بېرته
برای تصویب پیمان استراتژیک کابل ـ واشنگتن
مصلحت آمریکایی جایگزین مصلحت اسلامی؟!
د خپرېدو نېټه: 1391/03/17 18:59د خبر شمېره: 10458سرچینه: آژانس خبرگزاری افغان ایرکا

با تصویب پیمان استراتژیک افغانستان با آمریکا ؛ کم کم زوایای رسوخ و چگونگی نفوذ جریان تفکر اسلام آمریکایی در جایگاه های حساس و مهم کشور مسلمان افغانستان پدیدار می شود و اهداف آمریکایی ها و غربی ها از به راه اندازی پروژه دولت سازی در کشور مشخص تر می گردد.
هر اندازه که در طی 10 سال گذشته ؛ نیروهای مبارز مسلمان و جهادی از صحنه های مختلف در افغانستان خارج شده و یا آنها را به انحاء مختلف از درون حاکمیت بیرون رانده و یا کنار گذاشته اند ، شاید به همان اندازه و بلکه بیشتر جریانات استکباری غرب و آمریکا در لایه های مختلف حاکمیت افغانستان نفوذ کرده و عناصر وابسته به خودشان را در موقعیت های حساس و تصمیم ساز آن کشور به کار گمارده اند.
ساده انگاری است ، اگر گمان کنیم پروسه ای مانند انعقاد پیمان استراتژیک با اشغالگران آمریکایی که برای مردم افغانستان از حساسیت ویژه ای برخوردار بوده و با روحیه ضد اشغالگری آنان ناسازگار است و اکثریت به اتفاق علمای شیعه و سنی آن کشور نیز نسبت به حرمت آن اعلام مواضع صریحی داشته اند ؛ بدون برنامه ریزی قبلی و طی مدت 34 روز و در سه بخش مهم حکومت افغانستان یعنی دولت و دو مجلس ولسی جرگه و مجلس مشرانو جرگه به تصویب و امضاء برسد؟!!!
در حقیقت با همان سفر شبانه اوباما در اول ماه می 2012 میلادی (12 ثور1391) به افغانستان و فرا خوان حامد کرزی برای امضای این پیمان به پایگاه نظامیان اشغالگر در بگرامی که در 60 کیلومتری کابل قرار دارد ؛ همه چیز به پایان می رسد.
اما با هدف فرونشاندن واکنش های داخلی ؛ مهره پارلمان وارد بازی اشغالگران می شود. ولسی جرگه در این بازی و بر خلاف اراده و انتظار مردم مسلمان افغانستان و پس از 25 روز فرصت سوزی ، در روز شنبه 26 می 2012 میلادی(6 جوزا1391) و در غیاب 81 نماینده و بدون دادن هر گونه فرصت مباحثه به نمایندگان حاضر برای بحث پیرامون این پیمان و با عجله تمام آن را به تصویب رسانده و به مجلس سنا ارجاع می نماید.
و در نهایت ؛ 7 روز بعد ؛ یعنی در روز یکشنبه 3 ژوئن 2012 میلادی (14 جوزای1391) توسط مجلس سنا(مشرانو جرگه) در غیاب 42 نماینده از 102 نماینده مجلس و با مخالفت 13 نفر ؛ تیر خلاص بر احساسات پاک مردم مسلمان افغانستان زده می شود و پیمان با اشغالگران آمریکایی در مجلس نهایی می شود.
مسلماً در پس پرده این اتفاق برنامه ریزی شده مهم و حیاتی که سرنوشت یک ملت مسلمان مجاهد قرار است برای مدت های مدیدی به بیگانگان سپرده شود ، جریاناتی مانند تفکر اسلام آمریکایی زمینه سازی های لازم داخلی و خارجی را از قبل فراهم آورده و به صورت غافلگیرانه ای آن را وارد عرصه تصمیم گیری کرده اند.
هر چند که امروز مدعیان آزادی و دمکراسی غربی و آمریکایی در فراوانی هیاهو و جنجال های شبکه های رسانه ای وابسته به خودشان کمتر اجازه می دهند تا صدای مردم مظلوم و مسلمان مردم افغانستان شنیده شود ؛ اما حقیقت این صداها و اعتراضات همچنان در نهاد و ضمیر مردم نهفته و پابرجا باقی مانده است و تصویب چنین پیمان های ذلت باری نیز نمی تواند به عنوان بازتاب واقعی افکار عمومی مردم و اندیشمندان افغانستان قلمداد شود.
از طرفی نیز عدم حضور تعداد 123 نماینده مجلس شورای ملی از 351 عضو آن در هنگام رأی گیری پیرامون پیمان استراتژیک در دو مجلس ولسی جرگه و مشرانو جرگه بسیار قابل تأمل است. در عین حال که تعداد 19 نفر از نمایندگان حاضر نیز در هنگام رأی گیری ، آرای مخالف به انعقاد این پیمان داده اند.
در همین زمینه نیز پرسش های فراوانی پیرامون چرایی واکنش های مستقیم و غیر مستقیمی نمایندگان مخالف و معترض به پیمان استراتژیک با آمریکا در مجلس شورای ملی که اغلب آنان را نمایندگان جریانات مستقل و ارزشگرا تشکیل می دهند ؛ وجود دارد :
1 ـ چرا بیش از 35 درصد از نمایندگان مجلس شورای ملی با انعقاد این پیمان مخالفت ورزیده و به عبارتی ؛ با عدم حضور خود ، مشروعیت تشکیل چنین جلسه ای را در شورای ملی زیر سئوال برده اند؟!!!
2 ـ آیا عدم حضور 35 درصد از نمایندگان در مجلس شورای ملی در روزهای رأگیری ، پاسخ و واکنش به احساس خطر بزرگی است که آنها از نفوذ و تأثیر جریانات وابسته به غرب و آمریکا در بدنه ی اصلی حکومت کرده اند؟!!!
3 ـ آیا طرح مصلحت تصویب پیمان استراتژیک با آمریکا در حاکمیت ؛ رجحان مصلحت اندیشی آمریکایی بر مصلحت اندیشی اسلامی و ملی افغانستان را نشان می دهد که بیش از یک سوم از نمایندگان مجلس شورای ملی را بیش از پیش نگران رسوخ تفکر اسلام آمریکایی در نظام پارلمانی کشور کرده است؟!!!
4 ـ آیا فرافکنی های گسترده جریانات غربگرا همراه با ایجاد فضای مسموم تبلیغات رسانه ای در به راه اندازی کارناوالی از اعلام آمادگی های پی در پی کشورهای غربی و هم ائتلاف با آمریکا برای انعقاد پیمان های مشابه با افغانستان و پر اهمیت جلوه دادن نتایج اجلاس ناتو در شیکاگو ... که با هدف بازگرفتن فرصت و مجال تفکر و تأمل از نمایندگان شورای ملی افغانستان و هدایت آنان را بر خلاف رأی و انتظارشان به سمت امضای پیمان استراتژیک با آمریکا ؛ سبب نگرانی و احساس خطر نمایندگان مستقل و ارزشگرا شده و آنان را از حضور در پارلمان بازداشته است؟!!!
اکنون وجود اینگونه پرسش ها و روند مشکوک تصویب پیمان استراتژیک با آمریکا از سوی بخش های مهم حاکمیت در افغانستان می توانند حاوی پیام های هوشدار دهنده و بسیار مهمی برای مردم مسلمان ، مجاهدین ، دانشگاهیان ، حوزویان ، شخصیت ها ، نخبگان ، علمای کشور باشند که :
1 ـ خطر روز افزون گرایش حاکمیت به جریان تفکر اسلام آمریکایی باید بسیار جدی گرفته شود.
2 ـ خطر ترویج تفکر اسلام آمریکایی را در جامعه ی افغانستان نباید نادیده گرفته شود.
3 ـ مخاطرات تفکر اسلام آمریکایی و پیامدهای آن در افغانستان باید برای جامعه بازخوانی شوند.
4 ـ جریانات مروّج تفکر اسلام آمریکایی در افغانستان به مردم معرفی شوند.
5 ـ سکوت و اهمال کاری ها باید در برابر جریانات و افراد مروّج تفکر اسلام آمریکایی کنار گذاشته شوند.
6 ـ شخصیت ها و نخبگان دانشگاهی و حوزوی شیعه و سنی و اهل قلم و سیاست اسلامی ، باید با تمام توان موجود ؛ برای مبارزه و مقابله با تفکر اسلام آمریکایی بسیج شوند.
7 ـ صفوف اسلامگرایان و ارزشگراها باید از صفوف همراهان تفکر اسلام آمریکایی برای مردم متمایز و بازشناخته شوند.
8 ـ اقشار مختلف جامعه مسلمان افغانستان باید از سوی آگاهان و نخبگان در برابر انواع هجمه های ضد اسلامی و ضد فرهنگی و ترویج تفکر اسلام آمریکایی ؛ مقاوم سازی شوند.
9 ـ هرگونه غفلت و سهل انگاری در این برهه ؛ سبب تأثیر جدی تفکر اسلام آمریکایی بر روند انتخابات آینده ریاست جمهوری خواهد شد و نتایج انتخابات را آمریکایی ها به نفع و دلخواه خود رقم خواهند زد.
10 ـ لزوم تحقیق و پژوهش پیرامون چگونگی و میزان دامنه نفوذ جریان تفکر اسلام آمریکایی در بدنه حاکمیت و اجتماع به همراه شناسایی نقاط آسیب پذیر ...
11 ـ راهکارهای مناسب و کارآمد برای ممانعت از گسترش استعمار نوین آمریکا در سرزمین افغانستان و پایان دادن به حضور اشغالگران در کشور باید بررسی شوند.
12 ـ لزوم فراگیری و اولویت بخشیدن و ترجیح مصلحت اندیشی اسلامی بر سایر مصالح و منافع فردی ، سیاسی ، گروهی و اشغالگران ؛ امری مهم و ضروری است.