گرچه تهاجم فرهنگی در برخی کشورها از طریق روش های استعمار مدرن چون: از بین بردن اصالت، فرهنگ و سنن ملی و جایگزین کردن فرهنگ بیگانه صورت می گیرد اما حذف عناصر و تفکر جهادی گونه ای دیگر از این نوع تهاجم است که بتازگی در افغانستان رخ نمایاند . تهاجم فرهنگی: -------------------- هر کشوری فرهنگ خاص خود را دارد. آداب و رسوم، نحوه برخورد، لباس پوشیدن، تفکرات بنیانی یک ملت، غذا و مواردی از این قبیل عناصر فرهنگی هر کشور را تشکیل می دهد و سبب تمایز هر ملت از ملت دیگر است. برخی صاحبنظران فرهنگ را عنصر اصلی در تعریف یک ملت و تمایز آن از ملت های دیگر می دانند. بر این اساس هیچ ملت و قومی را نمی توان بی فرهنگ دانست. حتی زندگی قبیله ای نیز فرهنگ مختص به خود را دارد که در آداب و رسوم، لباس و عادت های آن قبیله نمود می یابد. برای برقراری یک ارتباط مؤثر با افراد باید بتوان فرهنگ آنان را شناخت و برای ایجاد تغییرات مؤثر باید از دریچه فرهنگ وارد شد. گاهی فرهنگ برخی از کشورها برای ارتباط با آن ملت مناسب نیست و یا نتایج دلخواه از رابطه با آنان کسب نمی شود. در این شرایط دو گزینه وجود دارد یکی آنکه ارتباط با آن ملت از دستور کار خارج شود دیگر آنکه در فرهنگ آن ملت رسوخ شود و تغییرات دلخواه در آن اعمال گردد. گزینه دوم همان چیزی است که از آن با عنوان تهاجم فرهنگی یاد می شود. می توان تهاجم فرهنگی را اینگونه تعریف کرد که هرگونه خلل و تغییر فرهنگی که مورد پسند یک ملت نباشد و برآیندهای فرهنگی را دچار تغییر سازد، تهاجم فرهنگی خوانده می شود. افغانستان کشوری است که همواره با حضور خارجی ها مواجه بوده و آمریکایی ها به عنوان رأس آخرین مهاجمین در افغانستان هستند که با فرسایشی شدن حضورشان در کشور و با توجه به مقتضیات جدید نظام بین الملل، تهاجم فرهنگی در کشور را با هدف تغییر روند و دستیابی به نتایج مورد نظر در دستور کار خود قرار داده اند. مصادیق تهاجم فرهنگی در افغانستان: ------------------------------------------- یکی از مصادیق تهاجم فرهنگی در افغانستان، فعالیت های رادیویی کشورهای خارجی است. از آنجایی که دسترسی به تلویزیون در تمام مناطق افغانستان امکان پذیر نیست و از آنجا که تمام مردم توان پرداخت هزینه خرید تلویزیون را ندارند، رادیو ابزاری مناسب برای تاثیرگذاری است که دسترسی به آن در تمام جغرافیای افغانستان امکانپذیر است. یکی از سرمایه گذاری های گسترده آمریکایی ها که با توجه به علایق مردم افغان طراحی شده، توسعه پایگاه های پخش رادیویی است. بسیاری از این مراکز در پایگاههای نظامی نیروهای ناتو قرار گرفته اند و مطالبی که گوینده رادیو، بیان می کند عمدتا توسط نیروهای نظامی تدوین می شود و هدفش متقاعد کردن مردم افغانستان نسبت به حضور خارجی ها است . در برنامه های رادیویی افغانستان با تعداد زیادی از واژه های انگلیسی مواجه می شویم که در حال ایجاد جای پای محکم بین برخی افراد به خصوص جوانان این مرز و بوم است . گسترش زبان انگلیسی تنها به رادیو محدود نمی شود بلکه برخی از دانشگاههای آمریکایی نیز زبان انگلیسی را یکی از شروط لازم برای تحصیل در این دانشگاهها اعلام کرده اند. گسترش زبان انگلیسی می تواند رابطه خارجی ها را با مردم افغانستان تسهیل کند. این در حالی است که زبان فارسی که در سه کشور افغانستان، ایران و تاجیکستان تکلم می شود، دایره آن با حضور خارجی ها در افغانستان محدود شده است. محدود شدن زبان فارسی ارتباط سه کشور فارسی زبان را نیز کاهش می دهد. هرچند برخی از مردم افغانستان با شبکه های رادیویی تماس می گیرند و از دست اندرکاران آن تشکر می کنند اما برخی دیگر از مردم بشدت نسبت به برنامه های این شبکه ها اعتراض می کنند. اعتراض آنها عمدتا به موسیقی، برخی از گفت وگوها و نوع تعاملی که از رادیو شنیده می شود و همچنین موضوعاتی است که ضمن ترویج بی دینی، با فرهنگ افغانستان متضاد است. در برخی از بر نامه ها تبلیغ کلوپ ها و بار های غربی انجام می گیرد. اهمیت برنامه های رادیویی برای آمریکایی ها تا حدی است که در بسیاری از مناطق پایگاههای پخش رادیویی احداث کرده و در برخی از مناطق بطور رایگان بین مردم افغانستان دستگاه رادیو توزیع شده است. مورد دیگری را که مصداق تهاجم فرهنگی است باید در مورد بازسازی شهر غزنی جست. شهر غزنی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال 2013 انتخاب شده است. بر اساس قراردادی که بین دولت های افغانستان و لهستان منعقد شده، قرار است بازسازی این شهر که در آن معماری اسلامی به وضوح قابل مشاهده است توسط لهستان صورت گیرد. بدون شک در بازسازی این دسته از بناهایی که رنگ و بوی دینی دارد باید جلوه های معماری اسلامی مورد توجه قرار گیرد. شهری که قرار است دو سال دیگر پایتخت فرهنگی جهان اسلام باشد باید بتواند هویت اسلامی خود را حفظ کند. بدون شک با توجه به آنکه لهستان در خارج از دایره کشورهای اسلامی است و مذهب رسمی در آن مسیحیت است برای بازسازی افغانستان مناسب نیست. شایسته آن است که کشوری مسلمان با معمارانی که با معماری اسلامی آشنایی دارند به بازسازی بخشی از تمدن اسلامی افغانستان همت گمارند. اقدام دیگری را که در زمره برنامه های تهاجم فرهنگی نیروهای خارجی در افغانستان قرار می گیرد باید در اظهارات وزیر اطلاعات و فرهنگ کرزی جست. “سید مخدوم رهین” بتازگی در گزارشی که به پارلمان ارایه کرد از برنامه های مبتذل رسانه های تصویری، روزنامه ها و مجلات ابراز نگرانی کرد. در این گزارش آمده است: دامنه برنامه های مبتذل حتی به سریال هایی که برای ماه رمضان در افغانستان تدوین شده بود نیز کشیده شد. وزیر فرهنگ افغانستان از حمایت برخی از کشورهای خارجی از این گونه برنامه های مبتذل خبر داد. وی با حضور در مجلس سنای این کشور از حمایت مالی برخی کشورها از رسانه‏های افغانستان برای پخش برنامه‏های غیر اخلاقی خبر داد. رهین تاکید کرد: برخی از کشورها و مؤسسات خارجی با حمایت مالی از برخی رسانه های خصوصی افغانستان، از آنها می خواهند به ترویج برنامه‏های غیراخلاقی و مبتذل بپردازند. وی افزود: نگرانی‏ها در زمینه به انحراف کشاندن جوانان افغانستان جدی است و این تنها به رسانه‏ها تصویری خلاصه نمی‏شود. وزیر اطلاعات و فرهنگ کشورمان، روی آوردن مردم به قمار را از دیگر مواردی اعلام کرد که سایت‏های اینترنتی مردم را به آن تشویق می کنند. به گفته مخدوم رهین، تشویق مردم به آدم‏کشی و تروریسم از دیگر مواردی است که این سایت ها افغان ها را به آن ترغیب می کنند. برخی از کشورهای خارجی پرداخت هزینه و کمک به برنامه های تلویزیونی را مشروط به پخش برنامه هایی کرده اند که مدنظر آنهاست. کارشناسان غربی معتقدند که ایده و فکر غربی در منطقه خاورمیانه با موانع بسیاری مواجه است و این موانع اجازه نمی دهد که نتایج دلخواه آنها استخراج گردد لذا برداشتن این موانع را از طریق باصطلاح راهکارهای فرهنگی مفید می دانند. با توجه به آنکه افغانستان در برخی از تقسیم بندی ها در چارچوب خاورمیانه قرار می گیرد و با توجه به حضور نیروهای آمریکایی در این کشور و مواجه بودن این نیروها با مشکلات فراوان، تعداد زیادی از نیروهای غیرنظامی آمریکایی به افغانستان اعزام شده اند. یکی از مراکز دولتی که فعالیت های تهاجم فرهنگی در افغانستان را مدیریت می کند آژانس بین المللی توسعه امریکا (USAID) است . البته در کنار این نهاد، سازمانهای بین المللی غیردولتی نیز فعالیت دارند. اصولا شاخصه های تفکر هر ملت در چارچوب مرزهای جغرافیایی و با توجه به مسائلی است که در آن کشور رخ می دهد. به طور کلی یکی از مسائل افغانستان در طول تاریخ حضور نیروهای خارجی بوده و همواره ذهن افغانی با این مشکل روبرو بوده و همواره به آن می اندیشید. تفکر افغان در برابر این چالش با استفاده از چارچوب های دینی راهکاری را به عنوان جهاد برگزید که با حس میهن پرستانه افغانها آبیاری شد. به عبارتی تفکر جهادی در افغانستان دارای ریشه های ملی – مذهبی بوده و بخشی از مولفه فرهنگی این کشور را تشکیل می دهد. حذف این تفکر از طرق مختلف در افغانستان در حال انجام است اما جدیدترین اقدام حذف عناصر جهادی به عنوان نمادها و زمامداران تفکر جهادی است . با اغماض می توان گفت که بی اعتنایی نیروهای خارجی در افغانستان نسبت به این افراد نوعی دیگر از تهاجم فرهنگی محسوب می شود. تامین نکردن امنیت این افراد که در راس آن ها 'برهان الدین ربانی' رییس شورای عالی صلح افغانستان، قرار داشت نمونه بارز این موضوع است. از آن جایی که نیروهای خارجی مسئول تامین امنیت افغانستان هستند باید بتوانند از جان رهبران جهادی حفاظت کنند.