تقرری های جدید دکتور غنی، دو پیام مهم و اساسی دارد:

بعد از آنکه با یک تغیر چشمگیر، رییس جمهور آمریکا دستور آغاز مذاکرات و گفتگوهای مستقیم با طالبان را صادر کرد، جزییات، پلان مکمل و پیامدهای گفتگوها هیچگاهی به شکل درست و اساسی با حکومت وحدت ملی به خصوص با دکتور غنی شریک ساخته نشد.

آمریکا تکرارأ بیان نمود که تمام مذاکرات و گفتگوها با طالبان باید تحت رهبری حکومت وحدت ملی به پیش برده شود اما نه تنها رهبری مذاکرات را خود به عهده گرفت بلکه رهبری حکومت وحدت ملی را نیز به حاشیه راند.

خلیلزاد در گفتگوهای صلح چنان پر مبالغه و شتابزده حرکت کرد که طالبان حتی از پذیرش و ملاقات با نمایندگان حکومت وحدت ملی نیز خودداری کردند. نتیجتأ، دکتور غنی باید به اقدامات تلافی جویانه دست می زد که از یکطرف به طالبان و از طرف دیگر، به خلیلزاد هشدار می داد تا جایگاه حکومت وحدت ملی را بیشتر از این نادیده نگیرند.

از همین رو، با یک بازی خیلی دقیق و سنجیده شده، دکتور غنی دو شخص طالب ستیز را برای رهبری وزارت های دفاع و داخله در نظر گرفت.
این اقدام دکتور غنی، به طالبان پیام داد که در صورتیکه بیگانه پرستی آنها ادامه پیدا کند، اراده مبارزه جدی علیه آنها هنوز هم وجود دارد. در عین حال، به خلیلزاد نیز هشدار داد تا سبکسری و شتابزدگی اش را کنار بگذارد و در تمام مراحل مذاکره و گفتگو با طالبان، حکومت وحدت ملی را شریک و دخیل بداند.

در پهلوی موارد متذکره، آقای غنی با تقرر دو منتقد و مخالف سیاسی اش، صفوف اپوزیسیون و ایتلاف های سیاسی را تضعیف کرد و برای تیم انتخاباتی اش قدرت و قوت بخشید. برای بازی های سیاسی فعلی، تقرر این دو شخص کار نیک و پسندیده است اما اگر صلاحیت های مکمل قانونی و کاری به آنها سپرده نشود، خبر استعفای آنها خیلی زود به گوش خواهد رسید.