
پس از بیست روز دوری از تخار، مولوی نورالدین به تالقان برگشت و وعده ی ادامه خدمت به مردم داد، اما چند ساعتی نگذشته بود که طالبان از تبدیلی او به عنوان معین مالی و اداری وزارت فواید عامه در کابل، خبر دادند.
زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه
پس از بیست روز دوری از تخار، مولوی نورالدین به تالقان برگشت و وعدهی ادامه خدمت به مردم داد، اما چند ساعتی نگذشته بود که طالبان از تبدیلی او بهعنوان معین مالی و اداری وزارت فواید عامه در کابل، خبر دادند.
برکناری تنها والی اوزبیکتبار حکومت طالبان و آنهم ساعاتی پس از بازگشت به تالقان، پرسشهای زیادی را خلق کرد.
اما این تنها دور ساختن فرمانده جنگی اوزبیکتبار و آوردنش به کابل نیست، پیش ازین مخدوم عالم، فرمانده مشهور اوزبیکتبار زندانی شد، مولوی عطأالله عمری از قول اردوی شمال به بخش فنآوری وزارت دفاع آورده شد و قاری صلاحالدین ایوبی هم از بست نظامی پکتیا بعد از یک ماه اجرای وظیفه، به معینیت وزارت انکشاف دهات مقرر شد.
یک زندانی و سه تبدیلی از چهار فرمانده جنگی و مشهور اوزبیکتبار طالبان، معروف به «فاتحان شمال» گمانهزنی اینکه طالبان به فرماندهان غیرپشتون شان دیگر اعتماد ندارند را بیشتر ساخت.
اما قصه فرماندهان اوزبیکتبار از کجا آغاز و چرا به اینجا کشیده شد؟
طالبان در دور اول حاکمیت شان اکثریت فرماندهان و جنگجویان شان پشتونتبار بودند، اما بعد از 2001 ظاهرأ این رویکرد تغییر کرد و در شمال و شمالشرق اوزبیکها و تاجیکها را در خدمت گرفتند و در مرکز هم یکی و دو چهره هزارهتبار را.
شمال و شمالشرق بهدست تاجیکتباران و اوزبیکتباران سقوط داده شد و حتی در سقوط پنجشیر طالبان از فاریاب جنگجویان اوزبیک و از بدخشان جنگجویان تاجیک را آوردند.
اما چندی نگذشت که رهبری طالبان اکثریت اعضای کابینه و والیها را از فرماندهان جنگی پشتون برگزیدند و ظاهرأ این سرآغازی شد برای ایجاد بیاعتمادی به همدیگر.
با این حال چندی نگذشت که با اظهارات ضد و نقیض در مورد اتهامهای بر مخدوم عالم، این فرمانده مشهور اوزبیکتبار از بلخ بازداشت شد و در ادامه آن داملا شیرمحمد مشهور به غضنفر فرمانده دیگر طالبان در سرپل بازداشت شد، اما براثر اعتراض هوادارانش خیلی زود از بند آزاد شد.
اما بازداشت مخدوم عالم واکنشبرانگیز شد و مردم به جاده برآمده و به حمایت از او شعار سر داده و طالبان پشتون را در فاریاب خلع سلاح کردند. این رویداد زنگ خطری را برای طالبان به صدا درآورد و آنان با صدها تفنگدار تا دندان مسلح و انتحاری وضعیت را در فاریاب زیر اداره شان درآوردند و مخدوم عالم همچنان در زندان ماند، با این تفاوت که از بلخ به کابل منتقل شد.
به نظر میرسد که طالبان از دور اول حاکمیت شان خاطرهی خوشی از شمال بهویژه «روی گشتاندن جنرال ملک فاریابی» و «دشت لیلی جوزجان» ندارند، به همین دلیل چند ماه از حاکمیت دوم شان نگذشت که بدگمانی شان آغاز شد و مدتی نگذشت که قاری ایوبی را به پکتیا و بعد از یک ماه به یک موقف غیرنظامی در کابل، مولوی عمری را از قول اردوی شمال به یک سِمت تشریفاتی وزارت دفاع و اکنون مولوی نورالدین را از مقام ولایت تخار به یک موقف غیرنظامی به کابل تبدیل کردند و در کنار آن مولوی مهدی رییس هزارهتبار را نیز از استخبارات بامیان برکنار کردند.
زندانی شدن، برکناری و تبدیل شدن به سِمتهای تشریفاتی فرماندهان غیرپشتون در حالی صورت میگیرد که پیش از این احضار شدن والی تاجیکتبار بدخشان به قندهار و به دنبال آن احضار بیست روزه مولوی نورالدین و تلاشی خانهاش در تخار از جمله خبرهایی بودند که در رسانهها نشر شده بود، موضوعی که هر دو تن رد میکنند.
نزدیکان مولوی مخدوم عالم میگویند که طالبان با رویکرد کاملأ قومی او را بازداشت کردهاند. بستهگان مولوی مهدی نیز ادعا میکنند که او به دلیل شیعه و هزاره بودن برکنار شده است.
قاری صلاحالدین ایوبی، مولوی نورالدین و مولوی عطأالله عمری هر سه فرمانده اوزبیکتبار نیز از تصمیم رهبری طالبان ناراض اند، اما به گفتهی یکی از نزدیکان قاری ایوبی، او از پکتیا به فاریاب رفته و پس از سال نو «با دل ناخواسته به موقف تشریفاتی، کابل خواهد رفت».
طالبان با آنکه نود درصد گماشتهگان کابینه، والیها و فرماندهان نظامی شان پشتوناند، اما میگویند که رویکرد شان قومی نیست و حکومت شان همهشمول است. اما یکی از نزدیکان مخدوم عالم میگوید: «باروت انبار شده، اینکه چه وقت انفجار میکند تا هنوز معلوم نیست.»