«بی تفاوتی در برابر کسانی که به حیث سربازان کرایی و به منظور تامین منافع کشورهای خاص می جنگند، سبب شده است تا امروز همه تاوان یک جنگ اعلام ناشده نیابتی را بپردازیم. تداوم این بی تفاتی و بی مسوولیتی از سوی رهبران سیاسی، شورای علما، وکلا، روشنفکران وتحصیل یافته ها بر پیچیدگی وضعیت کمک می کند. ما تلاش کنیم تا جلو قربانی شدن فرزندان این وطن را در جنگ های نیابتی بگیریم.
وقت آن رسیده تا در برابر تابوت هایی که از سوریه می آید سکوت نکنیم، فرزندان ما به جای جنگ در میدان جنگ نیابتی بیایند امنیت وطن، مردم و اماکن دینی خود را در کنار نیروهای امنیتی تامین نمایند. تاوان جنگ نیابتی برای ما سخت و سنگین است.
البته همه می دانیم که در برابر دشمن بی رحم و جنایتکار نیز قرار داریم، آنان به غیر از جنایت با رویکرد تفرقه مذهبی هدف دیگری ندارند. بیداری و آگاهی مردم تمام فتنه ها را به ناکامی منجر خواهد کرد.»
این متن کامل پیام فیسبوکی شاه حسین مرتضوی؛ سخنگوی ارگ ریاست جمهوری است که به عنوان «نظر شخصی» او در قبال کشتار اخیر شیعیان در کابل، منعکس شده است.
بر مبنای این دیدگاه و از نظر آقای مرتضوی، کشتار نمازگزاران بی دفاع شیعه در مساجد، عبادتگاه ها و اجتماعات دینی از سوی تروریست های داعش، به این دلیل صورت می گیرد که شماری از افراد در قالب نبرد ضد تروریزم به منظور دفاع از حرم حضرت زینب (س) در سوریه با تکفیری های داعش می جنگند.
نکته عجیب و شگفت انگیز در موضع گیری آقای مرتضوی این است که او دقیقا همان موضعی را تکرار کرده که تروریست های داعش، کشتار غیر نظامیان بی دفاع شیعه را بر بنیاد آن، توجیه می کنند.
با این وصف، چه تفاوتی میان ارگ ریاست جمهوری و داعش وجود دارد؟
صرف نظر از اینکه موضع آقای مرتضوی از چه منظری، منعکس شده است؛ اما برای افرادی مانند او که زبان گویای ارگ هستند، موضع شخصی معنایی ندارد.
از سوی دیگر، این همان چیزی است که باور کلی و کلان حاکمیت نسبت به بخشی از ناامنی های جاری در کشور را شکل می دهد.
اما آیا این موضع انحرافی و ریاکارانه می تواند از ارگ در عدم تأمین امنیت نمازگزاران بی دفاع، زنان و کودکان و غیر نظامیان، سلب مسؤولیت کند؟
اگر افغانستان، آنگونه که آقای مرتضوی ادعا کرده، تاوان سنگین جنگ نیابتی قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای را می پردازد، ارگ به عنوان مسؤول مستقیم امنیت مردم و مبارزه با تروریزم، چه موضع مستقل و قابل اجرایی در این زمینه دارد؟
چرا آقای مرتضوی از جانب دیگر نبرد در سوریه و یمن نمی خواهد که جوانان جنوب و شمال افغانستان را به بهانه «حج عمره» اما در واقع، به عنوان «مزدور جنگی» برای تقویت صفوف تروریزم تکفیری به سوریه و یمن نفرستد؟
آقای مرتضوی پیش از فرار از مسؤولیت و توجیه جنایت های خونین تروریست های خون آشام تکفیری های داعش که گفته می شود از سوی حلقات مشخصی در درون دولت به وسیله «تروریست های درون نظام»‌ حمایت و پشتیبانی همه جانبه می شوند، ابتدا به این پرسش پاسخ دهد که دولتی که شما سخنگو و بلندگوی آن هستی، چه ابتکار عملی برای مقابله با جنگ نیابتی قدرت ها در افغانستان دارد؟
چرا دستگاه دیپلماسی، وزارت خارجه و ارگ در این باره وارد عمل نمی شوند؟
وزارت خارجه بارها اعلام کرده که سندی در زمینه اعزام اجباری افغان ها به سوریه در دست ندارد و آنهایی که در آنجا می جنگند بر پایه اعتقادات دینی شان به صورت داوطلبانه شرکت می کنند.
آقای مرتضوی همچنین باید پاسخ بدهد که شیعیان افغانستان از صد سال پیش تاکنون از زمان عبدالرحمان تا طالبان و تا امروز، در افغانستان بر پایه یک سیاست دیرپای حاکم، هدف تصفیه قومی و نژادی و مذهبی بوده اند، آیا این امر نیز ناشی از حضور مبارزان افغانستانی در جنگ با تروریزم در سوریه است؟!
آقای مرتضوی پیشنهاد کرده است که فرزندان افغانستان به جای حضور در جبهه های جنگ نیابتی دیگر کشورها در سرزمین های دیگر، به افغانستان بیایند و با نیروهای امنیتی به امنیت وطن، کمک کنند! پیشنهادی زیبا و دلپذیر؛ اما پرسش این است که آیا حکومتی که او سخنگوی آن است به راستی آماده است تا جوانان داوطلب در تأمین امنیت را جذب کند و از آنها در راستای مهار نقشه های تروریزم تکفیری، حمایت نماید؟
اگر پاسخ مثبت است پس چرا به طرح ها و دیدگاه های امنیتی سران و رهبران جهادی به منظور مهار تروریزم تکفیری، توجهی نمی شود؟ چرا رهبران مبارز جهادی، یکی پس از دیگری از قدرت خلع و از نظام، طرد و تبعید می شوند تا عرصه برای چند مهره امنیتی حامی تروریزم و تکفیری گری، فراهم باشد؟
آیا دولت آماده است تا با حمایت از طرح دفاع خودی جوانان شیعه، به داوطلبان، تسلیحات و مهمات بدهد؟
دروغ پراکنی، شایعه سازی، انحراف اذهان عمومی از عوامل اصلی و مستقیم جنایت در درون نظام و سرپوش گذاشتن روی ضعف ها، ناتوانی ها و ناکارآمدی های غیر قابل توجیه دستگاه قدرت در برابر امنیت مردم و زنان و کودکان نمازگزار، در حکومت های غیر مسؤول، وظیفه سخنگویان است؛ اما در این میان، رعایت حد اقل های انصاف و احتراز از وقاحت و دریده چشمی نیز لازم است که تازه به دوران رسیده های تشنه قدرت باید آن را یاد بگیرند.