وزارت تحصیلات عالی افغانستان مطابق ماده 43 قانون اساسی مکلف به ارایه خدمات رایگان تحصیلی الی مقطع لیسانس است. چگونهگی دسترسی به تحصیلات عالی و نحوه فراهمسازی خدمات از آدرس دانشگاههای افغانستان در قانون تحصیلات عالی و پالیسیها و طرزالعملهای داخلی این اداره با شرح آمده است. انکشاف متوازن دانشگاهها از جمله مواردی است که هم در قانون تحصیلات عالی و هم در پلان استراتژیک وزارت تحصیلات عالی به عنوان هدف بلند مدت تعریف شده است. همان طوری که مرکزیتگرایی (Centralism) در حکومت داری باعث عقبماندهگی ولایات در افغانستان و تمرکز فرصتها و منابع در مرکز شده است تمرکزگرایی در دانشگاههای کشور نیز باعث تمرکز فرصتها و منابع وافر در دانشگاههای مرکز گردیده است. اما تمرکزگرایی در سطح حکومت داری محلی و مرکزی با تمرکزگرایی در سطح دانشگاههای ولایات و مرکز متفاوت است . در تمرکزگرایی میان ادارات محلی و مرکزی فقط انکشاف نا متوازن میان شهر و روستاها رقم میخورد. اما در تمرکزگرایی میان دانشگاههای مرکز و ولایات سرنوشت و کیفیت آموزش آسیب میبیند.
برنامه ریزی نا متوازن در وزارت تحصیلات عالی و از سوی دیگر نیاز برای ایجاد دانشگاههای جدید باعث شده است انکشاف نا متوازن میان دانشگاههای کشور رقم بخورد. دانشگاههای نو پای برای رسیدن به فرصتها و امکانات موجود در دانشگاههای مرکز نیازمند توجه ویژه در برنامهها و پالیسیهای وزارت تحصیلات عالی است. یکی از آن پالیسیها که وزارت تحصیلات عالی برای کاهش تراکم دانشجویان ولایات به دانشگاههای مرکز و چند دانشگاه زون در نظر گرفت جداسازی و ساختن کُد رشتههای ولایتی میان دانشگاهها در 33 ولایت کشور بود. اما امروز با اعلان نتایج و موفقیت داوطلبان با نمرات متفاوت در یک دانشگاه باعث شده است تمام مقامات و کارمندان وزارت تحصیلات عالی بخصوص وزیر پیشین در میان هواداران کاندیدا تبدیل به سوژه نفرت و خیانت شود.
چند مورد را میخواهم در این مورد واضح سازم. اولاً درست است من سخنگوی وزارت تحصیلات عالی بودم اما من یکسال بیشتر میشود از وزارت تحصیلات عالی استعفا داده ام. در زمان کار من هیچ طرحی برای تغییر در شیوه جذب داوطلبان کانکور تدوین نشده بود. دوماً زمانی که از آدرس رسانههای کشور اطلاع حاصل نمودم که کانکور سهمیه بندی شده است از جمله اولین کسانی بودم که با نقد جدی و طرح مشخص در این راستا ابراز نظر کردم. اسنادی که از سوی وزارت تحصیلات عالی به رسانهها رسید معلومات کافی را ارایه نمیکرد. اما زمانی که در مورد هدف و پیآمدهای این جداسازیها بیشتر بررسی کردم به نتیجه متفاوت از نقد اولم رسیدم. آنچه در آن اسناد به وضاحت دیده میشد. کُد رشتههای جداگانه و تقسیم افغانستان به چهار زون و اختصاص درصد10 درصد کرسی به داوطلبان کوچی بود.
هم آن زمان و حالا به صراحت میگویم من مخالف تحصیل کوچی نه بلکه تحصیل دختران و پسران کوچی را راه کار استراتژیک برای حل معضل کوچی میدانم. اما این راه کار آموزش کوچی باید از تهداب آغاز شود نه مستقیم آوردن آنها به دانشگاههای کشور. نمیدانم در زمان این طرح ده درصدی به کوچیها؛ اداره مستقل کانکور به چه توجیه علمی این پلانشان را حتا مورد تایید کابینه افغانستان قرار دادند. طرح اختصاص درصد10 کرسیهای دانشگاهها به کوچی قابل اجرا نبود همان طوری که اجرا نشد. چون گروپ کوچیها به صورت فصلی از یک نقطه کشور به نقطه دیگر تغییر مکان میدهند و مکاتب در ساحات کوچی نشین وجود ندارد پس چطور دختران و پسران کوچیها فارغالتحصیل مکاتب شوند. کوچیهای نزدیک به شهر و مکاتب هم اندک اند. این طرح نا سنجیده شده خوشبختانه مورد اجرا قرار نگرفت. اما میماند بحث کُد رشتههای ولایتی که بعد از اعلان نتایج کانکور نشان میدهد دانشجویان با اخذ نمرات متفاوت در عین صنف کامیاب شده اند. وضاحت بخشی این طرح مسوولیت وزارت تحصیلات عالی و اداره مستقل کانکور است. آنها مسوول اند از طرح هر پالیسی و پیآمدهای آن به مردم افغانستان معلومات لازم را ارایه نمایند تا مردم خصوصاً جوانان نسبت به نیت رهبری این اداره بد بین نشوند. اما متاسفانه این معلومات با وجودی که نگرانیهای گسترده مردم ارایه نشده است. بی نتیجه ماندن با وجود داشتن نمره خوب یک امر معمول در کانکور است. همه ساله بعد از اعلان نتایج صدها دانشجو در این مورد شکایت درج میکنند و کمیسیون خاصی در این راستا توظیف میشود تا کسانی که نمرات بلند دارند ولی در انتخاب رشتهها توازن نمرات شان را در نظر نگرفته اند و در نهایت بی نتیجه اعلام شده اند را در روند دوم جذب نمایند. اما امسال به دلیل حساسیتهای انتخاباتی ؛ مشکلات دانشجویان تبدیل به ابزار انتخاباتی شده است. خوب است عدالت خواهان بجای نفرت پراکنی خواهان وضاحت بخشی این طرح شوند. آنچه در شیوه جذب داوطلبان کانکور تغییر آمده است قانون نیست پالیسی ای است که در صورت نداشتن کارآیی لازم باید اصلاح شود. چند مورد باید واضح ساخته شود تا مزایا و پیآمدهای منفی این طرح برای جوانان برجسته شود.
چرا جداسازی کُد رشتههای ولایتی و عمومی صورت گرفت.
تقاضای بسیار بلند برای شمولیت در دانشگاههای مرکز و یا هم مشهورترین دانشگاههای افغانستان باعث شد میزان جذب دانشجویان در دانشگاههای بزرگ افغانستان فراتر و حتا دهها برابر از آن میزانی شود که در قانون تحصیلات عالی و معیارهای تضمین کیفیت آمده است. حجم بسیار بلند دانشجویان سایر ولایات در چند دانشگاه بزرگ چون دانشگاههای کابل، هرات، مزار و کندهار از یک سو هزینه بلند لیلیهها را بر وزارت تحصیلات عالی تحمیل کرد و از سوی دیگر تبدیلی دانشجویان از دانشگاههای موفق شده به دانشگاههای مورد نظر شان، مصروفیت اضافی را بر کارمندان وزارت تحصیلات عالی تحمیل نموده بود. لذا اداره ملی امتحانات کانکور در اقدام سال گذشته خویش برای مرکزیت زدایی از دانشگاهها، ظرفیت پذیرش در دانشگاهها را به دو جریان عمومی و مختص به ولایت کمتر توسعه یافته تعریف نمود. در این تفکیک 75 درصد کرسیهای یک دانشگاه به رقابت عمومی گذاشته میشود و 25 درصد کرسیها در سطح ولایت کمتر توسعه یافته رقابت میشود.
در امتحان کانکور فارغان هر ولایت با دو انتخاب مواجه هستند؛ در روند75 درصدی عمومی رقابت میکند یا روند 25 درصدی ولایتی که برای فارغان ولایت کمتر توسعه یافتهاند. نتایج کانکور نشان میدهد که فارغانی که در کُد رشتههای ولایتی مربوط با ولایات کمتر توسعه یافته رقابت کرده اند با نمرات پایین تر از دیگران در یک صنف موفق شدند.
با وجودی که جداسازی کُد رشتههای ولایتی و عمومی فرصت جذب داوطلبان خود همان ولایت را در دانشگاه بیشتر کرده اما متأسفانه به دلیل آگاهیدهی ضعیف در جریان امتحان و قبل از امتحان برخی از داوطلبان قادر به درک این تفکیک نشدهاند.
چگونه میتواند جداسازی کُد رشتههای ولایتی باعث کاهش تراکم در دانشگاههای بزرگ، انکشاف متوازن و یا هم باعث ایجاد چالش جدی در دانشگاهها شود؟
جداسازی کُد رشتهها به ولایت و حوزه عمومی مستلزم متوازنسازی بودجه وزارت تحصیلات عالی و در نظر گرفتن انکشاف متوازن دانشگاههای ولایات در پلان انکشافی وزارت تحصیلات عالی است. وزارت تحصیلات عالی و اداره امتحانات کانکور تا هنوز هیچ نوع معلومات را در مورد ضمایم این طرح با مردم شریک نکرده اند. اینکه در بودجه سال 1398 به چه پیمانه در ارتقای ظرفیت استادان دانشگاههای ولایات، تقویت شاخصهای تضمین کیفیت در دانشگاههای ولایات، ایجاد زیربناهای جدید در دانشگاههای ولایات و تقویت پژوهش سرمایه گذاری کرده اند؛ چیزی نگفته اند.
در صورتی که در بودجه و برنامههای انکشافی وزارت نیز انکشاف متوازن و مرکزیت زدایی در نظر گرفته شده باشد. این تفکیک میتواند فرصت تحصیل را برای داوطلبان در ولایات خودشان با ظرفیت بلند تر فراهم نماید. تربیت متخصصین محلی مستلزم فراهم شدن مارکت کار محلی نیز است. وزارت تحصیلات عالی باید به جوانان افغانستان معلومات بدهد که تا چه اندازه به کارآفرینان بینالمللی، محلی و دولتی در این راستا همآهنگی صورت گرفته است. اگر این همآهنگی صورت گرفته باشد تا جوانان بعد از فراغت از دانشگاهها در مارکت کار محلی بیشتر جذب شوند میتواند از حجم بلند متقاضیان کار در شهرهای بزرگ نیز بکاهد.Decentralization)) یا مرکزیت زدایی همانطوری که باعث تمرکز صلاحیتها و فرصتها در سطح ادارات محلی شده است؛ باعث تمرکز فرصتها و قدرت تصمیم گیری در دانشگاههای مرکز نیز شده است. این تمرکزگرایی باعث شده است دانشگاههای ولایات به لحاظ داشتن شورای علمی متخصص، واجد شرایط شدن برای استخدام استادان شان و مصرف بودجه تابع وزارت تحصیلات عالی و چند دانشگاه بزرگ باشد.
لذا اگر تمام فرصتها و نیازمندی با رویکرد تقویت دانشگاههای ولایات صورت بگیرد. جذب دانشجویان با روش فرصت دهی75 درصدی برای فارغان در حوزه عمومی و اختصاص 25 درصد کرسیها به متقاضیان ولایات کمتر توسعه یافته میتواند از مصارف بلند و اضافی لیلیهها، از تبدیلیها در اثر مشکلات و از مصارف اضافی خانوادهها بابت پرداخت هزینه تحصیل فرزندان شان در ولایت دیگر جلوگیری نماید.
مسوولیتی که وزارت تحصیلات عالی باید فوری انجام دهد:
یک. وزارت تحصیلات عالی باید مشخص سازد ولایات کمتر توسعه یافته کدام ولایتها را شامل میشود. این تعریف کلی باعث شده است به نیت این اداره به دیده شک نگریسته شده و بحث سهمیه بندی کانکور تبدیل به یکی از ابزارهای انتخاباتی میان هواداران کاندیدا و جوانان تبدیل شود. اگر اختصاص 25 درصدی کرسیهای دانشگاههای به غیر از ولایات، کابل، مزار، هرات و قندهار باشد در آن صورت اصل عمومیت کانکور حفظ میشود اگر ولایات خاصی بدون وضع کدام معیار به توسعه یافته و کمتر توسعه یافته تقسیم یابد و این کرسیها به آنها اختصاص در آن صورت این جفا قابل بخشش نیست. لذا هرچه زودتر فهرست ولایاتی که برای فارغان آن 25 درصد حوزه رقابت جداگانه تعریف شده است نشر شود. نشر فهرست ولایات کمتر توسعه که شامل این روند هستند میتواند ما را در قضاوت درست کمک نماید.
دوم. همه میدانیم که از عمر و تطبیق این پالیسی چند ماهی میگذرد و بعضی از دانشجویان با شیوه انتخابات کُد رشتهها آشنایی لازم را حاصل ننموده بودند لذا در جریان انتخابات رشتهها تعداد زیادی از دانشجویان اشتباه کرده اند. از آنجایی که معمول است بعد از اعلان نتایج ظرفیت دوم جذب بعد از بررسی شکایات آغاز میشود به شکایات داوطلبان کانکور رسیدهگی لازم صورت بگیرد. از سوی دیگر تطبیق هر پالیسی نیاز به آگاهی دهی لازم به جوانب ذیدخل دارد و وزارت تحصیلات عالی مسوول است برای متقاضیان امسال که با مشکل عدم آگاهی در انتخاب کُد رشتهها مواجه شده اند انعطاف نشان داده و برای جذب مجدد کسانی که در انتخاب کُد رشتههای ولایتی و عمومی اشتباه کرده اند؛ اقدام نماید.
سوم. وزارت تحصیلات عالی و اداره امتحانات کانکور از اقدامات جدید آن اداره برای ایجاد زیر بناها، ایجاد لابراتوارها، مراکز تحقیقی، در نظر گرفتن بورسیههای تحصیلی برای ارتقای ظرفیت استادان دانشگاههای ولایات و صلاحیت دهی در برنامه ریزی و مصرف وجوه مالی معلومات بدهند. در صورتی که این موارد همگام با پالیسی جذب داوطلبان با حجم 75 درصد در حوزه رقابت عمومی و 25 درصد از داوطلبان ولایات کمتر توسعهیافته اجرا شود؛ میتواند در رشد متوازن و اعتبار دهی یکسان به مدارک تحصیلی کمک نماید.
چهارم. وزارت تحصیلات عالی این پالیسی را بعد از ختم رسیدهگی به تمام شکایات داوطلبان بررسی و تحلیل نماید و نتایج یافتههای خویش را با مردم شریک سازند تا مردم در روشنی قرار گرفته و مزایا و پیامدهای منفی این طرح نیز بهتر برجسته شود و در نهایت پالیسی این اداره تبدیل به شعار انتخاباتی نامزدان و هواداران آنها نشود.
بېرته
تحصیلات عالی در مورد پالیسی کانکور معلومات کافی ارایه کند!
وزارت تحصیلات عالی افغانستان مطابق ماده 43 قانون اساسی مکلف به ارایه خدمات رایگان تحصیلی الی مقطع لیسانس است. چگونه گی دست رسی به تحصیلات عالی و نحوه فراهم سازی خدمات از آدرس دانشگاه های افغانستان در قانون تحصیلات عالی و پالیسی ها و طرزالعمل های داخلی این اداره با شرح آمده است.
د خپرېدو نېټه: 1398/04/25 13:23د خبر شمېره: 73170سرچینه: عارفه پیکار، فعال جامعه ی مدنی
