عباس عراقچی معاون سیاسی وزارت خارجه ایران صبح امروز شنبه در گفتگوی تلفنی با برنامه «سلام صبح‌به‌خیر» شبکه سه ایران، اظهارات اخیر خود را درباره اخراج شهروندان افغانستان از ایران، سوءبرداشت و سوءتفاهم بزرگ عنوان کرد. وی چهارشنبه‌شب در یک گفتگوی ویژه تلویزیونی، گفته بود که در صورت افزایش فشارهای اقتصادی بر ایران، ممکن است از برادران و خواهران افغان خود خواهش کنیم ایران را ترک کنند. عراقچی که پس از اظهاراتش، تحت‌ فشارهای داخلی و خارجی قرار گرفت، امروز صبح، سخنان خود را سوءتفاهم دانست و تصریح کرد که موضوع اخراج افغان‌ها از ایران مطرح نیست بلکه مخاطب وی، اروپایی‌ها بوده است. وی افغان‌ها را یکی از شریف‌ترین مردم دنیا دانست و افزود: "چندین میلیون افغانی در ایران حضور دارند، اما آمار تخلفات آن‌ها نسبت به تعدادشان بسیار کم است و این نشان‌دهنده آن است که افغان‌ها مردمی بسیار شریف، معتقد و مؤمن هستند."

از این که عراقچی، اظهارات چهارشنبه‌شب خود را سوءتفاهم دانست، در عرف سیاسی، عذرخواهی دیپلماتیک محسوب شده و از آن باید استقبال کرد اما او امروز صبح باردیگر از خروج ارز توسط قشر کارگر افغانستانی از ایران سخن گفت که در سه محور به شرح زیر قابل نقد است:

1- عراقچی در سخنان قبلی خود، تعداد مهاجرین افغانستانی را در ایران، بیش از سه میلیون نفر عنوان کرد اما بر اساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن ایران در سال 1395خورشیدی، از مجموع افراد ساکن در ایران در زمان سرشماری، یک‌میلیون و 583 هزار و 979 نفر تابعیت افغانستان را داشته‌اند. طبق این آمار، رقم شهروندان افغانستان اعم از دارندگان کارت آمایش و گذرنامه و همچنین فاقدان مدرک، نزدیک به یک‌میلیون 600 هزار نفر هستند. این عدد، توسط مرکز آمار ملی ایران منتشر شد و یکی از معتبرترین آمارها در ایران محسوب می‌شود.

2- عراقچی در گفتگوی چهارشنبه‌شب خود، تعداد مهاجرین شاغل به کار را بیش از دو میلیون نفر عنوان کرد. اکنون فرض محال را بر این می‌گیریم که تعداد مهاجرین در ایران سه میلیون نفر هست اما این هرگز بدین معنا نیست که از هر سه نفر، دو نفر آنان مشغول به کار باشند. جناب عراقچی، کودکان، دانش‌آموزان، دانشجویان، طلبه‌های مشغول تحصیل، زنان، بیماران و پیرمردان و همچنین شمار بیکاران افغانستانی را هم جزو کارگران به شمار آورده که هیچ عقل سلیمی نمی‌پذیرد.

3- عراقچی چهارشنبه‌شب، از ارسال پنج میلیارد یورو در سال توسط دو میلیون کارگر افغانستانی از ایران به خانواده‌های‌شان در افغانستان، سخن گفت. فرض را بر این می‌گذاریم که شاغلان افغانستانی در ایران دو میلیون نفر هستند. اگر پنج میلیارد یورو را بر دو میلیون نفر تقسیم کنیم، سهم هر کارگر، 2500 یورو در سال و کمی بیش از 200 یورو در ماه می‌شود. به تصور عراقچی، هر کارگر افغانستانی، ماهانه بیش از 200 یورو برای خانواده خود به افغانستان می‌فرستد. در حال حاضر 200 یورو معادل 3 میلیون و 400 هزار تومان است در حالی که یک کارگر در ایران در صورت خوش‌بینانه، دو میلیون تومان در ماه حقوق می‌گیرد. بنابراین چگونه یک کارگر که در ماه دو میلیون دریافت می‌کند، بیش از سه میلیون تومان را به خانواده‌اش می‌فرستد؟! جالب است که جناب عراقچی، همه شاغلان افغانستانی را در ایران، مجرد فرض کرده؛ در حالی که بیشتر مهاجرین در ایران، زن و فرزند دارند و خانواده تشکیل داده‌اند. با توجه به وضعیت بحران اقتصادی در ایران، اگر در حال حاضر یک شاغل و کارگر در ایران بتواند از پس هزینه‌های زندگی برآید، هفت خوان رستم را رد کرده و ابرمرد شناخته می‌شود. سخن پایانی این که اکنون برای یک کارگر افغانستانی در ایران، نه تنها ارسال پول برای خانواده‌اش مقدور نیست بلکه اندک پس‌انداز برای خودش نیز دشوار است. لذا صغرا و کبرای غیرمرتبطی که جناب عراقچی چیده بود، او را وادار کرد تا یک قدم به عقب برگردد و اگر فشارها اندکی بیشتر می‌شد، او سخن خود را درباره تعداد مهاجرین و ارسال ارز از ایران به افغانستان نیز اصلاح می‌کرد.