حضور قدرتمند یک دولت در عرصه مناسبات بین المللی بستگی دارد به: شکل دهی و افزایش قدرت ملی؛ که در فرایند شناخت، مدیریت و رهبری عالمانه و عاملانه جمعیت (نیروهای اجتماعی)، جغرافیا و منابع طبیعی، میسر می شود و مشتقات آن عبارت ست از:
1- قدرت سیاسی. 2- قدرت نظامی. 3- قدرت اقتصادی 4- قدرت فرهنگی.
تقویت قدرت ملی در سایه تعریف و شکل گیری درست و بی غل و غش هریک از این عناصر و مولفه آن امکان پذیر است. تبیین و اهتمام و اعلام و تمرکز بر این مولفه های هویتی و ارزشی قدرت ملی از اهم وظایف هر نهاد حاکمیتی در سیاستگذاری کلان در یک کشور می باشد.
همبستگی ملی، ثبات سیاسی، شناخت و تعریف علمی و جامع از منافع عمومی و منافع ملی،
حل عادلانه منازعه ملی در محیط ملی و نکشاندن آن در تعاملات سیاسی کشور در محیط بین الملل.
برنامه ریزی علمی و تطبیقی در امر سیاستگذاری های داخلی و خارجی و پیشبرد آن،
گسترش روابط و تعاملات جهانی و منطقه یی، دیپلماسی فعال و سیاست خارجی پویا و تعریف شده،
شناخت منافع متقابل سیاسی، فرهنگی واقتصادی در عرصه تعاملات بین المللی،
تلاش های منسجم و برنامه ریزی شده در راستای رشد اقتصادی، رفاه عامه و تأمین اجتماعی،
وضع و اجرای قوانین به منظور حفظ نظم و تأمین امنیت و عدالت، از سوی مدیران «جامعه سیاسی» مملکت (حکومت)،
قانونمداری، شایسته سالاری، تأمین آزادی های مدنی، رعایت حقوق بشر،
شکل دهی اراده ی ملی در هماهنگی و همکاری مسوولانه با نیروی های اجتماعی و جامعه مدنی برای فایق آمدن بر چالش ها و تهدید های بر اندازانه داخلی و خارجی،
ترویج و بهره مندی از فرهنگ سیاسی معطوف به دستیابی؛ به یک نظام ارزشی و معیاری، که در آن تفکیک قوای سه گانه مستقل با هم متحد نهادمند شده باشد، و به مطبوعات و آزادی بیان به عنوان قوای چهارم باورمند باشد.
توزیع عادلانه قدرت و ثروت ملی،
برنامه ریزی برای نهادمند شدن یک نظام مردم سالار،
فراهم آوری فرصت برای تاسیس احزاب سیاسی قدرتمند ملی و نظام پارلمانی صدارتی پاسخگو.
ظهور و نمود چنین ارزش هایی در یک جامعه و نظام اداری سیاسی آن، باعث می شود تا این کشور(دولت) در سطح ملی و در محیط بین المللی و حتی نزد قدرت ها و بازیگران محوری نظام بین الملل از جایگاه تاثیر گذار و پر اهمیتی برخوردار گردد.
معمولاً ظهور و نمود این ویژگی ها در مناسات داخلی و بین المللی، این فرصت را برای کشور ها، فراهم می گرداند تا دولت مزبور علایق سایر دولت های گیتی را به مثابه یک دولت قدرتمند قابل احترام در مناسبات بین المللی، به خود جلب کند، و زمینه ها و انگیزه های زایش بحران و منازعه، تضاد و تقابل منافع را از فضای سیاسی کشور بزداید.
در واقع مهمی که افغانستان از دیر باز تا امروز، از فقدان آن سخت رنج می کشد.
بېرته
چرا ترامپ در اجلاس سران سازمان ملل متحد یادی از افغانستان نکرد!!؟
تقویت قدرت ملی در سایه تعریف و شکل گیری درست و بی غل و غش هریک از این عناصر و مولفه آن امکان پذیر است. تبیین و اهتمام و اعلام و تمرکز بر این مولفه های هویتی و ارزشی قدرت ملی از اهم وظایف هر نهاد حاکمیتی در سیاستگذاری کلان در یک کشور می باشد.
د خپرېدو نېټه: 1397/07/07 9:40د خبر شمېره: 68130سرچینه: مهندس توریالی غیاثی

نظرونه
- محمودی
آخه برادر، ترامپ بیکار است وقت خودش را برای افغانستان تلف کند، چون هر وقت بخواهد و اراده کند اشرف غنی و ارگ گوش به فرمان است و بدون وقفه دستورات ترامپ را عملیاتی میکنند....