با تقدیم احترامات فایقه.
حدود یک ماه پیش در هنگام نطقِ دستوری (وقت امتیازی) با استفاده از حق قانونی ام بعنوان نمایندهی مردم سربلند بدخشان در مجلس نمایندگان و متکی بر اصول وظایف داخلی مجلس دربارهی چگونگی روند انتخابات در ولایت غزنی و تصمیم نادرست کمیسیون انتخابات معطوف به حوزهای کردن ولایت به سه بخش برخلاف قانون انتخابات ابراز نظر نمودم؛ در آن سخنرانی به کمیسیون انتخابات، شخصیتی، قومی و مردمی اهانت و بیاحترامی نکرده بودم ویدیوی آن سخنرانی در اختیار عامه قرار دارد با تاسف چندتن از وکلا که شاید عقدهی سرکوب شده بر دل داشتند گروهی و فیزیکی به من حمله کردند و اگر مسلح میبودند به آن رسوایی فرهنگی که از خود بروز دادند از قتل من نیز دریغ نمیکردند.
حمله ی شرمآور آن عدهی وکلا در آن روز ادامهی حملات قبلی آنها با ادعای کشتار و سنگسار کردن من در پیوند به مسالهی دیورند بود. به هر حال بعد از دو روز تعطیل برای حضور در مجلس عمومی به پارلمان رفتم و حاضریام را نیز امضا کردم عدهای از جوانان فایقه خواه به هواداری از من به رسم اعتراض علیه خشونت آن روز در مجلس در چهارراه نزدیک محوطهی بیرونی پارلمان تجمع کردند. من با آقای بهزاد نمایندهی محترم مردم هرات از مجلس اجازه گرفتیم و برای گفتگو و دیدار با جوانانی که تجمع کرده بودند به محل تجمع آمدیم من و آقای بهزاد سخنرانی کردیم و از آن جمع تشکری نمودیم. در آنجا چهگفتیم!؟ در شبکههای اجتماعی پخش شده است.
آقای ستانکزی!
من حدود هفت سال است که در مقام نمایندهی بدخشان در مجلس نمایندگان حضور دارم در این مدت طولانی یک تخطی اندک قانونی از من یا محافظان رسمی من دیده نشده است چه هنگام عبور از پست های نیروهای امنیتی بازرسی مستقر بر جادهها و فرودگاهها و یا ده ها موارد دیگر در عین حال من نه فرمانده نظامی هستم نه افراد غیر مسوول مسلح دارم و نه هم قرارگاههای نظامی شما بعنوان رییس امنیتملی حتما اطلاع دارید که چه کسانی نیروهای مسلح غیر مسوول دارند و با استفاده از آن نیروها کار های غیرقانونی، زورگویی و قلدری میکنند.
من شهروندی هستم که خواست های سیاسی اش را در سمت رهبر نخستین اپوزیسیون حکومت به اصطلاح وحدت ملی فقط از طریق سخنرانی ها، مصاحبهها و اجتماعات قانونی مطرح کرده است و نیز در دو دهه فعالیت جدی سیاسی بحیث رهبر حزب کنگرهی ملی کاری نکرده است که مسبوق به سابقهی قانون شکنی، زورگویی، سوءاستفاده از وکالت و تعدی به حقوق مردم و بی احترامی به شهروندان باشد.
به هر انجام حلقات زیادی در داخل دولت و نیز بیرون از آن به طور مستمر دست اندر کار سبوتاژ و دسیسه چینی علیه من بودهاند و هستند. فتوای پسین حکمتیار را هم که تهدید آشکار امنیتی علیه من بود چند روز قبل دیدهاید و شنیدهاید و بهیاد هم دارید که بگذریم.
با دریغ مطلع شدم که ریاست محترم "تحلیل و تجزیه" امنیتملی با توجه به جریان حمایت عدالت خواهان از من در آن روز پروندهای برای من ساختهاند که در آن پرونده ظاهرا شامل لیست کاندیداهایی شدهام که افراد مسلح غیرمسوول دارند! یک چنین اتهامی دربارهی من که چهرهی ناشناختهای نیستم مضحک و خندهآور است. هیچ نهاد بین المللیای، هیچ شهروند عاقل و آگاهی چنین اتهامی را علیه من نمی پذیرد در عین حال من صدها هزار هوادار و همراه و هم اندیشه دارم اگر کسی یا کسانی از هواداران من در گوشهی این مملکت یا گوشهای از جهان به فرض مرتکب عمل غیرقانونی شوند براساس اصل پذیرفته شدهی حقوقی: "جرم عمل شخصی است" برای من سرایت نمیکند مگر آنکه برای اصدار حکم و یا انجام وظیفهای دستور کتبی و یا شفاهی من بطور انکارناپذیر وجود داشته باشد.
آقای ستانکزی!
حقیقت این است که حلقات شوونیستی و ضد عدالتخواهی در داخل دولت میخواهند به هر بهانهای، واقع و ناواقع حق شهروندی مرا برای شرکت در مبارزات پارلمانی و بعدا انتخابات ریاست جمهوری سلب کنند و نام مرا با وجودی که در لیست ابتدایی کاندیداها برآمده است در مرحلهی دوم حذف نمایند. قبل از اعلام لیست ابتدایی هم کاپی تذکرهی مرا از جمع پروندهی انتخاباتی من ناپدید کرده بودند که خوشبختانه قبل از اعلام لیست مطلع شدم و آن برگه دوباره جابجا شد. پروندهی کنونی که در ریاست تحلیل و تجزیهی امنیت ملی سر هم بندی شده است برای تحقق همان هدف شوم یعنی حذف من از لیست کاندیداهای شورای ملی میباشد.
آقای ستانکزی!
واقعا نمیدانم شخص شما در جریان این پروندهسازی قرار دارید یا نه اما فرض کنید یک عده معاند و مخالف و ضد عدالت و آزادی در نهایت چشم بسته مرا انکار کنند و بصورت غیرقانونی و فقط با اجبار و استفاده از قدرت دولتی نام مرا از لیست کاندیداها حذف نمایند باز و قطعا نمیتوانند مرا از سرزمین آباییام بیرون برانند، حق شهروندی مرا سلب کنند و توان دفاع از حقم را از من بستانند.
من در هر حال در میدان مبارزات سیاسی کشورم مثل همیشه در صف اول حضور خواهم داشت. هشدار من به مخالفان، قانون شکنان و توطیهگران این است «تا زنده باشم در موضع دفاع از حق و عدالت و آزادی خواهم رزمید صدای حق طلبانهی مرا نمیتوانند خاموش کنند». اگر اینقدر خار چشم جریان های ضد عدالتخواهی شدهام راه آسان این است که مثل بقیهی آزادیخواهان و عدالتطلبان مرا به صورت فیزیکی حذف کنند. شاید این راه نجاتشان از لبهی تیز شمشیر بیان و منطق من باشد فقط با مرگ من صدای من خاموش میشود!
بهسخن احمدشاملو:
گر بدین سان زیست باید پست
من! چه بیشرمم اگر فانوس عمرم را بهرسوایی نیاویزم
بر بلند کاج خشک کوچه بن بست
گر بدین سان زیست باید پاک
من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود چون کوه
یادگاری جاودانه برتر از این بیبقای خاک
با تجدید احترامات فایقه
لطیف پدرام
بېرته
نامه ی پدرام به استانکزی
حدود یک ماه پیش در هنگام نطقِ دستوری (وقت امتیازی) با استفاده از حق قانونی ام بعنوان نماینده ی مردم سربلند بدخشان در مجلس نمایندگان و متکی بر اصول وظایف داخلی مجلس درباره ی چگونگی روند انتخابات در ولایت غزنی و تصمیم نادرست کمیسیون انتخابات معطوف به حوزه ای کردن ولایت به سه بخش برخلاف قانون انتخابات ابراز نظر نمودم؛
د خپرېدو نېټه: 1397/05/04 13:15د خبر شمېره: 67122سرچینه: خبرگزاری افغان ایرکا
