اکنون زمان تغییر کرده، ولی آقای حکمتیار هنوز هم در همان خیالات سابقه دوره پشاور بسر می برند که دیگر زمان زده شده و کاربرد ندارند.
او می خواهد در انتخابات پیشرو با دامن زدن مسایل قومی و زبانی برای خود طرفدارانی دست و پا کند، ولی حالا توقع و خواست مردم تفرقه نه بلکه برنامه برای امنیت، رفا و زیستن انسانی در کنار هم است. او مدت ها قبل فرصت ها را از دست داده و خود را در گودال نگونساری و زوال سیاسی انداخته است.
مردم افغانستان و اقوام مختلف کشور از وی شناخت کافی دارند. حکومت مجاهدین در نتیجه ای راکت پرانی های وی بدنام شد و شکست خورد و شهروندان بی شمار کابلی در نتیجه ای جنگ های داخلی به خاک و خون کشانیده شدند. حکمتیار یکی از فاکتور های مهم ظهور طالبان بود که تا امروز مردم و کشور در آتش انتحار و انفجار آنها می سوزد. او بار ها بخت خود را برای گرفتن قدرت و رییس جمهور شدن آزموده ولی کامیابی در نصیب اش نبوده.
طرح کودتا با تنی خلقی و ایتلاف با جنبش اسلامی عبدالرشید دوستم و حزب وحدت (شورای هماهنگی) بر ضد دولت اسلامی شهید ربانی را در کارنامه ای خود دارد. اکنون می خواهد همانند دهه هفتاد به نام قوم و زبان، بار دیگر اقوام کشور را بر ضد همدیگر تحریک کند تا بتواند در انتخابات آتی موفقیتی داشته باشد، ولی اکنون تکانه های ذهنی و بلند رفتن فهم و شعور سیاسی مردم این فرصت را از وی گرفته است.
اگر در انتخابات پیشرو سه فیصد رای هم بیاورد باز هم خوش چانس است. زمانی کمتر از حکومت ناب محمدی راضی نبود، حالا از روی ناچاری به تفرقه قومی و زبانی روی آورده است.
بېرته
حکمتیار و تنزل از حکومت ناب محمدی تا فارسی ستیزی
اکنون زمان تغییر کرده، ولی آقای حکمتیار هنوز هم در همان خیالات سابقه دوره پشاور بسر می برند که دیگر زمان زده شده و کاربرد ندارند.
د خپرېدو نېټه: 1398/05/17 17:19د خبر شمېره: 73552سرچینه: اکبر نوابی
