طبق اطلاعات به‌دست‌آمده، در درون جبهه مقاومت ملی نیز نارضایتی و انشعاب به وجود آمده است. شماری از اعضای این جبهه اعلام کرده‌اند که «نمی‌توان همزمان جنگ کرد و دست صلح نیز دراز نمود». آنان تأکید دارند که جبهه باید موضع روشن داشته باشد: یا ادامه جنگ یا ورود به روند مذاکره، نه هر دو مسیر به‌طور موازی.

همچنین منابع می‌گویند نزدیکی اخیر برخی چهره‌های جبهه مقاومت با پاکستان، در کنار ارتباطات آنان با ایران، باعث افزایش تنش‌ها در میان اعضای ارشد این جبهه شده است. بخشی از اعضا این تعاملات را «انعطاف‌پذیری سیاسی لازم» می‌دانند، اما بخش دیگری آن را «دور شدن از مواضع اصلی و به‌وجود آمدن خطر معامله‌های پشت پرده» تعبیر می‌کنند.

در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که آیا اعلام همصدایی میان این جریان‌ها دوام خواهد آورد یا نه. منابع نزدیک به این ایتلاف می‌گویند: نبود اعتماد سیاسی میان رهبران، اختلاف در استراتژی برخورد با طالبان، رقابت‌های دیرینه حزبی و تلاش کشورهای منطقه برای تأثیرگذاری بر جریان‌های سیاسی همگی عواملی‌اند که می‌توانند این همسویی نوپا را در همان آغاز مسیر دچار فروپاشی کند.

با این‌همه، رهبران اعلام همصدایی تاکنون به‌صورت رسمی از اختلافات سخن نگفته‌اند و در ظاهر، بر ادامه تلاش‌ها برای ایجاد یک جبهه سیاسی مشترک تأکید می‌کنند؛ اما نشانه‌های موجود نشان می‌دهد که راه رسیدن به یک ایتلاف پایدار همچنان دشوار، ناهموار و در معرض فروپاشی زودهنگام است.