بېرته
حمام خون در لیبی و سکوت غرب
د خپرېدو نېټه: 1389/12/04 0:0د خبر شمېره: 4156سرچینه: آژانس خبری ایرکا

قذافی، دیکتاتور لیبی با قتل عام مردم معترض، چهره خون آشام و ماهیت جنایتکارش را که بیش از 40 سال در پوشش ادعای انقلابی گری و ضد استکبار بودن، مخفی کرده بود آشکار ساخت و نشان داد که لقب سیاستمدار دیوانه و مجنون به درستی برای او در نظر گرفته شده است.
براساس تازه ترین گزارش ها، نیروهای تحت فرماندهی قذافی جمعیت هزاران نفری معترضان را در طرابلس، مرکز این کشور و بن غازی دومین شهر بزرگ آن به خاک و خون کشیده اند و علاوه بر حمله با توپخانه و خمپاره، جنگنده های این کشور نیز بر سر تظاهر کنندگان بی دفاع بمب و گلوله فرو ریخته اند. با توجه به اینکه رژیم قذافی به هیچ منبع خبری مستقلی اجازه فعالیت و پوشش خبری در لیبی نداده است از حجم تلفات و عمق جنایات این دیکتاتور دیوانه اطلاعات دقیقی دردست نیست ولی منابع مخالف دولت شمار تلفات را هزاران نفر اعلام کرده اند. قذافی با استفاده از دلارهای نفتی، ارتشی یک میلیون نفری به وجود آورده است که این ارتش در تاریخ خود هیچ افتخاری در کارنامه اش ندارد و حتی تاکنون یک گلوله به سوی رژیم صهیونیستی، که قذافی مدعی مبارزه با آن رژیم بود، شلیک نکرده و حالا قذافی این ارتش را برای کشتار مردم کشور خودش به کار گرفته است و این یکی دیگر از خصوصیات این دیکتاتور دیوانه و رژیم وی می باشد.
اگرچه ماهیت اکثر دیکتاتورهای منطقه کم و بیش شبیه هم است ولی قذافی در عین حال ویژگی های منحصر به فردی دارد.
قذافی در سال 1348، درحالی که تنها 27 سال داشت با یک کودتای خونین بر شاه وقت لیبی غلبه کرد و قدرت را در این کشور پهناور آفریقایی دردست گرفت وی از همان ابتدا کوشید با طرح شعارهای ضد سرمایه داری و سوسیالیستی و حمایت از فقرا و قشر ضعیف، خود را یک انقلابی جلوه دهد. تکرار شعارهای ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی از دیگر شگردهای قذافی بود تا وی در سایه این شعارها هرگونه صدای اعتراضی را در داخل خاموش کرده و مخالفان خود را قلع و قمع نماید. بدین ترتیب، عملکرد قذافی کاملاً خلاف ادعای وی بود بطوری که با عقب نشینی های خود، امتیازهای خفت باری به قدرت های فاسد و سلطه گر غربی داد که از جمله آنها تحویل شهروندان لیبیایی متهم به انفجار هواپیما در لاکربی و همچنین کنار گذاشتن کامل فعالیت های هسته ای است. این عقب نشینی ها پرده از چهره قذافی برداشت و ثابت کرد که شعارهای وی توخالی و ژست های وی در دفاع از فلسطین و رهبری جبهه ضد آمریکایی اعراب، پوچ و دروغین بوده است.
اکنون این دیکتاتور دغل باز و خون آشام در برابر قیام ملت مسلمان لیبی چهره خود را بیشتر نمایان نموده و با درنده خوئی و وحشی گری هرچه تمام تر به جان مردم افتاده و آنها را قتل عام می کند. دیکتاتور لیبی اکنون تصور می کند که با مشت آهنین و قتل عام مردم می تواند بار دیگر پایه های تخت و تاج حکومت 42 ساله خود را محکم ساخته و به ادامه حکمرانی بپردازد! وی در سخنرانی دیشب خود همین نکته را مورد تاکید قرار داد.
قذافی در ارزیابی خود به حمایت های غرب نیز چشم امید دارد چرا که وی طی چند سال اخیر با تسلیم شدن در برابر خواسته های غربیها توانسته حمایت آنها را جلب نماید. بی دلیل نیست که سیف الاسلام فرزند فاسد و جنایتکار قذافی در سخنانش ضمن تهدید آشکار مردم لیبی به قتل عام، به غربی ها نیز هشدار داد اگر رژیم پدرش سرنگون شود، جریانهای اسلامی در لیبی به قدرت می رسند که کاملاً ضد غرب هستند.
با اینحال، اقدامات جنون آمیز قذافی، دست و پا زدن های بیهوده و عبث است و قذافی نیز همچون دیگر همتاهایش در تونس و مصر در مسیر پرت شدن به زباله دان تاریخ است.
پرونده سیاه و جنایات تکان دهنده دیکتاتور لیبی هیچ شانسی برای بقای وی باقی نمی گذارد. ماهیت اعتراضات مردم لیبی و شواهد و تصاویری که از قیام لیبیایی ها در معرض دید جهانیان قرار می گیرد بیانگر این واقعیت است که این مردم هرگز از قیام باز نخواهند ایستاد و تسلیم تهدیدها، ارعاب و جنایات دیکتاتور وحشی و دیوانه لیبی نخواهند شد.
این مردم رنجدیده مدت 42 سال خفقان، تحقیر و تبعیض رژیم لیبی را تحمل نموده اند و اکنون که مجال پیدا کرده و با هم متحد شده و قیام کرده اند، به چیزی کمتر از سقوط قذافی راضی نخواهند شد.
در این میان نباید سیاست مزورانه غرب در برخورد با حوادث لیبی را از نظر دور داشت. غربی ها در قبال کشتار وحشیانه مردم لیبی تنها به انتقادهای کمرنگ و نمایشی بسنده کرده اند و عمده دلیل این برخورد موذیانه نیز ترس آنها از آینده لیبی و به قدرت رسیدن جناح های اسلامی است. واقعیت این است که در لیبی، به دلیل خفقان شدید و ساختار قبیله ای، حزب سیاسی مطرحی وجود ندارد که غرب بتواند با آن به توافق برسد. از سوی دیگر، ارتش منسجمی نیز در لیبی وجود ندارد و قوای نظامی تحت عنوان گاردهای مدافع به اصطلاح انقلاب قذافی، توسط شخص وی فرماندهی می شوند و از اینرو، ارتش نیز نمی تواند طرف تعامل قابل اعتمادی برای غرب باشد.
مجموعه این شرایط، روی کار آمدن جریان های اسلامی در لیبی را تقویت می کند و همین امر سبب وحشت غرب از تحولات لیبی و سکوت آنها در قبال قتل عام مردم مسلمان آن کشور شده است. غربی ها در تحولات اخیر خاورمیانه عربی و شمال آفریقا با حمایت از دیکتاتورها بیش از پیش رسوا شدند و پوچ بودن ادعای دموکراسی خواهی آنها بیشتر برملا شد.
با اینحال، چه غرب بخواهد و یا نخواهد تحولات در لیبی، همچون دیگر کشورهای عرب منطقه، به سرعت و با شتاب به پیش می رود و غرب به زودی باید خود را برای پذیرش شرایط جدید لیبی و منطقه آماده نماید. سرانجام حمام خونی که در لیبی به راه افتاده است حتی در میان سکوت آمریکا و سایر قدرت های غربی، قطعا چیزی جز سقوط دیکتاتور لیبی نخواهد بود.