آتش بس دوم پس از کشتار دور اول که می تواند تکرار قدرت نمایی طالب باشد، در اصل جنگ حکومت است برای نسل کشی قومیت های غیرپشتون و از میان بردن رهبران قومی و سیاسی.
سه ماه آتش بس که رییس جمهور بدون پیش شرط پیشکش طالبان کرده است در حالی که دور اول نتیجه ای جز حمله ولایت قندوز و انفجار و کشتار پایتخت نداشت، کدام هدف ارگ و خواست امریکا را در بازی گرفتن صلح دنبال می کند؟
اشرف غنی در مدت چهارسال ریاست جمهوری برای رسیدن به توافق با طالبان و از میان بردن جزایر قدرت از هیچ تلاشی فروگذار نبود: مناطق امن به مراکز قدرت نمایی تروریستان بدل شد، پایتخت در انتحار و حمله های مذهبی فرو رفت و رهبران قومی و سیاسی هر کدام به روشی منزوی و تهی از اختیار شده اند.
و هرچند نظام حاکم توانست با معامله و تهدید، تمامی رهبران قومی را محدود و کنترل کند اما برای رسیدن به افغانستان پشتونیزم جز قتل عام مردم و ناامنی های گسترده نیازمند حضور نیروی افراط گر همچون طالبان است تا دیگر اقوام حتی در سر خیال ابراز وجود نیز نداشته باشند.
برکناری عطا از ولایت بلخ، تبعید و سپس بازگرداندن جنرال دوستم از افغانستان، انزوای محقق و محبوس کردن عبدالله در سپیدار تمامی در جهت رسیدن به قدرتی تک قومی بود اما همچنان خطر اتحاد اقوام و تهدیدِ حکومت باقی است که برای محار آن نیازمند استراتژی دیگر است: آتش بس با طالبان.
هرچند نتیجه آتش بس دور اول برای مردم جز مصیب، جنگ و کشتار چیزی به همراه نداشت اما حکومت از آن منفعت های بسیار برد، از سرکوب کردن قدرتمندان و مردم قومیت هزاره در ولایت غزنی که طی دو دهه اخیر رشد سیاسی و اجتماعی چشمگیری داشته اند تا تهدید باقی اقوام در دیگر مناطق که در برابر قدرت ارگ همچنان عرض اندام می کنند.
طالبان که تنها سه روز از پیشنهاد آتش بس عید فطر را پذیرفتند پس از دهه ها جنگ و کشتار به میان مردمی آمدند که در هراس از دشمن، روزنه امید به صلح را در کوتاه ترین زمان در حمله و انتحاری تروریستان از دست دادند و در حالی که دور دوم از جانب رییس جمهور آنهم به مدت طولانی سه ماه بدون واکنش از سوی طالبان اعلام شده است باید گفت که برای هر دو سوی معامله منافع کلان دارد و برای باقی قومیت ها، نابودی.
اشرف غنی برای رسیدن به توهم افغانستان پشتونیزم در تکرار سلطنت امان الله خان و گرفتن انتقام سقوط داکتر نجیب چنان در تنفر قومی از اقوام غیرپشتون به سر می برد که تاب تحمل قدرت موازی با حکومت خود را ندارد و به همین منظور، استانکزی و اتمر در حد و اندازه رییس جمهور عمل می کنند و از عطا و دوستم گرفته تا خلیلی و اسماعیل خان تهی از اختیار شده اند.
جدای از عدم سیاستمداری و خیانت های به تکرار این رهبران که به جای حمایت از مردم و اتحاد، جذب حکومت و قدرت رهبران پشتون می شوند و همواره ناکام می مانند، اینبار با تهدید جدی روبه رو شده اند زیرا هم مناطق تحت حاکمیت خود را از دست داده اند و در میان شهرها بدون لشکر نظامی و قدرت سیاسی محبوس شده اند و هم طالبان با ابزار آتش بس در کنار حمایت همه جانبه حکومت به استراتژیک ترین مناطق رفت و آمد خواهند کرد تا در فرصت طلایی، حمله های شوم خود را به نیت ویرانی و سقوط عملی کنند.
حکومت در ابتدا، قدرت را از رهبران قومی و سیاسی گرفت، مردم را در میانه جنگ و ناامنی رها کرد تا در بی اعتمادی ها چنان ضعیف که مجبور به پذیرش طالبان به عنوان طرف قدرتمند صلح و جنگ شوند و از جانب دیگر، بنا به استراتژی امریکا و حامیان عرب، برنامه صلح آلوده به طالب را اجرا کند.
در این میان، رهبران قومی و سیاسی فریفته قدرت و مقام با خلع سلاح در ابتدای دوران جدید و بدل شدن به عروسک های خیمه شب بازی کرزی و غنی اولین گام به سوی نابودی را برداشتند و اکنون در مقام های تهی از اختیار خود اذعان می کنند که توان مقابله با حکومت را ندارند و مردم خود فکری برای حفظ امنیت کنند.
مردمی که چهل سال قربانی حکومت ها، رهبران، تروریستان و قدرت های خارجی بودند از کدام قدرت و سلاحی برخوردار هستند که در برابر طالب و ارگ حافظ امنیت خود باشند؟ مگر خیزش مردمی که در میرزاولنگ رخ داد به فجیع ترین شکل ممکن به دست تروریستان در همکاری حکومت از میان نرفت.
دور دوم آتش بس در حالی که با خون و کشتار دور اول از سوی حکومت آغاز شده و می تواند تکرار قدرت نمایی طالب باشد در اصل جنگ حکومت است برای نسل کشی قومیت های غیرپشتون و از میان بردن رهبران قومی و سیاسی تا دیگر هیچ مانعی بر سر راه افغانستان پشتونیزم نباشد.
بېرته
آتش بس های یکطرفه ارگ برای نسل کشی قومیت های غیرپشتون است
آتش بس دوم پس از کشتار دور اول که می تواند تکرار قدرت نمایی طالب باشد، در اصل جنگ حکومت است برای نسل کشی قومیت های غیرپشتون و از میان بردن رهبران قومی و سیاسی.
د خپرېدو نېټه: 1397/05/31 9:6د خبر شمېره: 67572سرچینه: شبکه اطلاع رسانی افغانستان
