جسد فرخنده به خاک سپرده شد، غنی کمیسیون را برای بررسی قتل وی گماشت
مراسم تشییع جنازه فرخنده 27 ساله که یک آموزگار قرآن بود به روز یکشنبه در کابل برگزار شد. این آموزگار به اتهام سوزاندن قرآن لت و کوب شده و سپس وی را آتش زدند.

نظرونه
- نگین
من ازتمام اون مردانی که ادای مردی میکنندومیگویندکه ماقانون گذارهستیم ازرئیس جمهودرگرفته تااون سربازش میخواهم تمام اون مردهاراکه دست بلندکردن روی فرخنده بکشدوتمام اون پلیس های که اونجابوده است وکاری نکردن جلوی اون مردان وحشی رانگرفتن حسابشان رسیده بشه
- نرگس
باید رسیدگی شود و باید بگم مردم افغانستان ذره ای رحم ندارند
- محمد رضا کیانفر
فرخنده ی کابلی دختر ۲۷ سالهٔ افغان، از اهالی ی کابل که روز پنجشنبه 28 حوت – اسفند- سال 1393ش. از کلاس درس دینی اش برمی گشته در مسیر برگشتن به خانه به زیارتگاه شاه دو شمشیره می رود تا نمازش را در آنجا بخواند، در آنجا ملایی را می بیند که به زنان تعویذ – دعای کتبی- می فروشد، فرخنده به او اعتراض کرده و سعی می کند قانعش کند که این کارها خرافات است، ملا که فرخنده را مزاحم کاسبی اش می پندارد خطاب به مردمی که در اطراف بوده اند فریاد می زند که این زن قرآن را لگد کرده و سپس سوزانده، فرخنده از خودش دفاع می کند و می گوید: این تهمت است، ولی کسی حرف او را قبول نمی کند. حدود صد جوان عصبانی به سرش می ریزند با مشت و لگد و چوب و چماق او را لت کوب می کنند و به او می گویند: بگو قرآن شریف را سوزانده ام. فرخنده با حجاب کاملاً اسلامی که فقط دو چشم آن معلوم است، به مردان خشمگین می گوید: قسم می خورم، قرآن شریف را نسوختاندم، گپ مرا باور کنین. مردان خشمگین حرف او را باور نمی کنند و در حالیکه شعار می دهند: او جاسوس آمریکا است زنده اش نگذارید، با یک دستگاه اتومبیل بسیار شیک شاسی بلند سفید رنگ مدل بالا از روی جنازه اش عبور می نمایند. سپس جنازه را دویست متر تا لب رودخانه ی خشک می کشانند، در آنجا سنگهایی را که کامیون داران از آنها برای دنده پنج استفاده می کرده اند و در کنار رودخانه ی خشک فراوان بوده بالای سرشان برده با تمام قوت بر جنازه ی او فرود آورده در آخر جسدش را از دیواره ی رودخانه ی خشک به پایین انداخته به رویش نفت ریخته و می سوزانند. حدود بیست نفر از مأمورین امنیه که پاسگاهشان در حدود صد متری ی این مسجد قرار دارد از همان ابتدای ماجرا در محل حاضر می شوند ولی هیچ اقدامی انجام نمی دهند و مانع مهاجمین نمی گردند زیرا فرماندهانشان به آنان دستور داده بودند حق دخالت ندارند زیرا بیم آن داشتند که باعث تحریک عده ی بیشتری شوند و دامنه ی درگیری و خشونت گسترش یابد، اکثر اهالی ی کابل حق را به قاتلان فرخنده دادند و اقدام آنها را تأیید کردند. اداره ی امنیت کابل به خانواده ی فرخنده ابلاغ می کند که شایعات استخباراتی در شهر پراکنده شده که قرار است فردا امامان جمعه در خطبه های نماز مردم را تحریک کنند، نمازگزاران پس از اقامه ی نماز راهپیمایی نمایند، اعتراض خوشان را نسبت به قرآن سوزانی ی فرخنده ابراز نمایند و احتمال می رود کار به آتش زدن و کشتار کشیده شود، صلاح است که شما کار دخترتان را تقبیح کنید تا خشم مردم فروکش کند. شب هنگام پدر و برادر فرخنده در تلویزیون کابل با مردم صحبت نمودند، از آنها به خاطر عمل کفرآمیز فرخنده عذر خواهی کردند و اعلام نمودند که فرخنده از شانزده سالگی دچار بیماری ی روانی بوده و از روی نادانی مرتکب این عمل شده است، آن شب پلیس کابل خانواده ی فرخنده را از منزلشان به جای امنی در خارج شهر منتقل نمود زیرا بیم آن می رفت که مردم به منزلشان هجوم برند آنها را مانند دخترشان مثله کنند و خانه شان را به آتش کشند. روز بعد وزیر ارشاد و حج و اوقاف افغانستان با تمام خطبا و امامان مساجد شهر کابل تماس گرفته و از آنها می خواهد که از تحریک مردم خودداری کنند ولی علیرغم این تذکر تعدادی از امامان جمعه از جمله دکتر محمد ایاز نیازی امام مسجد جامع وزیر اکبر خان که استاد پوهنتون کابل در رشته ی شرعیات نیز هست در خطبه ی نماز جمعه در محکوم کردن قرآن سوزانی ی فرخنده و تأیید عمل جنایتکاران روی منبر سخنرانی کرد و گفت: « ... پس از آنکه اعلام می شود فرخنده 12 جلد قرآن را آتش زده مردم تکلیف خودشان را اجرا کردند، والدین فرخنده اطلاع داشته اند که او از 16 سالگی تکلیف روانی داشته ولی مردم از کجا باید می دانستند که او بیمار روانی بوده و این عمل را از روی دیوانگی انجام داده، پس تکلیف شرعی ی خود را انجام داده اند و هیچ مقامی حق بازخواست آنها را ندارد ... » روز جمعه تدابیر امنیتی ی شدیدی در کابل برقرار بود و اتفاق ناگواری رخ نداد ولی روز یکشنبه دوم حمل – فروردین- که جنازه ی فرخنده را می خواستند دفن کنند زنان کابل تابوت او را به دوش کشیدند، اجازه ندادند هیچ مردی به تابوت او دست بزند و هر مردی از جمله پدر و برادرش که می خواستند به تابوت نزدیک شود آنها را با خشم دور کرده و می گفتند: وقتی این بلا را به سر فرخنده می آوردند شما کجا بودید؟ دکتر محمد ایاز نیازی هم که از سخنان روز جمعه اش پشیمان شده بود و برای تشییع جنازه آمده بود زیرا در اثر تحقیقات پلیس روشن شده بود که فرخنده قرآن را آتش نزده بوده بلکه آن ملا به او تهمت زده است، اما زنان به او حمله کردند و نیازی فرار کرد، یاد فرخنده گرامی باد.
- علی رحیمی
وای بر انسان چگونه مظلومی را می کشد و بدن نیمه جان او را میسوزاند . وای بر ملای تعویذ نویس که تعویذ او کاغذ پاره ای بیش نیست که اگر بیش از این بود بخت این مردم اینگونه سیاه نبود . آیت خدا را در دریای خشک کابل سوزاندید . کور شده اید ، کر شده اید ، جهل بر چشم و گوشتان مهر زده نمی بیند قرآن در قلب مسلمان نهفته است . آنچه بر کاغذ است نمود است ، بود در قلب مومن است . قلبت سخت شده است حتی از سنگ سخت تر که از برخی سنگ ها آب می تراود ولی در قلبت تو خبری از شفقت نیست . وای بر قوم پاک ما .
- یونس
صاحب اسمش زهرا (ع) رو توی همین ایام با هجوم یه عده ظالم و با لگد یه نامرد شهید شد لعنت بر اون ظالمان از خدا بی خبر نامرد . با بانو فاطمه زهرا (ع) محشور باشی . انشالله .
- syrus
من یک ایرانیم که همیشه افغانها رو دوست داشتم و در بحث هایم با بقیه دوستان طرفدار ملت افغان بودم. اما با دیدن این وحشی گری حالم از هر چی افغانیه به هم می خوره. دیگه خجالت می کشم به شما برادران افغان بگویم. هر چند شنیده بودم افغانها در ایران خیلی جنایت می کنن اما باور نمی کردم. سعی کنید بیشتر مطالعه کنید وآدم باشین