هیچ وقت از شنیدن یک خبر اینقدر اندوهگین نشده بودم، به عنوان یک انسان جگرم را این خبر سوختاند.
زن و مردی برای سپری کردن امتحان در یک بست به شفاخانه حوزوی هرات رفته بودند.
چون موتر نداشتند، موتر پاسوی ویشی را از کسی به امانت گرفته و 3 کودکی که در تصویر میبینید را نیز با خود برده بودند.
سپس کودکان را داخل موتر نگه داشته و تمام دربها و شیشهها را نیز میبندند.
امتحان حدود 4 ساعت به طول میانجامد، وقتی بر میگردند به دلیل نبود اکسیجن با جسد 2 طفل خود بر میخورند و طفل سومی نیز در شفاخانه جان میبازد.
این زن و مرد همین 3 فرزند را داشتند.
هر چند کار این پدر و مادر هیچ توجیهی ندارد، اما گاهی تلاش برای پیدا کردن کار در این کشور، تمام هوش و حواس خانواده را میگیرد.
بېرته
هیچ وقت از شنیدن یک خبر این قدر اندوه گین نشده بودم!
هیچ وقت از شنیدن یک خبر این قدر اندوه گین نشده بودم، به عنوان یک انسان جگرم را این خبر سوختاند.
د خپرېدو نېټه: 1398/02/19 15:59د خبر شمېره: 71964سرچینه: داکتر فهیم توخی
