متفکران نظام سلطه که اواخر سال 2001میلادی تمام توان ذهنی خود را روی هم انباشتند تا قدرت نمایی به جهان را از طریق هجوم به افغانستان آغاز کنند، گمان نمی کردند در باتلاقی به وسعت افغانستان گیر کنند و با وجود تلاش چندین ساله راه پس و پیش خود را مسدود ببینند. غربیها در این هجوم با 150هزار نیرو نه تنها به مقصودشان نرسیدند بلکه با عملکرد ضعیف خود این کشور را ناامن تر از گذشته کردند که آتش این ناامنی دامن آنها را نیز گرفته و اکنون پس از گذشت 11سال اعتمادا مردم افغانستان را از دست داده و هدف حملات فزاینده آنها قرار گرفته اند. مردم افغانستان در سال 1380 شاهد یکی از گسترده ترین تهاجم نیروهای خارجی به کشور به رهبری آمریکا بودند، تهاجمی که به بهانه مبارزه با تروریسم، کمک به استقرار صلح و امنیت و توسعه سرمایه گذاریها در امور زیربنایی افغانستان صورت گرفت. گذشت زمان نقاب را از چهره اشغالگران در این سرزمین غنی از سرمایه های طبیعی به کنار زد و خط بطلان بر ادعای واهی آنها کشید و در گذر زمان هم ثابت شد که آنان در چارچوب اهداف استعماری، برای غارت منابع طبیعی، افزایش حضور و نفوذ خود در منطقه وارد افغانستان شدند. حضور نیروهای خارجی طی 11 سال گذشته نه تنها کمکی به پیشرفت این سرزمین اسلامی نکرد، بلکه بسیاری از باورها و ارزشهای اعتقادی، فرهنگی و اجتماعی مردم افغانستان را مورد اهانت قرار داد ؛ ناامنی ها و تولید محصول خشخاش (تریاک) و نیز حشیش را افزایش داد. نادیده گرفتن ارزشهای اجتماعی در کشور از سوی نیروهای خارجی به ویژه آمریکایی ها حس بدبینی را در میان آنان بر انگیخت. ساختار جمعیتی افغانستان حکایت از آن دارد که تعداد قومیت ها در این سرزمین با تاریخ دیرینه به 20 مورد می رسد، به اعتقاد آگاهان مسایل سیاسی و فرهنگی در چنین سرزمینی نادیده گرفتن و یا اهانت به ارزشها و سنتهای دینی، فرهنگی و اجتماعی مردم موجب خشم و نفرت مردم به بیگانگان شده است. روحیه مردم افغانستان بر اساس شواهد تاریخی مبیین «بیگانه ستیزی» شکل گرفته است در چنین شرایطی آنان کمتر حاضر به پذیرش وهمکاری با بیگانگان هستند، وجود چنین روحیه ای در قرن بیست و یکم در باره اشغالگران خارجی که در چارچوب نیروهای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در افغانستان حضور دارند، صدق می کند. انتشار خبر بی احترامی و قرآن سوزی در پایگاه هوایی بگرام ولایت پروان که از سوی سربازان آمریکایی در فوریه سال 2011 میلادی رخ داد، موجی از خشم و نفرت را در میان مردم برانگیخت. این پایگاه در 60 کیلومتری شمال شهر کابل قرار دارد. ادامه بازرسیهای شبانه منازل ، بازداشت مردم بی گناه و ضرب و شتم مردان و جوانان در این بازرسیها، وجود بازداشتگاههای غیررسمی و بازداشتگاه مخوف «پروان» بیش از پیش خشم مردم را علیه نیروهای خارجی برانگیخت . عوامل ذکر شده سبب افزایش حمله نظامیان داخلی به نیروهای خارجی شده که عمدتا در برخی نواحی جنوبی، شرقی ، غربی ، شمالی و نیز در کابل حضور دارند. از ابتدای حمله به افغانستان، هزاران نیروی خارجی به همراه دهها هزار افغانستانی جان خود را از دست دادند که هم مردم افغانستان و هم مردم کشورهایی که اتباعشان در این کشور کشته شدند، پرسشهای فراوان اما بی پاسخ دارند. به نوشته تارنمای روزنامه اقتدار ملی حمله نیروهای داخلی به نظامیان خارجی در حال افزایش است که این پدیده از لحاظ روحی و روانی نیروهای خارجی را تحت تاثیر قرار داده است. این تارنما می افزاید: به طوریکه اعتماد میان نیروهای داخلی و خارجی تحت تاثیر قرار گرفته است و سربازان بیگانه همواره احساس می کنند که مورد حمله قرار می گیرند. افزایش حمله نیروهای داخلی (سبزها) به نیروهای خارجی (آبی ها) که به نیروهای خودی و غیرخودی مشهور شد، در حالی رو به افزایش است که «گونتر کس» سخنگوی وقت نیروهای بین المللی کمک به امنیت افغانستان(آیساف) ضمن اعتراف به تشدید این حملات مدعی شد که کاهش تولید محصول مزارع خشخاش منجر به افزایش چنین حملاتی شده است. به ادعای وی، به همین دلیل شورشیان مسلح در سال 2012میلادی در حوزه سنتی تحت پوشش خود در جنوب افغانستان زود تر از سال قبل دست به سلاح بردند و جنگ را آغاز کردند. با توجه به تشدید این حملات رسانه های داخلی گزارش دادند که فرماندهان نیروهای خارجی به افراد تحت امر خود دستور داده اند در زمان ماموریت یا آموزش نیروهای داخلی ضمن حفظ فاصله با این نیروها اسلحه را خشاب گذاری کرده و آماده تیراندازی باشند. افزایش حملات نیروهای داخلی به نظامیان خارجی، چهره های سیاسی و امنیتی آمریکا و نظامیان خارجی را نگران کرده و فشار آنها سبب شده نشستی با حضور حامد کرزی رییس جمهوری و مقامهای ارشد امنیتی برای بررسی دلایل تشدید این حملات برگزار شد. همچنین اواسط تابستان سال 1391 همزمان با افزایش این حملات ، ژنرال مارتین دیمپسی، رییس ستاد مشترک ارتش امریکا برای بررسی دلایل این بحران وارد پایگاه هوایی بگرام شد که همزمان دو فروند موشک به پایگاه اصابت کرد. سیاستمداران غربی با فرافکنی بجای پذیرش کوتاهیهای خود، نفوذ مخالفان به صفوف نیروهای مسلح افغانستان را عامل تشدید حملات به نیروهای خود می پندارند و با اعمال فشار به دولت برای تقویت گزینش نیرو در پلیس و ارتش، می خواهند اعتراضهای مردمی را نادیده انگارند. منابع رسانه ای غرب نیز از تشدید تدابیر اضطراری برای کنترل یا کاهش این حملات علیه نیروهای خارجی خبر دادند که این تدابیر شامل بررسی بیشتر برای جذب نیرو، تقویت عناصر اطلاعاتی ، الزام به مصاحبه با سربازان در پایان مرخصی ، ایجاد سیستم گزارش دهی و هشدار دهنده در باره علایم مشکوک است. این حملات در حالی رو به افزایش است که تا پایان سال 2014 میلادی نیروهای امریکایی و ناتو باید از افغانستان خارج شوند و آمریکا به دنبال راههایی است تا این حضور را به عناوین مختلف مانند برنامه های آموزشی ادامه دهد. از جنگ افغانستان که به باتلاقی برای نیروهای خارجی تبدیل شده است تحت عنوان طولانی ترین نبرد تاریخ آمریکا و معمای پیچیده برای غرب یاد می شود حال باید دید در ادامه این نبرد، مسوولان و مردم افغانستان چه سیستم دفاعی را تعریف خواهند کرد تا امنیت و توسعه را با اتکا به نیروهای داخلی تحصیل کنند.