چندی پیش عکس سربازی که هنگام خنثی کردن بمبی در مرکز شهر هرات کشته شد، در شبکه های اجتماعی بصورت گسترده ای دست به دست شد و شمار زیادی به رسم سپاسگذاری از او که جانش را برای نجات مردم از دست داده، قدردانی کردند. مقام های هرات می گویند: اگر این بمب ها منفجر می شدند، جان ده ها تن را می گرفت. نجیب الله، برادر بزرگ صفی الله که او نیز پولیس است، روز قبل از حادثه به صفی الله زنگ می زند. گوشی او خاموش است و این موضوع، نجیب الله را نگران می سازد. شب که فرا می رسد باز تلیفون همراهش را می گیرد و زنگ می زند اما پاسخی نمی شنود. تلویزیون را روشن می کند. تلویزیون ملی، گزارشی از عملیات ویژه شماری از نیروهای پولیس در یک روستای دوردست هرات را پخش می کند. نجیب الله تازه متوجه می شود که چرا تلفن برادرش در طول روز خاموش بوده است. صبح روز بعد، نجیب الله موفق می شود با برادرش تلیفونی صحبت کند. او پرخاش می کند که چرا قبل از رفتن به عملیات به او اطلاع نداده است، صفی الله عذرخواهی می کند و دلایلش را می گوید. در ضمن صفی الله از برادرش می خواهد که موترسیکلتش را در اختیار او بگذارد تا سری به خانه بزند. نجیب الله منتظر می ماند اما برادرش برای گرفتن موتر سکلیت نمی آید. صبح روز بعد، ساعت هفت و سی دقیقه صبح، گوشی همراه نجیب الله زنگ می زند. کسی از آن سوی خط می گوید: صفی الله مجروح شده و به شفاخانه منتقل شده است. اما لحظاتی بعد همه چیز پایان می یابد و صفی الله در شفاخانه جان می دهد. صبح زود، پولیس به یک بسته ای که زیر درختی در مقابل شهرداری و در قلب شهر هرات گذاشته شده، مشکوک می شود. جاده ها بسته می شوند و صفی الله نخستین کسی است که خود را به محل می رساند. نورخان نیکزاد، سخنگوی پولیس هرات و از دوستان نزدیک صفی الله می گوید:در بوجی سه ماین کار گذاشته شده بود. صفی الله توانست با شهامت وارد عمل شود. او دو ماین را یکی پس از دیگر خنثی کرد. کار روی مین سومی را هم شروع کرد اما قبل از پایان کار، منفجر شد. صفی الله 25 سال داشت. به گفته آقای نیکزاد، او 5 سال در حوزه های امنیتی شهر و یک سال در ولسوالی اوبه هرات خدمت کرد. او پیش از این حادثه هم توانسته بود حدود 50 مین را خنثی کند. همکاران صفی الله می گویند: او در زمینه خنثی سازی ماین آموزش دیده و فوق العاده شجاع بود. آقای نیکزاد اظهار داشت: اگر این بمب ها بدون خنثی شدن انفجار می کردند، شاید ده ها تن از شهروندان بی گناه شهید می شدند. نجیب الله برادر بزرگ صفی الله می گوید: او بمب های زیادی را خنثی کرده ولی هیچ وقت در خانه در این مورد قصه نمی کرد. برای آنکه مادرم و اعضای خانواده نگران نشوند. صفی الله چهار ماه پیش نامزاد شده بود. برادرش می گوید تا چند روز دیگر قرار بود مراسم عروسی او برگزار شود اما اکنون طومار زندگی او به پایان رسیده و گوشی اش هنوز روشن است. نجیب الله می گوید: گوشی اش با من است. حالا هم دوستانش به همین تلیفون زنگ می زنند و من جواب می دهم. همه فقط گریه می کنند. قابل ذکر است که صفی الله به یک خانواده فقیر تعلق داشت. خانواده او در روستای ملدان در جنوب هرات زندگی می کنند.