بېرته
شهرضحاک درمعرض تخریب قراردارد
د خپرېدو نېټه: 1390/07/18 0:0د خبر شمېره: 7075سرچینه: آژانس خبری ایرکا

مردم ولایت بامیان میگویند که برخى ساحات شهر تاریخى "ضحاک" درحال از بین رفتن است و نیاز به بازسازى و نگهدارى دارد.
به گفتۀ آنها، این ساحات علاوه بر آنکه طى سه دهه جنگ با اصابت بمب، راکت و توپ صدمه دیده بخصوص در ده سال اخیر به اثر برفبارى و عدم حفاظت درست به معرض تخریب بیشتر قرار گرفته است.
آنها مى افزایند که ازاین شهر در جنگهاى گذشته به حیث پایگاه هاى نظامى استفاده میشد و در کنار آن، افراد ناشناس در بعضى جا ها حفریات غیر قانونى نموده و آثار تاریخى از قبیل کاشى، کوزه، خشت وسکه هاى قدیمى را قاچاق مینمودند.
مردم، مسوولین محلی را در زمینه تخریب بیشتر شهر ضحاک مقصر دانسته میگویند که آنها تا حال؛ هیچگونه توجهى در این مورد نکرده اند.
حاجی قاسم یکی از ساکنین اطراف شهر ضحاک به آژانس خبرى پژواک گفت که در ده سال دوران این حکومت ،کوچکترین حفاظت ازاین شهر تاریخی نشده و روز بروز در حال از بین رفتن است .
وی افزود:(( هرسالی که میگذرد دیوارهای شهربخاک یکسان میشود وبقایای خانه های گلی این بنا ها تخریب میگردد. ))
موصوف میگوید: از اینکه بامیان برفگیر است ؛ دیوارهاى آنرا از برف پاک نمى کنند،آب هم از بالا مى آید و دیوارهاى آن تخریب میشود.
حاجى قاسم علاوه میکند ،با آنکه آنها همه ساله شاهد افتیدن قسمت هایى از دیوار هاى شهر ضحاک هستند، در گذشته بعضى مردم بخاطر حفریات غیر قانونى نیز قسمت هایى از این منطقۀ تاریخى را صدمه زده بودند و پولیس از آن ممانعت نمى کرد.
شهر ضحاک در فاصلۀ حدود 30 کیلومتری شرق مرکز بامیان وهمسرحد با ولسوالی شیبر و دریک تپه به ارتفاع 150 متر واقع است.
این شهر که حدود یک و نیم کیلو متر طول و یک کیلو مترعرض دارد، چهار طرف آنرا کوه احاطه نموده و فقط یک راه پیاده رو وجود دارد که این راه را باید حدود نیم ساعت پیمود تا به بالای تپه رسید.
اطراف این شهر با دیوارهاى ضخیم وپنج برج ترصد احاطه شده و ده ها باب منزل قدیمى با دیوارهاى بلند که از خشت پخته ساخته شده است؛ جلب توجه میکند.
اما اکثر این ساحات قدامت شانرا از دست داده اند.حالا در این شهر به جزء از دیوارها وخانه های مخروبه چیزی دیگر به نظر نمیرسد، فقط چند خانۀ محدود به چشم میخورد که آن هم بخاطر عوامل طبیعی آب و بارش در حال از بین رفتن است.
این شهر بنام ضحاک ماردوش مسمى است و مربوط دوره قبل از اسلام بوده و احتمالاً پیروان بودا در آنجا زیست داشتند.
قنبر 68 ساله یکی از ساکنین دیگر منطقه میگوید که در زمان مجاهدین؛ چندین پایگاه نظامی در اطراف ودر بالای شهر ضحاک قرار داشت وبخاطر از بین بردن پایگاههای مجاهدین، طیاره های جت شوروى سابق این منطقه را بمبارد میکردند.
وی مى افزاید که قبل از بمبارد، خانه های قدیمی زیادی از این شهر باقی مانده بود که مردم محل در آن زمان ازآن خانه ها که با نقاشی های زیبا آراسته بود دیدن مینمودند.اما پس از تخریب آن بناها به یک مخروبه مبدل شده است .
این موسفید علاوه میکند : (( شهر ضحاک در سطح کشورما جوره نداره؛ باید دولت ده فکرچنین جاهاى تاریخى باشه و نمانه که دیگه خرابتر شوه.))
محمد ابراهیم اکبری رییس اطلاعات وفرهنگ بامیان میپذیرد که در ده سال گذشته ،هیچ کارعملی برای حفاظت از این شهر صورت نگرفته. اما میگوید که تا هنوز دولت بودجۀ را برای این پروژه منظورنکرده و ریاست اطلاعات وفرهنگ، بودجه برای جلوگیری از تخریب این منطقۀ تاریخى در دسترس ندارد.
وی با ذکر اینکه بیشترین آسیب را عوامل طبیعی به آبدات تاریخی بامیان رسانده ودر معرض خطر جدی قرار داده است، گفت که تا دو سال قبل در برخى از ساحات شهرضحاک ؛حفریات خودسرانه صورت گرفته و دهاقین خاک آنرا براى زمین هاى زراعتى استفاده کرده بودند .
به گفتۀ رییس اطلاعات و فرهنگ بامیان، امکان دارد که آثار تاریخى نیز از آنجا برده شده باشد، اما از دو سال بدینسو؛ جلو حفریات توسط نیروهاى امنیتى گرفته شده است.
به گفتۀ اکبرى برای حفاظت ازاین شهر، پلانى را به وزارت اطلاعات وفرهنگ فرستاده اند تا از تخریب بیشتر شهر جلوگیری شود.
وى مى افزاید که در این پلان، ساخت جویها وآبرو ها شامل بوده تا آب باران و برف شهر را تخریب نکند.
گفتنى است که پنج سال قبل نیز، مردم از تخریب این شهر تاریخى ابراز نگرانى نموده بودند.
اما سید مخدوم رهین وزیر اطلاعات - فرهنگ و توریزم در آن زمان گفته بود که امکانات آنها براى حفظ و نگهدارى ساحات تاریخى محدود است . وزارت میکوشد که کمکهاى بین المللى را در این راستا، جلب نماید.
به گفتۀ رهین، وزارت میکوشد که در قدم اول توجه خود را به شهر غلغله و بعداً به شهر ضحاک و دره فولادى معطوف بدارد.
وى علاوه نموده بود که آنها به یونسکو( سازمان فرهنگى ملل متحد) فعلاً توجه خود را به ساحات مجسمه هاى مخروبه بامیان، متمرکز کرده اند که بازسازى و نگهدارى ساحات تاریخى بامیان یک عالم کار عملى و بودجه میخواهد.
محمد عظیم فرید ولسوال شیبر میگوید که شهر ضحاک پس از مجسمه های مخروبۀ بودا وشهر غلغله یکی از شهر های مهم توریستی( سیاحتى) در بامیان است.
ولسوال گفت که شهر ضحاک در یک موقعیتى قرار گرفته که اطراف آن از دومسیر (مرکز بامیان وولسوالی شیبر) آب کوههای بابا در آن جا سرازیرمیشود واطراف این شهر همه با سبزه ودرختان پوشیده و منظره زیبای طبیعی را بوجود آورده است .
فرید افزود :((اگر از این شهر حفاظت واز تخریب بیشتر آن جلوگیری گردد؛ این شهر تبدیل به یک منبع در آمد خوبی برای ساکنین منطقه خواهد شد.
این درحالى است که عواید توریزم و تعداد بازدید کننده گان، از ساحات تاریخی بامیان در سال 2010 میلادى با بدست آمدن 400 هزار دالر نسبت به سال گذشتۀ آن؛ دو برابر شده بود.
شمار سیاحانى که در سال گذشتۀ میلادى به بامیان سفرکرده بودند، نیز به بیش از 41 هزار نفر داخلی و حدود 600 نفر خارجی میرسید که نسبت به سال 2009 میلادى دو برابر افزایش را نشان میداد.
این عواید از بازدید آبده های تاریخی مانند بندامیر( اولین پارک ملى افغانستان)،مجسمه های تخریب شده بودا، شهر های غلغله، ضحاک، نگین شهر، چهل برج، مغاره های دره فولادی، دره اژدر،حوض های بابا بدست آمده بود.
به باور باستان شناسان؛ قدامت این شهر به دوران یفتلی ها( قرون5 و 9 میلادى) وتُرک های غربی برمیگردد.
محمد رسول شجاعی یکی از باستان شناسان بامیان میگوید که فقط بعضی بناهای شهر ضحاک در ادوار اسلامی ترمیم شده بود.
بنابر معلومات وى، این قلعه درسرگذرگاه کابل -بامیان وبلخ اعمار شده که در آن دوره، ازآن به عنوان یک مرکز مهم نظامی استفاده میگردید.
در مورد تاریخچه این شهر چنین آمده است: (( روزگارى در این شهر پادشاه عادل بنام (ضحاک ماردوش) زنده گى میکرد که نسبت به تمامى کارمندان و رعایایش نظرمساوى داشت. یکى ازکارمندان دولت هیچ وقت از پادشاه چیزى طلب نمى کرد، روزى ضحاک این مرد را طلبید و برایش گفت که از اوحد اقل یک چیزى بخواهد! این مرد پاسخ داد که اواز پادشاه چیزى نمى خواهد. ))
بالآخره این مرد میگوید که خواهان یک بوسه از بازوى چپ و یک بوسه از بازوى راست پادشاه است. وقتیکه این بوسه ها را میگیرد، از هر دو بازوى پادشاه مار سر بر مى آورد و از آن زمان ، ضحاک به نام ضحاک ماردوش نامیده میشود.
خوراک این مارها مغز سر انسان بود که ابتداء نوبت محبوسین و بعداً نوبت به مردم شهر و سپس نوبت به کارمندان پادشاه میرسد و پادشاه مغزهاى مردم را به مارها میدهد، تا خودش در امان باشد.
روزى نوبت به آهنگرى میرسد تا مغزش را براى خوراک مارها بدهد، به نزد پادشاه مى آید و با کاوه آهنگرى بر فرق پادشاه میکوبد و پادشاه را از بین میبرد،از آن زمان به بعد این شهر متروکه میشود.