هیچ یک از رهبران پشتونیزم از ترس اینکه مردم و تبارشان از آنها نفرت دارند در مناطق پدری شان نمی توانند زندگی کنند برعکس این طالبان و تفکرات سنتی کوچی ها است در مناطق پشتون نشین حاکمیت دارد.
با پول می شود مادیات را خرید اما معنویات را نمی شود، می شود آدم ها را خرید اما اندیشه ها را نمی شود، می شود انتحاری ها را خرید اما خون قربانیان را نمی شود خرید، می شود آرای مردم را از رهبران خاین خرید اما نمی شود ارزش های مردم را خرید.
با پول می شود بیشتر چیزها را بدست آورد اما برخی چیزها مانند آزادی، آرمان ها، ارزش ها، عدالت و...قابل خرید نیستند حتی اگر مانند پرنده پر و بال شکسته انسان آزادیخواه نفس بزند در آخرین نفس ها قبل از مرگ آزادی و عدالت را برای مردم زمزمه می کند.
دولت غنی و کرزی تا امروز بسیاری از چیزها را غیرمستقیم خریده اند اما امروز فروشندگان، خریداران رسوا شده اند و به پایان خط رسیده اند یک عده شان پشیمان شده یک عده در کهولت سن بسر می برند و در بستر مرگ خوابیده اند امروز جامعه می داند و هر نوع حرکت معامله گران را با دقت زیر ذره بین قرار می دهند و نگاه می کنند...
هیچ یک از رهبران مکتب پشتونیزم از ترس اینکه مردم و تبارشان از آنها نفرت دارند و به خون آنها تشنه هستند در مناطق پدری شان نمی توانند زندگی کنند برعکس این طالبان و تفکرات سنتی کوچی ها است در مناطق پشتون نشین حاکمیت دارد به علت اینکه پشتونیست ها نیروی مردمی در مناطق خود ندارند به تقلب، دروغ، دسیسه، معامله و عوامفریبی رو آوردند و در این راستا از رهبران غیر پشتون در حکومتداری خود استفاده ابزاری کرده اند.
داستان حکومت کردن غنی به مانند ناقلین است؛ زمین مردم شمال را به اجبار گرفتند به صاحبان زمین گفتند کار کنید محصول را در پایان سال تقسیم کنیم آن بیچاره ها در زمین خود در تابستان گرم کار و تلاش می کردند اما محصول زحمت یک سالشان را ناقلین نصف می کردند و می بردند. دولت کرزی و غنی همین داستان را علیه جامعه غیرپشتون تکرار کرد سرباز، خدمه و... از مردم غیر پشتون و رهبر از پشتون.
پشتونیست ها باید بدانند دیگر نمی توانند جلوی آزادی و برابری را بگیرند دیگر نه تقلب کارآیی دارد و نه خرید رهبران خیانتکار می تواند به آنها کمک کند این ارزش ها، آزادی و عدالت است این مردم است که تصمیم می گیرند در پنجشیر، پروان، کاپیسا، مزار، قندوز، بدخشان هرات و... چه حاکمیتی باشد در هلمند، قندهار، پکتیا، پکتیکا چه نوع حاکمیت باشد؟
ممکن است در جنوب برخلاف مردم شمال اکثریت مردم به حاکمیت طالبانیسم باور داشته باشند البته که دارند پس چه زیبا است آنها آزاد باشند اصل آزادی همین است مردم به آن ساختارهای سیاسی، اجتماعی و دینی که باور دارند آزادانه ابراز کنند و تشکیلات خود را در مناطقشان براساس اراده مردمشان بسازند...
اگر به واقعیت ها در سرزمینمان بنگریم مکتب پدرامیسم در برابر پشتونیزم واقع نگر است و بعد از نزدیک دو دهه مردم متوجه شده اند سخنان پدرام در این سال ها بر حق بوده که مردم هر مناطق سرنوشت خود را تعیین کند نه یک اقلیت سرنوشت همه را...
نمی شود واقعیت ها را کتمان کرد واقعیت هایی که همه از دولت مرکزی رو گردان شده است هر بخش دوست دارد فرهنگ، زبان و حاکمیت خود را داشته باشد اگر این کار بصورت عادلانه و برنامه ریزی شده حل نگردد و یک دولت فدرال ساخته نشود شاهد بحران های عمیق و غیرقابل پیش بینی در کشور خواهیم بود که هیچ یک از رهبران دلسوز کشور آن را دوست ندارند جز وطن فروشان.
ترس پشتونیست ها از فدرالی شدن از این جهت است که هیچ جایگاهی در میان مردم ندارند پس کجا بروند و در کجا حکومت کنند؟ آنهایی که حتی از زندگی کردن در مناطق خود هراس دارند در جنوب طالبان کرزی، غنی، اتمر، استانکزی و... را بعنوان مزدور آمریکا می بینند و اینها را نمی پذیرند در شمال هم در این سال ها در دل مردم جز دانه های نفرت چیزی نکاشته اند.
ما بپذیریم یا نپذیریم، بخواهیم یا نخواهیم پدرام بذری به نام فدرالیسم در سرزمین ما کاشته و محصول خود را در روح و فکر مردم داده است امروز نتیجه خود را در جامعه آشکار کرده است که باید از آن استفاده شود.
بېرته
ترس پشتونیست ها از فدرالیسم
هیچ یک از رهبران پشتونیزم از ترس اینکه مردم و تبارشان از آنها نفرت دارند در مناطق پدری شان نمی توانند زندگی کنند برعکس این طالبان و تفکرات سنتی کوچی ها است در مناطق پشتون نشین حاکمیت دارد.
د خپرېدو نېټه: 1397/05/11 9:43د خبر شمېره: 67215سرچینه: گل امیری
