چند سال است که یک نسل مدنی و با افتخار به جرم هزاره‌ بودن به طور عمدی و سازمان یافته در بخش‌های مختلف کشور بویژه شهر کابل قتل عام می‌شوند.

دنیا، منطقه، مردم افغانستان و رهبران سنتی زبون هزاره بدرستی می‌دانند که چه کسانی پشت نام خیالی داعش پنهان شده و هزاره‌های بی دفاع را مظلومانه قتل عام می‌کنند.
حمله بر ورزشگاه دشت برچی نخستین و فرجامین حمله بر هزاره‌ها نیست و این تراژدی سیاه ادامه دارد.

تیکه داران قدرت و سیاست هزاره هرازگاهی نگران وحدت ملی، مصلحت کلان مُلک و سلامت نظام اند و پیوسته از دستگاه ظلم عدالت می‌خواهند درحالیکه ظالم نه مصلحت می‌شناسند، نه سلامت مُلک و نظام و نه هم وحدت ملی برایش به اندازه دو توت ارزش دارد.

جرم سکوت رهبران و نمایندگان هزاره در برابر چنین فجایع انسانی و نسل کشی‌ها کمتر از جنایات به اصطلاح داعش نیست. متاسفانه پس از هر قتل عام، رهبران و چیز فهمان هزاره بجای اعلام آمادگی برای انتقام خون مردم خویش با مظلومیت نمایی تمام از ظالم عدالت می‌خواهند و برنامه‌های اهدای خون راه اندازی می‌کنند.

حکومت تاکنون پرونده یکی از صدها قتل عام در کشور بویژه حملات سازمان یافته بر هزاره‌ها را بررسی نکرده و نتایج آن را با مردم شریک نساخته است البته هیچ گونه اراده‌ای هم در این زمینه وجود ندارد.

وقتی حکومت قومی توان حراست از جان و مال شهروندان را ندارد مردم «هزاره‌ها» خود باید دست بکار شوند، سلاح بردارند و امنیت محلات شان را تامین کنند وگرنه این تراژدی قتل عام هزاره‌ها و نشر محکومنامه های شاه حسین مرتضوی ادامه دارد.