حکومت طالبان مهاجران پاکستانی را که در نزدیکی خط دیورند مستقر هستند، به مناطق دیگر در ولایات مختلف افغانستان منتقل خواهد کرد.
هرچند ذبیح الله مجاهد، سخنگوی حکومت طالبان جزییات زیادی در مورد انتقال این مهاجران پاکستانی ارایه نکرد، اما گفت که آنها قصد دارند پناهجویان پاکستانی ساکن در برخی ولایات مرزی از جمله خوست را به مناطق دیگر افغانستان منتقل کنند.
وی در مورد ولایاتی که مهاجران مذکور به آن انتقال داده میشوند جزییات نداد، اما گفت که امکانات اولیه زندگی در آنجا برایشان فراهم میشود.
او به رادیو آزادی گفت: "برای کاهش نگرانی طرف پاکستانی و جلوگیری از ادعاهای پاکستان، برخی از پناهجویانی که سالها پیش در جریان جنگها به خوست، کنر و برخی مناطق ننگرهار مهاجرت کردند، برنامه داریم که آنها به مناطق دور از خط دیورند انتقال داده شوند."
این بار اولی نیست که از این خبرها می شنویم، این سیاست کهنه قدیمی است که از دهه های قبل تداوم یافته و حکومت های قبلی افغانستان هرکدام بنوبه خودشان در این طرح کثیف سهیم بوده اند.
در اوایل دهه پنجاه، انگلیس و آمریکا به این نتیجه رسیدند تا پاکستان را از خطر تجزیه نجات دهند و افغانستان را به عنوان مرکز پشتونها یا همان پشتونستان معرفی نمایند و از ایجاد کشور دیگری بنام پشتونستان جلوگیری کنند. این طرح زمانبر، باعث گردید تا پاکستان به عنوان پایگاه نظامی و استراتژیک آمریکا بعد از ایران، در منطقه ظاهر شود.
از جمعیت 250 میلیونی پاکستان، 60 میلیون آن پشتون هستند که حدود 15 درصد جمعیت آن کشور را تشکیل می دهند. اکثر پشتونها در سرزمین مادری شان، در دو سوی خط دیورند بین افغانستان و پاکستان و بخش باختری رود سند (پاکستان) که شامل خیبر پختونخوا و بخش شمالی بلوچستان است، ساکن هستند. مراکز کلانشهری این سرزمین که به پشتونستان هم شناخته میشود، شامل جلالآباد، کویته، قندهار، مردان، مینگوره و پیشاور می گردد.
در زمان حکومت شاهی شعارهایی مبنی بر ایجاد پشتونستان در کنار افغانستان شنیده می شد که با کمک آمریکا و مجاهدت پاکستان این طرح به افغانستان منتقل شد و پا کستان از خطر تجزیه نجات پیدا کرد.
با حمایت مستقیم آمریکا، حکومت پاکستان تمامی پشتون های پاکستانی را تشویق کرد تا به پشتون های افغانستان بپیوندند و آن کشور را به عنوان پشتونستان جدید برای خودشان بپذیرند. این طرح مورد رضایت پشتون های پاکستان قرار نگرفت اما آمریکا پاکستان در دهه های 60 و 70 شمسی با حملات نظامی و بمباران پراکنده اما متعدد مناطق مرزی پشتون نشین، آنان را وادار کردند تا به افغانستان فرار کنند.
در این میان، پشتونهای افغانستان که حدود 35 درصد جمعیت کشور را تشکیل می دادند، از ورود پشتونهای پاکستانی به افغانستان استقبال کردند و آنان را با آغوش باز پذیرفتند و در جابجایی آنان در مناطق مختلف کشور نهایت همکاری و مساعدت را بخرج دادند. سپس به عنوان سردمدار این قافله حامد کرزی قرار گرفت و در با فریب سران دیگر اقوام، به تمامی پشتونهای پاکستانی که به افغانستان وارد می شدند تذکره افغانی صادر می کرد و برای آنان در مناطق مختلف کشور زمین رایگان توزیع می نمود و تمامی آنان را شامل کمک های مختلف دولتی قرار می داد.
پس از انتخابات ریاست جمهوری و گرفتن قدرت توسط اشرف غنی، هجوم پشتون های پاکستانی به افغانستان شدت گرفت.
اینگونه بود که یکباره جمعیت پشتونهای برخی از ولایات کشور مانند هلمند، به چندین برابر جمعیت اصلی اش افزایش یافت و پاکستانی های افغان شده با تذکره های صادره از هلمند و... به دیگر نقاط کشور بخصوص مناطق فارسی زبان ها و ازبک تبارها و هزاره ها با زور دولت جابجا شدند و یکباره طی دو دهه نیمی از دیگر ولایات کشور نیز به محل سکونت پشتونهای پاکستانی تبدیل شد. این روند ادامه یافت تا اینکه پشتونها اعلام کردند که جمعیت آنان در افغانستان بیشتر از پنجاه درصد است.
سران سیاسی و بزرگان دیگر اقوام با چشمانی باز نظاره گر این صحنه ها بودند اما از ترس آمریکا و پاکستان هیچ اقدام عملی انجام نداده و افغانستان را به محل اسکان پشتونهای پاکستانی مبدل کردند.
پشتونیزم به این نیز اکتفا نکرد و اقوام غیر پشتون را در ابتدا وادار به پذیرش پشتونهای پاکستانی نمود و سپس پشتونهای مهاجر را به بهانه های مختلف مسلح ساخت در حالیکه دیگر اقوام خلع سلاح شده بودند.
بدینوسیله مردم بومی بیشتر مناطق کشور وادار به ترک منطقه خود گردیده و اکثرا برای نجات خانواده خود از شر پشتونهای مهاجر، وادار به مهاجرت به کشورهای دیگر شدند.
این سیاست کثیف همچنان ادامه یافت تا این دیگر در شهرهای بزرگ کشور، به سختی میتوان فرد غیر پشتون شهری یافت. جای تمامی مردم شریف شهرها را پشتونهای مهاجر اشغال کرده اند.
بسیاری از پشتون های پاکستان به اجبار به مناطق مرکزی، شمال و غرب کشور ما آمده اند که لهجه و طرز گپ زدن شان با افغان های قندهار و جلال آباد و خوست فرق میکند و کار به جایی رسید که تعداد زیادی غیر افغان اما با نام افغان، به اردوی ملی و پولیس در حکومت های قبلی نیز وارد شدند.
ساکن شدن اقوام غیر افغانستانی در اقصا نقاط افغانستان یک نقشه فرا منطقه ای بود، که گردانندگان آن سعی داشتند تا با اسکان دادن پاکستانی ها در ولایات کشور ما، یکپارچگی قومیتی منطقه را از بین برده و بدین طریق از ایجاد هرگونه اتحادی در آن ولایات جلوگیری نمایند.
در زمان جهاد شاهد این بودیم که اقوام مختلف هر ولایت دوشادوش هم سوای از مسایل مذهبی و قومیتی علیه کفر می جنگیدند. دلیل شان هم این بود که همه ما افغانستانی هستیم. ولی امروز بچه های همین مردم دیگر همسایه خود را برادر افغانستانی نمی دانند و این همان هدفی است که غرب به دنبال آن بود و تا کنون هم موفق به از بین بردن اتفاق و ایجاد نفاق شده است.
ده سال قبل تخمین زده می شد که نیمی از جمعیت پشتونهای افغانستان را پاکستانی های مهاجر تشکیل می دهند اما اکنون می توان گفت که جمعیت پشتونهای مهاجر پاکستانی از پشتونهای افغان فزونی یافته و جمعیت شان بسیار بیشتر از پشتونهای افغان در افغانستان است. از کارگر گرفته تا گدا همه پاکستانی هستند.
این روند نه تنها در داخل افغانستان که در بیرون از کشور نیز با جدیت تمام پیگیری شد تا آنجا که در نمایندگی های سیاسی افغانستان در عربستان سعودی، امارات متحد عربی و پاکستان به ده ها هزار پاکستانی پاسپورت و تذکره نفوس افغانستانی داده شد و این پروسه در زمان کرزی و غنی نیز ادامه یافت.
اینک کار بجایی رسیده است که دیگر کمتر کسی قادر به تشخیص پشتونهای پاکستانی از پشتونهای افغانی است. حتی خود پشتونها هم دیگر نمیدانند که کدام شان پاکستانی است و کدام شان افغانی!
شاید کسی از خود نپرسیده باشد که چرا جمعیت پشتونهای کوچی که تا ده سال پیش به 250 هزار نفر هم نمی رسید به یکباره ده ها برابر افزایش پیدا کرده است! به جای افزایش جمعیت شهرها، تعداد کوچی ها چندین برابر شده است؟!
در تاریخ 1389/7/1 در رسانهها اعلام گردید:
(با ادامه عملیاتهای نظامی آمریکاییان در مناطق مرزی افغانستان و پاکستان و همچنین افزایش جابجایی های سیل زدگان پاکستانی، روزبروز بر تعداد پاکستانیهایی که در مناطق شرقی کشورمان ساکن می شوند، افزود می گردد.
براساس اظهارات سخنگوی وزارت عودت و مهاجرین بیش از هزاران خانوار پاکستانی به دلیل بمباران آمریکایی ها و درگیریهای اقوام مرزی و همچنین به جهت در امان بودن از معضلات سیل در ولسوالی ځازی در ولایت پکتیا ساکن شده اند، که این وزارتخانه در تلاش برای ارسال کمکهای عاجل بشری برای آنان می باشد.)
در تاریخ 1390/5/17 مطلب دیگری نشر شد که نشان دهنده جابجایی عمدی پشتونها در غرب کشور در ولایت هرات بود:
(آگاهان امور اجتماعی در هرات میگویند با آمدن هزاران پاکستانی در طول چندین سال گذشته خصوصا در این اواخر مدارس دینی به شکل مدارس طالبانی با همان خصوصیات تدریس حملات انتحاری مخالفت به حقوق بشر و حضور زنان در امور سیاسی و اجتماعی در هرات ادامه دارد و با آمدن پاکستانی ها و پشتون های آنطرف مرز کسترش می یابد.
به گفته همین منابع تعدادی از مولوی های پاکستانی نیز برای اهداف مشخصی وارد هرات شده اند که برای آینده این ولایت خطرناک است.
گزارش های رسیده از هرات حاکی از آن است، که رفت و آمد شماری افراد مشکوک پاکستانی و پشتون های آنطرف مرز به دفتر افغان ملت در هرات نام نویسی می کنند ولی جزییات و علت آن هنوز مشخص نشده ، گفته می شود به شماری از آنان وعده نمرات زمین داده شده است.
منابع آگاه در کابل می گویند آقای عمر داوؤدزی سفیر افغانستان در پاکستان از چنین پلانها برای اسکان دادن پاکستانی ها و پشتون های آنطرف مرز به افغانستان اطلاع داشته، پشتیبانی تیم کرزی را در استراتژی جابجا نمودن پاکستانی ها در افغانستان خصوصا در هرات با خود دارد.
عمر داوؤدزی که به منافع پاکستان بیشتر ارزش میدهد نسبت به منافع افغانستان، پس باید جابجا ساختن پاکستانی ها و پشتون های آنطرف مزر را در افغانستان قانونی بسازد.)
مردم فقیر پشتون در آن طرف مرز، هرگز از نقشه های شوم آمریکا و پاکستان اطلاع نداشتند و ناچار به مهاجرت به افغانستان می شدند. پناهندگان پاکستانی که خود واقف نبودند در روند چه بازی سیاسی و قومی قرار گرفته اند، به هدایت تعدادی مشخص از قوم پشتون، برای برهم زدن تعادل قومی در مناطق مختلف کشور ما، جابجا می گردیدند.
از یکطرف هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی خانه های مسکونی این افراد را هدف قرار می دادند و از سوی دیگر، نظامیان پاکستانی به بهانه مناطق تحت نفوذ تروریست ها، حملات شان را بر این مردم بی دفاع تشدید می کردند. تنها راه باقیمانده برای این مردم فقیر، فرار به افغانستان بود.
در تاریخ 1393/12/9 مطلبی در تلکس شایعات شبکه اطلاع رسانی افغانستان به نشر رسید:
(تجهیز و تسلیح کوچی ها و انتقال آنان به مناطق غیر پشتون نشین.
تاخیر در توزیع تذکره های الکترونیکی به دلیل دادن تابعیت به پشتون های پاکستانی و جابجا کردن آنان در مناطق حاصلخیز شمال.
درخواست کمک از طالبان و توزیع سلاح برای آنان به منظور تسریع در جابجایی پشتون های پاکستانی.
جابجایی برخی از عناصر کوچی و طالب و متعصبان پشتون در ارگان های دولتی و امنیتی.
گفته شده است که مسوولیت این طرح برعهده حضرت عمر زاخیلوال وزیر سابق مالیه است و افرادی مانند جمعه خان همدرد، انورالحق احدی و اسماعیل یون در اجرای این طرح او را یاری می رسانند.
نظارت این طرح نیز برعهده حنیف اتمر گذاشته شده است.)
سال ها است که از موشک باران مناطق مرزی افغانستان توسط نظامیان پاکستانی همه مطلع هستند اما هیچگاه هیچ کسی حاضر به توضیح در این رابطه نشده است. در حالیکه مشخص بود که با موشک باران مناطق مرزی توسط پاکستانی ها، این مناطق خالی از سکنه شده و جا برای مهاجران پاکستانی فراهم آمده بود.
اینک این مناطق مملو از مهاجران پاکستانی گردیده و دیگر جا برای دیگر پشتونهای مهاجر نیست که در ادامه سیاست جابجایی پشتونهای پاکستانی و فرار دادن دیگر اقوام از افغانستان، پس از آموزش های روانی اجتماعی، پشتونهای مهاجر قبلی به دیگر مناطق با امتیازات ویژه از جمله چپاول اموال و دارایی های دیگر اقوام و حتی در مواردی ناموس، با کمک طالبان منتقل می گردند.
بر اساس آمار تخمینی، اکنون که جمعیت افغانستان چهل میلیون گفته شده است، بیش از بیست میلیون آن پشتونها هستند که شصت درصد شان را پشتونهای پاکستانی تشکیل می دهند.

دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.