اتهام وابستگی به ایران برچسبی است که شوونیستها و فاشیستهای قومی و انحصارطلبان قدرت هر از گاهی به عنوان یک حربه و یا دشنه علیه مردم ما به کار میگیرند و هرجا که در منطق و استدلال کم آوردند، به این حربهی فریبکارانه و نیرنگ شیطانی متوسل میشوند.
در تازهترین مورد آن رحمانی رئیس پارلمان از این حربه علیه بشردوست استفاده کرده و او را جاسوس ایران خواند. لابیگران بعضی اقوام دیگر نیز که در کشورهای قدرتمند و ذینفوذ و سازمانها و نهادهای گوناگون بین المللی حضور دارند و تعدادی از چهرههای سیاسی در داخل که با سفارتخانههای خارجی ارتباط دارند نیز سالهاست که همین سخن را به گوش مقامات خارجی تکرار میکنند.
وقتی جنبش روشنایی را چنان بیرحمانه با عملیات انتحاری مشکوک سرکوب نمودند و بعضی کشورها خواستار تحقیق و بررسی جدی موضوع شدند کافی بود به آنها گفته شود که این جنبش از طرف ایران حمایت میشود آن وقت همه چیز فروخوابید و گویا آنها مستحق چنین کشتاری بوده و دیگر تحقیق لازم نیست.
حتی در دوران جنگهای داخلی نیز احمدشاه مسعود فقید با آنکه خودش بیشترین کمکها را از ایران دریافت میکرد، شهید مزاری و حزب وحدت را وابسته به ایران معرفی کرد و گفت ایران میخواهد یک حزب الله دیگر در افغانستان درست کند. تاثیر و کارایی این اتهام و برچسب فریبکارانه ناشی از آن است که کشورهای قدرتمند و تاثیرگذار غربی و در راس آنها آمریکا محور سیاست خویش را در خاورمیانه مقابله با قدرتگیری و نفوذ ایران قرار داده اند. به همین دلیل کسانی که مرتبا این اتهام را تکرار میکنند دو هدف عمده را تعقیب مینمایند.
نخست جلب توجه و حمایت کشورهای قدرتمند غربی به سوی خودشان به عنوان یک نیروی مخالف با ایران و طرفدار منافع غرب و ثانیا کسب رضایت کشورهای قدرتمند غربی و مجامع بینالمللی برای سرکوب و محرومسازی بخشی از جامعه و مردم کشور تحت عنوان وابستگی به ایران.
خصومت و حساسیت کشورهای قدرتمند غربی و تاثیرگذار در صحنه افغانستان نسبت به ایران و طرفداران آن باعث شده است که این اتهام به آسانی مورد پذیرش و مبنای عمل از سوی آنها قرار گرفته و در سطوح مختلف تصمیمگیری در میان مقامات این کشورها به عنوان یک پیش فرض همواره مدنظر قرار داده شود. با آنکه مردم ما از تحولات جدید در دوره پساطالبان استقبال چشمگیری نموده و بیشترین خوشبینی و حمایت را نسبت به اقدامات کشورهای غربی در کشور و تاسیس نظام جدید انجام دادند ولی سهم ما از مزایا و منافع این دوران تقریبا هیچ بوده است.
در مقایسه با سایر مناطق کشور سهم مناطق مرکزی از بازسازی و عمران بسیار ناچیز و اندک بوده است و این محرومسازی تعمدا و با رضایت کشورهای حامی افغانستان نیز صورت گرفته است. بعضی از ساده لوحان مردم ما نیز بدون آنکه پشت پردهی این فریب و نیرنگ و پلان شوم دشمنان مردم را شناسایی و دقت کنند در دام این فریب بزرگ گرفتار شده و برای دور کردن اتهام وابستگی از خودشان شروع به دشنام دادن به جمهوری اسلامی ایران و مقامات آن میکنند، در حالی که این یک طرح و برنامه حساب شده و برنامهریزی شده از سوی دشمنان مردم ماست و این دشنامگوییها نسبت به ایران هرگز آنها را از پلان شوم شان باز نخواهد داشت.
ایران یکی از کشورهای همسایه ماست و مشترکات بسیاری در زمینههای دینی، فرهنگی، زبانی و تاریخی با ما دارد که میتواند مبنای روابط متقابل نیک و دوستانه قرار گیرد. آنچه مهم است درک درست این طرح فریبکارانه و آگاهانه و مقابله هوشمندانه با آن است.
بېرته
فریب بزرگ وابستگی به ایران
اتهام وابستگی به ایران برچسبی است که شوونیستها و فاشیستهای قومی و انحصارطلبان قدرت هر از گاهی به عنوان یک حربه و یا دشنه علیه مردم ما به کار میگیرند و هرجا که در منطق و استدلال کم آوردند، به این حربه ی فریبکارانه و نیرنگ شیطانی متوسل میشوند.
د خپرېدو نېټه: 1398/05/02 9:49د خبر شمېره: 73278سرچینه: سلمان علی رحیمی
