خبرگزاری افغان ایرکاIRCA News Agency
فارسیEnglishالعربيةپښتو
فارسیEnglishالعربيةپښتو
  • صفحه اصلی
  • دسته‌بندی اخبار
  • آرشیو اخبار
  • چندرسانه‌ای
  • تصاویر
  • ویژه مهاجرین
  • صفحه اصلی
  • دسته‌بندی اخبار
  • آرشیو اخبار
  • چندرسانه‌ای
  • تصاویر
خبرگزاری افغان ایرکا
خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
تاریخ انتشار: 1400/07/12 13:45کد خبر: 87498

بوی ناخوشایند یک روایت

بوی ناخوشایند یک روایت - خبرگزاری افغان ایرکا

گزارش 8صبح برای من، نه یک گزارش بلکه به یک جوک سرگرم کننده می ماند. یک گزارشِ بشدت ضعیف و یک روایت بسیار ابتدایی از یک فرد پیاده. حتا برای سرگرمی خواننده، کوشش نشده روایت را کمی هیجانی تر ویراستاری کند.

زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه

گزارش 8صبح برای من، نه یک گزارش بلکه به یک جوک سرگرم کننده می ماند. یک گزارشِ بشدت ضعیف و یک روایت بسیار ابتدایی از یک فرد پیاده. حتا برای سرگرمی خواننده، کوشش نشده روایت را کمی هیجانی تر ویراستاری کند.

این گزارش که توسط سهیل سنجر تهیه شده، برای من مایوس کننده و حیرت انگیز بود. مأیوس کننده از آن جهت که سنجر را، یک روزنامه نگارحرفه ای، توانا، مسولیت پذیر و خوشنام می دانم. خواندن چنین گزارشی از قلم او، روزگار آشفته و فکر پریشان و ذهن گیج روزنامه نگاری حرفه ای را برایم تداعی می کند که پس از ان سقوط عظیم پانزدهم اگست، همه ی ما دچار آن شده ایم. حیرت آور به این دلیل که 8صبح را یک روزنامه ی صاحب سبک و اثرگزار و البته معتبر می شناسم با مدیران مدبر، خوشفکر و با سواد. نشر این گزارش غیرحرفه ای اما بادرونمایه ی پر از ابهام و اوهام و لاپوشانی از زبان یک سوم شخص مجهول و داستان سرای ضعیف، اعتبار 8 صبح را برای من زیر سوال و حیرت می برد.

این گزارش از لحاظ پرداخت حرفه ای و راست آزمایی روایت گرانه، دچار مشکلات پرداختی و مستندات روایی پرابهامی می باشد که به چند محور می توان تأکید نمود:
راوی، نه منصب و مسولیتش مشخص است و نه مدعاهایش قابل راستی آزمایی و تطبیق با واقعیت و یا مقایسه پذیری با سایر روایت ها.
راوی، یکسری ادعاهایی مطرح می کند که مستند به هیچ سند و گزارش ثابت شده ای نمی باشد. روای از کجا می دانسته و براساس کدام منبع ادعا کرده که امرلله صالح دو روز پیش از سقوط کابل، به پنجشیر رفته است؟ راوی درحالی که خود پیش تر از همه به چرخبال نشسته، از کجا و چگونه دریافته که سروردانش با کاروان موترهایش به میدان هوایی رفته است؟ این ها ادعاهایی می باشند که از یک فردِ درحال فرار، آن هم در شرایطی که همه چیز درهم ریخته و هیچ اطلاعاتی در درون ارگ رد وبدل نمی شود و هیچ مقامی از یکدیگر خبر ندارد، چگونه فرصت کسب این اطلاعات را از فضای بیرون از چرخبال بدست آورده است؟

جناب سنجر بدون توجه به این نکته ها و بدون مقایسه و تطبیق آن با سایر روایت ها و یا بدون مصاحبه با سایر شاهدان، روایت آن راوی را بعنوان سند یک گزارش حرفه ای نشر کرده است. در فقدان چند روایت موازی، چگونه یک روزنامه نگار حرفه ای، می تواند روایت یک منبع مجهول و بی نشان را مبدأ و محور مستند یک گزارش ژورنالیستی قرار داده و بعنوان یک مفروضه ی حرفه ای نشر کند؟

راوی در حالی که ادعا می کند درتمام لحظه ها و جزئیات فرار شاهد اتفاقات بوده، اما زیرکانه و عامدانه از آنچه دزدی 169 ملیون دالر توسط ریسش علنی شده، چیزی ندیده و لب به سخن نمی گشاید. او، در حالی که باجزئییات، از بوی مدفوع فراریان به کرات سخن می گوید اما تعفن دزدی دالرها توسط ریسش به دماغش نمی رسد. با آن که حتی یادش مانده 7 دقیقه جلو اقامتگاه غنی توقف کرده اما بیاد نمی آورد غنی از اقامتگاهش چه چیزی را با خود به چرخبال منتقل کرده است؟!
تمام اوج حادثه ی روایت روی دو نکته ممترکز است: بدرفتاری ماموران و مقامات اوزبیکستان با فراریان و جریان بوی بد مدفوع مکرر همراهان فراری. از این که در ارگ، جزییاتی فراتر از آنچه بصورت کلیشه ای تا حالا در رسانه ها ادعا شده، چیزی شرح نمی دهد. از جزئییات قبل از صبح سقوط و اقدامات روز سقوط و تصمیمات ریس جمهور و دو عنصر مهم همراهش، محب و فضلی هیچ حقیقتی را فاش نمی کند.

در روایت راوی، چنین نشان داده می شود که گویا غنی با یک خیانت از پیش طرح شده مواجه گردیده و بدین سان، ناگزیر به فرار شده است. یعنی غنی قرار بوده جلسه وزیران تشکیل دهد ولی وزیران یا روز قبل و یا روز سقوط فراری شده اند. معاونانش پیش از او ارگ را ترک کرده بوده اند. غنی قرار بوده برای رتق وفتق امور به وزارت دفاع برود ولی وزیر دفاع، پیشاپیش مقر وزارت را ترک کرده بوده. می خواسته با لوی درستیز جلسه کند، لوی درستیز اما با امریکایی ها جلسه داشته است. حتا اشپزها پیشاپیش فرارکرده و محافظان قبلا جامه بدل کرده اند.
ترتیب، راوی یک سناریویی را شرح می دهد که گویی براساس آن سناریوی بسیار منظم، غنی را باید تنها بدام بیندازند و براساس این گزارش، اشرف غنی بصورت ناگزیر، "آخرین" نفری بوده که مجبور به ترک ارگ و اقامتگاه خود شده است.
خلاصه این که من از این روایت، اینگونه فهم کردم که گویی پیام این گزارش، بصورت غیرمستقیم، تبرئه آشکار و معنادار غنی و همدستان فاسدش می باشد. تبرئه ای که بوی تعفنش از دور دماغ هر حقیقت جویی را می آزارد.

حمزه واعظی

  • لینک کوتاه
گفت‌وگو با مخاطبان

دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟

دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.

نظرات مخاطبان

0 دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفت‌وگو باشید.

  • پرونده‌های ویژه خبری
  • اخبار ویژه مهاجرین
  • پربازدیدترین‌ها
  • گزارش
  • علاقه‌مندی‌ها
زبان:
فارسیEnglishالعربيةپښتو
  • تلگرام
  • یوتیوب
  • اینستاگرام
  • فیسبوک
  • ایکس
  • آپارات

© 2005–2026 تمامی حقوق برای خبرگزاری افغان ایرکا محفوظ است.