نمایشات کابل به رسم عزاداری، قبل از اینکه تجلیل از شخصیت و کارنامه ی شهدا باشد، به یک رسم اظهار موجودیت و تقابل تبدیل شده است.
اشتراک کنندگان این رسم، با رژه رفتن میخواهند تفهیم کنند که تا هنوز زنده اند و نخواهند گذاشت تا همه قدرت را یک قوم خاص تصاحب کند و سرباز مجهزی که اشتراک کننده کاروان رژه را با مشت و لگد و تفنگ میکوبد با تاکید میگوید که به هر نحوی ممکن این قدرت را از شما گرفته ایم و به شما بر نخواهد گشت.
در هفته شهدا، جنگ روانی طرفین به شدت ادامه می یابد؛ افترا و اکاذیب بر ضد یکدیگر شان با بی رحمی تمام رد و بدل میشود اما درین میان کسانی یا مجموعه هایی اند که فهمیده و یا نفهمیده، عاطفی و یا عمدی زیر بار یکی از طرفین میروند و درس اخلاق میخوانند بی آنکه بفهمند در این همه جنجال قدرت و هیاهوی وجود، سهم آنها چیست؟
معضل افغانستان معضل قدرت قومی است، نه خارجی، نه مذهبی و نه معضل دموکراتیک. حل این معضل فقط با همدیگر پذیری، عدالت و دولتداری خوب میسر است و بس، در غیر؛ این نمایشات قدرت ادامه یافته و همه هست و بود این کشور را به یک تویت خارجی وابسته میسازد و بدبختی، هیچگاهی این ویرانه را ترک نخواهد گفت.
روح همه ی شهدای وطن که وحدت ملی، منافع وطن، برابری و برادری و مهمتر از همه عدالت را یک اصل میدانستند شاد و ماوای شان جنت ها باد!
هر کیمسه اوزی نیکی گه ییغلایدی ؛ بیزلردن هم مینگلرچه بویوک و کیچیک شهید لر بولگن اما قنی گونلری و اعزازلنیشلری؟
الله ج جایلری نی جنتدن ایله سین!
بېرته
وحشت و تفنگ در هفته شهید در کابل
نمایشات کابل به رسم عزاداری، قبل از اینکه تجلیل از شخصیت و کارنامه ی شهدا باشد، به یک رسم اظهار موجودیت و تقابل تبدیل شده است.
د خپرېدو نېټه: 1398/06/19 10:48د خبر شمېره: 74095سرچینه: سردار محمد رحمان اوغلی
