در جواب باید گفت بگذریم از اینکه اولین اشتباه بزرگ و تاریخی را احمدشاه مسعود در مسیر سیاسی خود مرتکب گشت و سبب بروز طالبان شد، دومین اشتباه تاریخی را کرزی و غنی در قسمت طالبان مرتکب گشته و فرصت تهاجم را به طالبان داده و خود در موضع دفاعی قرار گرفته که سرانجامش سقوط قطعی حکومت خواهد بود و دلیل گستاخی و زورگویی طالبان را می توان در چند مورد ذیل بدست آورد:

1ـ سیاست مماشات و بلکه جانب دارانه‌ی هردو دولت کرزی و غنی نسبت به طالبان شکی نیست که اشرف غنی در محاسبات سیاسی خود نسبت به طالبان دچار اشتباه فاحش گشته و مسیر شکست خورده‌ی کرزی را تعقیب نموده و بجای اینکه موضع جدی و تهاجمی را بر علیه طالبان اتخاذ می‌کرد به نوعی کرزی‌گونه دست به ترحم زده و خطرناکترین‌های طالبان را آزاد کرده و در میدان جنگ در حد سرکوب بدون تعقیب اکتفا نموده و همین امر محور اصلی قوت یافتن طالبان گشته که امروزه نفس غنی را گرفته است .
2ـ طالبان ریشه‌ی خود را در بین مردم پشتون عمیق احساس نموده و بعنوان مسلمان و مجاهد با انگیزه خود را ماندگار احساس نموده و غنی را بعنوان یک شخص بی‌ریشه و ضعیف و آسیب‌پذیر دانسته که ممکن است روزی در اثر فشار تنها وی با همسر پیر لبنانی خود از کشور فرار کرده و برای همیشه با افغانستان خداحافظی نماید.
3ـ طالبان با توجه به کسب تجربه‌ی دوران جنگ پارتیزانی با شوری به این باور هستند که هزینه‌ی جنگ پارتیزانی برای آنها کمتر بوده و تامین هزینه‌ی جنگ برای دولت امریکا کمرشکن خواهد بود و سرانجام بسان شوری راه جز عقب‌نشینی غربی‌ها از میدان جنگ نبوده و غنی بسان نجیب در میدان تنها مانده و شکست خواهد خورد .
4ـ تمرکز حمایت دولت به دستور حامیان غربی از مراکز پرجمعیت و رها کردن مناطق گسترده‌ی کشور سبب مانور دادن طالبان و قوت آنها در ضربه زدن به مراکز دولتی گشته و سرانجام با تضعیف روحیه‌ی نیروهای جنگی دولتی پیروزی طالبان را سرعت خواهد بخشید .
5ـ اظهارات مقام‌های بلند پایه‌ی جنگی خارجی مبنی بر عدم پیروزی در میدان جنگ با طالبان، طالبان را شارج نموده و غرور آنها را چندین برابر کرده و سبب بی‌اعتنایی و کنار نیامدن در میدان صلح شده است .
6ـ اختلاف و پراکندگی و دنیازدگی رهبران اقوام سه گانه‌ی دیگر و نبود انگیزه در جمع آنها و بی‌خاصیتی مردم نیز باعث گشته است که طالبان در پی کسب امتیازات کلان بوده و به مشارکت دیگران در قدرت باورمند نباشند.
7ـ لابی‌های منطقه‌ای و خارجی طالبان هم سبب گردن کلفتی آنها گشته و سعی می‌نمایند که با تحقیر دولت افغانستان جز به دست‌یابی به قدرت کل درکشور رضایت نداشته و با دست پر به غربی‌ها سخن بگویند.
8ـ اندک فرصتی باقی‌مانده در اختیار دولت این است که از موضع زور کارگرفته و جنگ را از حالت دفاعی به حالت تهاجمی کشانده و ضربه‌های مهلک بر پیکر طالبان وارد نموده و با قدرت در میدان صلح وارد شود کاری که خیلی وقتها قبل باید می‌شد که نشد گرچند که غربی‌ها ممکن است با چنین سیاست موافق نباشد ولی این تنها ریسک باقی مانده برای دولت هست و الا باید شاهد سیاه‌روزی دولت و ملت بوده و تسلیم خواسته‌های حد اکثری طالبان گشته و مقدرات کشور را باید بدست این گروه عقب‌گرا و مستبد سپرد.
9ـ بر فرض که طالبان به دلایل فوق بر مقدرات کشور حاکم شوند و امریکا هم با خیال آسوده بساط خود را از کشور جمع نمایند بدون شک امنیت درکشور بر نخواهد گشت و افغانستان مجددا به بحران قومی درازمدت روی آورده و باردیگر شاهد جنگ طولانی در این خاک خواهیم بود .