
کافه و رستورانت «خانه کابل» در قلب تهران روزانه میزبان ده ها شهروند افغانستان و ایرانیان می باشد. این رستورانت که به کلبه فرهنگ افغانستان تبدیل شده از سوی یک خانواده «شوهر ، خانم و فرزندان شان» اداره می شود.
زمان تقریبی مطالعه: 3 دقیقه
کافه و رستورانت «خانهکابل» در قلب تهران روزانه میزبان دهها شهروند افغانستان و ایرانیان میباشد. این رستورانت که به کلبه فرهنگ افغانستان تبدیل شده از سوی یک خانواده «شوهر، خانم و فرزندانشان» اداره میشود.
در این رستورانت محمد موسی اکبری، مالک رستورانت با خانم، دو دختر و یک پسرش مصروف کار اند؛ خانواده افغانستانی که دغدغهشان معرفی فرهنگ و غذاهای افغانستان به مردم ایران است. این خانواده، خانه کابل را در قلب تهران راه انداختهاند. محمد موسی اکبری میگوید که بیشترین مشتریان شان ایرانیان اند. از قابِلیپلو تا مَنتو، آشَک و کَچیری قُروت غذاهای سنتی افغانستان است که خانهکابل به مهمانان شان میپزند.
هنگام ورود به خانهکابل آواز دلانگیز احمد ظاهر به دل چنگ میزند. به گفتهی مالک این رستوانت تقربیأ 90 درصد مشتریان او جذب فضای رستوانت میشوند.
محمد موسی اکبری که خود نیز عکاس است، روی دیوارهای رستورانت را با عکسهایی از زنان و کودکان و مناظری از طبیعت و فرهنگ افغانستان پوشانده است. آقای موسی میگوید که این رستورانت را به دلیل اینکه بتواند فرهنگ افغانستان را به مردم ایران بیشتر معرفی کند، باز کرده است. به گفتهی او افغانستان تنها طالب و جنگ نیست.
در این رستورانت کتابهای از تاریخ معاصر افغانستان و احمدشاه مسعود نیز به چشم میخورد. کلاه پَکول، شال پَتکَی، سنگ لاجورد، تسبیح شاهمقصود، تسبیح لاجورد نیز در قفسهای از لباسهای سنتی افغانستان چیده شده است.
آقای اکبری می گوید که مشتریهای شان از سفارتخانههای روسیه، ژاپن و کرهجنوبی و مشتریانی از استرالیا و عراق و افریقا نیز اند.
از سوی هم مشتریان وقتی به خانه کابل میروند، حتما چشمشان به کاشی لاجوردیِ وسط کافه هم میافتد. این کاشی آبی خوشرنگ که روی آن نوشتههای محلههای کابل نظیر «محله چنداوُل»، «محله افشار»، «محله عاشقان عارفان»، «محله خرابات»، «محله مرادخانی» بهدست هنرمندان کارگاه کاشیسازی مسجدجامع هرات ساخته شده است.
از آقای اکبری در باره خاطرهاش از ایران پرسیده شد. او در پاسخ گفت: «روزی چند دختر و پسر ایرانی با گُل به رستورانت آمدند و قلم و کاغذ خواستند، فکر کردم حتمی تولدی یا محفل خودمانی دارند؛ اما با گذشت چند دقیقه با گُل نزد من و خانمم آمدند و سالروز استقلال افغانستان را تبریک گفتند.» آقای اکبری با گفتن این خاطرهاش اشک در چشماناش دیده شد. او میگفت: «حس بیوطنی سختترین چیز است و آرزو میکنم هیچ آدمی بیوطن نشود.»
محمدموسی اکبری 40 سال است که در ایران زندگی میکند و با آن که در همه این سالها زحمت زیادی کشیده، با آن که هر سه فرزندش در ایران متولد و بزرگ شدهاند؛ اما میگوید هنوز بیوطن و مهاجر است.
او با سخنانی که میتوان وطندوستی را در آن حس کرد، آرزوی آرامش برای خانه آباییاش کرد.

