در آغاز صحبت درود می فرستم به روان پاک شهدای سرزمین اسلامی افغانستان که با ایثار خونشان در دفاع از قرآن و عترت و کتاب و سرزمین اسلامی جانهایشان را قربانی کرده اند و یک ابرقدرت را به زانو در آوردند و مفتضح و رسوا ساختند . در قدم دوم تقدیر می کنم از حزب رفاه ملی افغانستان که این فرصت و مجال را فراهم کردند تا از افتخارات مردم مسلمان افغانستان و سقوط سوسیالیسم روسی که در 26 دلو شکست خورد و مفتضحانه افغانستان را ترک کرد و این افتخار بزرگ برای ملت و مردم افغانستان بود . از طرف دیگر نوشته کرده اند 26 دلو سرآغاز بیداری اسلامی اما اگر به این تعبیرهم بگویم، که 26 دلو سرآغاز شکست کمونیزم جهانی یک افاده مطابق با واقع خواهد بود . مردم افغانستان بیدار بودند و موانع کمونیزم را شناختند علمای دین ،زمام داران ،پیشکسوتان در برابر پدیده کمونیزم تبلیغاتی داشتند و روشنگریهای داشتند و بیدادگریهای داشتند و این بیدادگریها منتج به قیام شد واین قیام بود که یک ابرقدرت را به زانو در آورد. در پنچ قرن اخیر بزرگ ترین حملات و هجمه ها در برابر اندیشه اسلامی و در برابر ملل اسلامی بودند و از این ناحیه مسلمین مهارت ها و مشکلات سخت را متحمل شدند ریشه این تضاد و این برخورد و این کشمکش علیه اندیشه اسلامی و علیه ایده های اسلامی را باید در 5 قرن اخیر جستجو بکنیم ، 5 قرن گذشته که در پایان عصر جدید شروع می شد و در تمام قرون وسطا در اروپا دیانت مسیحی و اربابان کلیسا و زمامداران کلیسا در قدرت بودند ودر اروپا حکمروایی داشتند و با مستثمر قرار دادن دیانت مسیحی اداره امور و جامعه اروپایی را اداره می کردند و بدست خود داشتند و مدت چند قرن عمل کرد ار بابان مسیحی چنان ظالمانه ، عامرانه و استبدادی بود که مردم اروپا را به ستوه در آوردند و دیگر دیانت مسیحی دیانت بر مبنای یهود و آموزه های که به نام دیانت الهی ترویج می شد برای ملل اروپایی قابل تحمل نبود البته این به این معنا است دیانت مسیحی حریف شده بود دیانت موسی کریم تعریف شده بود . اما مردم اروپا به هر حال علیه پدیده کلیسا و دیانت تعریف شده ای مسیحی قد علم کردند و قابل قبول نبود تا جایی که روسان شکل گرفت در عصر روسان قرن پانزده و شانزده فلاسفه اروپایی دانشمندان اروپایی آمدند و به تمام آموزه های کلیساهای مسیحی جواب رد دادند. سکولاریزمی که بعد از رنسانس عصر مدرنیته شکل می گیرد برایندی است که چند مولفه اصلی را به دنبال دارد از این دوره به بعد است که ما می بینیم همین تضاد اروپایها علیه دیانت مسیحی در سطح اروپا و امریکا خلاصه نمی شود و این تسری پیدا می کند همه ادیان اسلامی را حتی ادیان اللهی به شمول دین و دیانت اسلامی را مورد هجمه قرار می دهد ،تسری پیدا می کند. این هجمه ها ها و این تجاوزات علیه کشورهای اسلامی و علیه دیانت اسلامی سکولاریزم هر چندی که تعریف شده به معنای جدایی از دین ، تفکیک دین از سیاست و یا به تعبیر دیگر محدود کردن دین و دیانت ، عقیده ، ایمان درسطح فردی و فرد گرایی و از کار برد دین در مسائل اجتماعی در مسائل سیاسی باید به کلی جلوگیری شود . این یک تعریف از سکولاریزم است که تفکیک دین از سیاست یا به معنای دیگر مسلمان و رهبران دین صلاحیت و کفایت رهبری جامعه را ندارد . دین و دیانت نمی تواند کاربرد اجتماعی و سیاسی داشته باشد و از این جهت است که سکولاریزم به معنای دقیق ترش غیر از تفکیک دین از سیاست ، سکولاریزم به معنای غیر دینی کردن همه امور است. از مولفه سکولاریزم این بود که همه چیزهایی که قداست دارد در بین مسلمانها در بین دیانت مسیحی و یهودی قابل قبول بود این قداست زدایی شود ، سکولاریزم آمد تا رابطه خدا با بشر را قطع کند تا خود آموزه های برای هدایت بشرایجاد کند . آموزه های الهی و مسائل حیاتی و احادیث کاربردی نداشته باشد . بر مبنای سکولاریزم بود که غربی ها و اروپایی ها تمام ملل جهان به ویژه مسلمانان را زیر هجمه های خود قرار دادند و در کشورهای اسلامی آمدند گفتند باید این کشورهای اسلامی از تمدن غرب پیروی کند از سکولاریزم پیروی کند از تجربه های غربی استفاده کند تجربه های دینی ، آموزه های دینی را کاملاً به طاق نسیان بسپارند. از همین جهت است که ما به طور نمونه عرض می کنیم که در زمان اتاتورک امدند ،حکومت داری و مسائل اجتماعی و غیره را بر مبنای سکولاریزم درکشور اسلامی ترکیه تعریف کردند . از آنجا آمدند همین کار را در مصر کردند، در زمان حسنی مبارک قانون اساسی را ما دیدیم که بر مبنای سکولاریزم غربی تعریف شد ، در ایران در جا جای دنیا به موازات تلاشهای سکولاریزم ، کمونیزم هم آمد اندیشه های را بر کشورهای اسلامی تحمیل کرد و شدیدتر از سکولاریزم ، کمونیزم در این کشورها آمد بسیار جفا کرد بسیار ظلم کرد حتی آمد گفت دین افیون ملت هاست دین تریاک ملت هاست دین نباید کاربردی داشته باشد دین و دینمدار ، روحانی و عالم ، کتاب باید همه از بین برود در ترکستان اسلامی را به چه سرنوشتی مواجه ساخت . کمونیزم در کشورهای مختلف دنیا آمدند چطور دین زدایی کردند و چه قدر ظلم و جفا کردند به نام کمونیزم من تنها نمونه اش را در کشور افغانستان می بینم وقتی که کمونیزم در افغانستان می آید نماز خواندن جرم بود داشتن کتب مذهبی جرم بود در افغانستان یک روحانی و عالم باید از بین برود و نابود شود علمای زیادی در همین کشور افغانستان دستگیر شدند و به شهادت رسیدند که روحشان شاد و یادشان گرامی باد . می بینیم که در کشور اسلامی افغانستان بیش از یک میلیون نفر در راستای ترویج افکار کمونیستی کشته می شود و نابود می شود بیش از چند میلیون نفر آواره می شود بیش از صدها هزار معلول و معیوب . در پنج قرن اخیر هم سکولاریزم علیه اندیشه اسلامی و هم کمونیزم علیه اندیشه اسلامی بودند این صحبت های که تمدن هفت گانه را معرفی می کند جنگ تمدن ها آنها یک مقدارش بحث خاص خود را دارد و آنچه که ما در 5 قرن اخیر می بینیم و شاهداش هستیم هجمه های از سکولاریزم و هجمه های از کمونیزم در برابر مسلمانان در برابر بلاد اسلامی و در برابر مسلمین است و این را ما نادیده نمی گیریم که عمل کرد بیش از صد سال کمونیزم که در کشورها که الحمد الله کمونیزم به زباله دان تاریخ سپرده شد و سکولاریزم در پنجاه سال اخیر در کشورهای اسلامی نتیجه منفی داد . می بینیم که در مصر قیام می شود و در تونس قیام می شود و در بسیار بلاد اسلامی حرکت ها و این خیزش ها شکل می گیرد ما افتخار می کنیم که ملت مسلمان افغانستان در برابر پدیده کمونیزم افتخارات بزرگی آفریدند و این آگاهی را داشتند و این بیداری را داشتند از دین خود از اندیشه های اسلامی خود دفاع کنند و این کشور را نجات بدهند . همچنین عزیزان ما نادیده گرفته نمی توانیم این مطلب را که از صد و پنجاه سال به این طرف تلاش این است تبلیغ این است ترویج این است که مسلمان و مسلمانها و رهبران دینی صلاحیت و کفایت اداره جامعه را ندارند این ها نباید در امور دخالت کنند ترس و هراس غربی ها این است که مسلمانان بار دیگر به قدرت نرسند یک از دغدغه های بزرگ شرق و غرب همین است که مسلمان که بیش از یک میلیارد و چند صد هزار در جامعه بشری زندگی می کنند اصلات خود را همراه با اموزه های اسلامی نداشته باشند. امروز اگر مخالفت های غربی ها در برابر انقلاب اسلامی ایران است به خاطر اینکه جمهوری اسلامی ایران یک تجربه ای جدید را در قرن بیست و اینک در قرن بیست و یک به نمایش گذاشته است. جمهوری اسلامی ایران نشان می دهد که یک مسلمان دینمدار، خدا محوری که در مسیر خدا عمل می کند می تواند نظام اسلامی تشکیل بدهد می تواند جامعه اسلامی را رهبری کند می تواند بر مبنای اراده های مردم عمل بکند می تواند آموزه های دینی و قرآنی را در جامعه پیاده بکند. این تجربه ، تجربه ای گران سنگ است برای شرقی ها و غربی ها از همین جهت است که ایران اسلامی یک روز تحریم اقتصادی یک روز تحریم ارتباطی می شود یک روز تحریم رسانه ای می شود. نظام های دموکراسی های لیبرال که اساس و بنیانش را براساس آزادی اندیشه و آزادی فکر ، آزادی بیان گذاشته شده چه می شود که یکباره تمام اروپایی که خود را پیشوای اندیشه آزادی مطبوعات می داند تمام رسانه های ایرانی را قطع می کند و سانسور می کند و نمی گذارد که پیامش به جهان برسد . از این جهت برای غربی ها تجربه های اسلامی قابل قبول نیست اما اینها باید بدانند که مسلمانها و دین مداران با آموزه های اللهی می توانند در عصر ما در همین زمان ما بهترین نقش و بهترین کاربرد و کارآفرینی داشته باشند . به هر حال عزیزان امروز اگر صحبت از بیداری اسلامی است این براساس همان معقوله ماتریالیزم فلسفی است که می گوید هر پدیده ، پدیده ضد خود را در بطن خود پرورش می دهند امروز عمل کرد سکولاریزم و عمل کرد کمونیزم باعث شد که مردم و مسلمانان به خود بیایند برگردند و ببینند یک باز آفرینی داشته باشند یک باز نگری داشته باشند این عمل کرد ها واین ظلم و من به عنوان حرف آخر می خواهم عرض کنم ، من به عنوان یک کسی که یک مقداری مطالعه دارم و تحقیق دارم در هرسه های علوم ارتباط و مسائل سیاسی و آنها می خواهم عرض کنم عزیزان وسایل و تکنولوژی های امروز که در اختیار صاحبان قدرت هستند و بر مبنای سکولاریزم عمل می کنند و این تکنولوژی های ارتباطی است که جامعه بشری را به یک دهکده ای در آورده است تمام این پیشرفت ها به این معنا نیست که واقعاً همه ملل جهان در یک دهکده جهانی هم فکر هستند و هم نظر هستند و مثل هم می اندیشند و همچون چیزی نیست درست است که امروز تکنولوژی ها بسیار رشد کرده، دو تا موانعی که در مسیر ارتباطات است مانع زمان و مکان این را در نوردیده است .امروز تکنولوژی بسیار پیشرفت کرده پیام ها در نزدیکترین وقت به مخاطب در نقاط مختلف دنیا می رسد این تکنولوژی ارتباط است اما پیامها واقعاً ارتباطات انسانی بر مبنای عدالت و برمبنای انسانی را شکل داده جوابش منفی است . درست است که تکنولوژی رشد کرده درست است، تکنولوژی ها امروز جامعه بشری را به هم گیره زده اما از عدالت از انسانیت چیزی وجود ندارد. امیدوارهستیم که ما شاهد روزی باشیم که در راستای گفتمان تمدنها ، نشست های بین تمدنها واقعاً به مشکل جامعه بشری رسیدگی شود امروز سیستم ارتباطات براساس تکنولوژی های پیشرفته شکل گرفته است . سیستم عامرانه است ، سیستیم ظالمانه است ، سیستم عمودی است از بالا به پایین است این هیچ قابل قبول نیست . بر مبنای عدالت بر مبنای خواست جوامع نیست ، این تحمیل شده است به این خاطر ما امیدوار هستیم که یک روز ما بتوانیم و این مشکلات را ارزیابی کنیم ، بشناسیم و مشکلاتی که هرروز تحمیل می شود . حرف آخرم است عزیزان امروز از طرف قدرت های بزرگ برای جوامع اسلامی استراژی بحران تجویذ شده و مدیریت بحران است که در کشورها تحمیل می شود در کشورهای اسلامی بحران را خلق می کنند و بحران را مدیریت می کنند. دوستان و عزیزان که قبل از من صحبت کردند یکی از مصادق بحران در کشورهای اسلامی ایجاد اختلاف است به نام زبان به نام قوم به نام منطقه به نام سمت به عناوین مختلفی مسائل را دنبال می کنند اما برای کشورهای خودشان این مسائل را ندارد. باید مجموع اروپا در زیر یک چتر زندگی کند مجموع امریکا در زیر یک چتر اما در کشورهای اسلامی باید تفرقه اختلاف و تشدود را دنبال بکنند واین مسائل برجسته شود یکی از کارهای مهمی که غربی ها دارد عزیزان این درد دلی است که به عنوان یک عنصر ارتباطی خدمت شما عرض می کنم اهمیت، آبرو ، عزت ، تمدن ، فرهنگ ملت ها را ملت های اسلامی را باید به بازی بگیرند. می خواهند مسلمانان تحقیر شوند ، می خواهند مسلمانان تند شوند و به جهان نشان بدهند که مسلمان یعنی یک انسان کاملاً رها شده و کسی که قانون قبول ندارد و کسی که دنبال خشونت است ، کسی که دنبال ترور است . در راستای همین استراتیژی بحران همین چند ماهی اخیر می شنویم که یکی از رسانه ها می گوید افغانستان فاسد ترین کشور جهان است . برجسته کردن این مطلب چه مفهومی را می رساند؟ ازاین ما چه استفاده می کنیم افغانستان فاسد ترین کشور جهان؟ افغانستانی دیگر احساس هویت می کند؟ دیگر احساس شرف می کند؟ دیگر احساس عزت می کند؟! می گوید فاسدترین کشور این ها چیست ؟ این همان گپ های است که اسلام و مسلمین توهین شود، تحقیر شود واز میان خالی شود. این به این معنا نیست که بگویم در افغانستان ما فساد نیست به این معنا نیست که بگویم در دولت فساد نیست اما علماء دانشمندان کسانی که علم منطق خواندند نفی خاص منتظم نفع عام است ،منطق که می گوید این نیست ده نفر فساد می کند، صد نفر فساد کرد ، هزار نفر فساد کرد ، ده هزار نفر فساد کرد ، یک میلیون نفر فساد کردند ، شایسته و بایسته است که کل مردم افغانستان را بگوید که اینها غرق در فساد هستند ! یعنی با این مسئله نمی شود که هویت تاریخی ما افتخارات تاریخی ما همه زیر سوال برود ،امروز می گوید ما 26 دلو را داریم سرآغاز سقوط و فروپاشی سوسیالزم . یک ابرقدرت تا به دندان مسلح را شکست دادیم از آن طرف به ما می گوید شما فاسد ترین مردم هستید! و ما هم مثل طوطی این گفته ها را تکرار می کنیم عزیزان امروز فساد در هر کشور است تجاوز در هر کشور است،اما کسی برجسته نمی کند در همین هند ببینید چقدر فساد است، در پاکستان چقدر فساد است ، در اروپا چقدر فساد است ، تجاوزهای ناموسی به چه شکل است اما حاضر شدند بگویند که یک گروپ که اینها فاسدترین هستند ؟ اینها اهدافی از پیش تعیین شده است من وقت شما را نمی گیرم مزاحم وقت شما شدم ، از حوصله شما یک دنیا تشکر وسلام علیکم و رحمت الله وبرکاته ع.آزاد.کابل