چون او و شوونیست های جوان و مغرور اطرافش، ایجاد یک حاکمیت قومی را اصل می دانند. بدون مسلح کردن گسترده این حوزه ها و استفاده از نیروی بومی ضد طالب آنها، شکست و فروپاشی اداره غنی حتمی خواهد بود و اجتناب ناپذیر. بهتر است همین حالا و تا دیر نشده به جای خود فریبی، با واقعیت های ترسناک حاضر و آینده روبرو شد.
عیدالله وطندار
خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
خیانت غنی به نیروهای امنیتی

امریکایی ها، اردوی افغانستان را به شکلی آموزش داده اند که آنها به برخی از سیستم ها و حمایت امریکایی ها در میدان جنگ وابسته هستند و بدون آن، نمی توانند عمل کنند.
زمان تقریبی مطالعه: 5 دقیقه
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.