بیش از چهار دهه جنگ در سراسر افغانستان، به‌شمول ولایت غور در کنار سایر مشکلات، باعث افزایش فقر و بیکاری شده و میلیون‌ها بیوه و یتیم برجا گذاشته‌است.

روایت‌های عینی در ولایت غور نشان می‌دهد که روزانه صدها کودک از مناطق مختلف در شهر جمع می‌شوند و به کارهایی چون فروش ترکاری و میوه، دست‌فروشی، کار در نانوایی، ورکشاف‌ها و کار در داش‌های خشت‌پزی و سایر مشاغل مشغول‌اند.

در کنار دریای هریرود، جایی که روزانه ده‌ها موتر برای شست‌وشو آورده می‌شود، بیشتر کسانی که این کار را انجام می‌دهند، کودکان زیر 18 سال‌ اند.

در این محل، کودکان از آغاز صبح تا شام با سطل، دستمال و موزه‌های به‌پا، در انتظار رسیدن مشتری می‌نشینند و با شستن و پاک‌کردن موترها، بخشی از هزینه‌های زنده‌گی خانواده‌های‌شان را تأمین می‌کنند.

رمضان 12 ساله، یکی از این کودکان است؛ او به محض دیدن موتر از دور، با تمام توان می‌دود تا پیش از دیگران خود را به آن برساند و راننده را برای شستن موترش قانع کند.

رمضان گفت: «هر صبح به اینجا می‌آیم تا موترهای مردم را شست‌وشو کنم و شام چند نان با خود به خانه ببرم.»

رمضان می‌گوید که کارش را با صداقت انجام می‌دهد تا رضایت مشتری را جلب کند و او را ترغیب کند که بار دیگر نیز برای شستن موترش به او مراجعه کند.

او می‌افزاید که فقر و تنگدستی خانواده و همچنین بیکاری پدر سالخورده‌اش، سبب شده‌است تا بار سنگین تأمین هزینه‌های زنده‌گی خانواده را بر دوش بکشد و از ادامۀ تحصیل در مکتب باز بماند.

وی می‌گوید: «پدرم مریض است، کار نمی‌توانه، وضعیت اقتصادی ما خراب است، مه مجبور هستم که اینجا کار کنم و نیازهای خانوادۀ خود را تامین کنم، اگر مه مکتب بروم، کار کرده نمی‌توانم، کل فامیل ما گشنه می‌مانن، کسی نیست که به ما کمک کنه.»

رمضان می‌افزاید که روزانه از این کار حدود 200 تا 300 افغانی درآمد دارد و تمام درآمدش را برای تأمین نیازهای خانوادۀ چهارنفره‌اش به مصرف می‌رساند.

او آرزو دارد روزی این مشکلات پایان یابد و بتواند مانند هم‌سن‌وسالانش به مکتب برود و درس بخواند.

رمضان تنها کودکی نیست که برای تأمین نیازهای خانواده در کنار دریای هریرود کار می‌کند. در کنار او، شماری دیگر از کودکان نیز هستند که از صبح تا شام با وسایل ابتدایی شست‌وشوی موتر در این محل کار می‌کنند.

نورالدین 14 ساله، نیز یکی دیگر از این کودکان است که به دلیل فقر و ناداری خانوادۀ پنج‌نفره‌اش از رفتن به مکتب بازمانده و مجبور شده‌است روزانه موترهای مردم را شست‌وشو کند و در بدل آن تا 200 افغانی درآمد داشته باشد و برای خانواده‌اش مقداری نان، چای و بوره ببرد.

پدر نورالدین سال‌هاست که فلج شده و در بستر بیماری قرار دارد.

او می‌افزاید که اگر روزی وضعیت اقتصادی خانواده‌اش بهتر شود، می‌خواهد دوباره به درس خواندن ادامه دهد، تا در آینده داکتر شود و از این طریق به مردم و جامعه‌اش خدمت کند.

افزون بر رمضان و نورالدین، کودکان دیگری نیز هستند که از طریق دست‌فروشی، جمع‌آوری پلاستیک و آهن‌آلات کهنه، به تأمین هزینه‌های زنده‌گی و اقتصاد خانواده‌های‌شان کمک می‌کنند.

نثاراحمد 13 ساله، یکی دیگر از کودکانی است که روزانه در کنار سرک ترکاری‌فروشی می‌کند تا از این طریق بتواند در اقتصاد خانواده‌اش کمک کند.

او که از طرف صبح تا ساعت 12 ظهر به مکتب می‌رود، پس از چاشت در یک کراچی دستی ترکاری‌هایی مانند نوش‌پیاز، نعنا، گشنیز، گندنه و غیره را می‌فروشد و از عاید به‌دست‌آمده، بخشی از هزینه‌های خانواده‌اش را تأمین می‌کند.

وی از عایدی که از این مدرک به دست می‌آورد، خوشحال است و می‌گوید که به‌طور عموم روزانه تا 300 افغانی فایده دارد؛ اما برخی اوقات بیشتر و برخی هم کمتر از این عاید می‌داشته باشد.

موصوف می‌افزاید که هرچند کار کردن باعث شده نتواند به‌خوبی به درس‌هایش رسیده‌گی کند، اما تلاش دارد در کنار کمک به خانواده‌اش، به درس خواندن نیز ادامه دهد.

در همین حال، ملا نصرالله انصار، رئیس کار و امور اجتماعی غور گفت که این ریاست برای کودکان در معرض خطر، زمینۀ آموزش و پرورش را در چوکات پرورشگاه این ریاست فراهم کرده‌است.

به گفتۀ او، در حال حاضر برای 370 کودک بی‌سرپرست و کار، با حمایت مالی وزارت کار و امور اجتماعی، زمینۀ آموزش و پرورش به‌گونۀ شبانه‌روزی فراهم شده‌است.

موصوف افزود: «ریاست کار و امور اجتماعی غور، در هماهنگی با مؤسسات همکار غیردولتی، برای حمایت از خانواده‌های دارای کودکان کار و فراهم‌کردن زمینۀ رفتن آنان به مکاتب و مدارس، برنامه‌های آموزش‌های فنی و حرفه‌ای را راه‌اندازی کرده و در این راستا تلاش می‌کنیم.»

رئیس کار و امور اجتماعی غور علاوه می‌کند که از طریق این برنامه‌ها، برای یک‌هزار و 800 خانواده در ولسوالی‌های فیروزکوه، تیوره، شهرک، پسابند و چهارسده فرصت‌های شغلی و آموزش‌های فنی و حرفه‌ای فراهم کرده‌اند.

به گفتۀ وی، هدف از اجرای این برنامه‌ها، حمایت از کودکان آسیب‌پذیر، کمک به خانواده‌های بی‌بضاعت و فراهم‌کردن زمینه‌ای است تا کودکان به جای کار شاقه، بتوانند به آموزش و تحصیل ادامه دهند.