خانواده مسعود در فرانسه، غنی در امریکا، حکمتیار، حنیف اتمر و فاروق وردک در پاکستان، عبدالله در هند، ربانی در کانادا، دوستم در ترکیه، دانش در ایران و بسیاری دیگر از همین طیف در عربستان و انگلیس و روسیه به گروگان گرفته شده اند.

قصه ی پر غصه ی بلاتکلیفی و سرگردانی سیاست خارجی که هر کسی از آدرس ارگ ریاست جمهوری بر طبل خود می کوبد و بدنبال کسب رضایت و جلب نظر مساعد کشوری در منطقه یا غرب بسوی خوش خدمتی های خود است؛ قصه ی هزار و یک شب افغانستان و رشته ای است که سر دراز دارد.

اینکه افراد مختلف شاخص و سرشناس در زیر پرچم صلح با طالبان یا خط مشی سیاست خارجی افغانستان، هر یک به راهی می روند و ندایی متفاوت و ضد ونقیض برمی آورند؛ مشکلی ریشه ای است که سابقه ی طولانی و حداقل سه دهه ای در تاریخ نوین ارگ و خانواده های دیپلمات دارد!

به عبارت دیگر و بیان صریح تر، گروگانگیری غیررسمی و مودبانه ی خانواده ها و اعضای فامیل ارگ نشینان و وزنه های سنگین قدرت در افغانستان توسط همسایگان منطقه و بعضا قدرت های غربی، دست ارگ نشینان را در اتخاذ مواضع مستقل و بدون منافع کشورهای مذکور بسته است و آنان را رسما و بی ادبانه غلام حلقه به گوش و در خدمت خود در آورده اند.

خانواده ها و اعضای فامیل و اقارب احمدضیا و احمدولی مسعود در فرانسه، اشرف غنی در امریکا، حکمتیار حنیف اتمر و فاروق وردک در پاکستان، عبدالله در هند، ربانی در کانادا، دوستم در ترکیه و بسیاری دیگر از همین طیف در عربستان و انگلیس و روسیه ظاهرا تحت عنوان تابعیت دیپلماتیک ولی در واقع به گروگان گرفته شده اند!

از این رو نه در مساله ی صلح با مخالفان مسلح، نه درخصوص انتخابات و تفویض مشروع قدرت و نه در هیچ حیطه ی دیگری از سیاست داخلی و بخصوص خارجی، ندای واحدی از ارگ به گوش نمی رسد و شاهد و شنونده ایم که هر یک به سویی می شتابند و ظاهرا مشورت ها و باطنا دستورهای مستقیم را از کشورهای مذکور سمعا و طاعتا!

همین گروگانگیری به سبک دیپلماتیک که نه به خانوارهای دیپلمات اجازه ی نقل مکان و تغییر جغرافیا می دهد و نه به ارگ نشینان حق حرکت خودخواسته و بدون درنظرداشت منافع کشورهای میزبان و زندانبانان خود را می دهد؛ وضعیت افغانستان را بیش از پیش آشفته و نابسامان نگاه داشته است.

اینچنین است که حنیف اتمر را گاه و بیگاه در پاکستان، عبدالله را در هند، حکمتیار را در عربستان، دوستم را در ترکیه دانش را در ایران و دیگر زندان های دیپلمات و گروگان های ظاهرا آزاد را در کشورهای میزبان شان می بینیم بسیار بیش از آنکه در افغانستان و حافظ منافع ارگ باشند.