زلمی خلیلزاد ظاهرا یک چهره تکنوکرات و لیبرال است که در غرب تحصیل و زندگی کرده و با فرهنگ مدرن، دموکراسی و ارزشهای نوین کاملا آشنا بوده و انس گرفته است. ولی اینها تماما ظاهر قضیه است. در پس این چهره به ظاهر لیبرال و دموکرات، احساسات عمیق و ریشهداری از فرقهگرایی نهفته است که در لابلای گفتار و رفتار او به وضوح خود را نشان میدهد. او در اثر خویش "فرستاده" هرچند تلاش میکند چهره بسیار مثبتی از خود نشان دهد و از خیرخواهی و تلاشهای شبانه روزی خود برای ایجاد صلح و ثبات در افغانستان و عراق پس از حمله آمریکا به این دو کشور یادآوری میکند. ولی از لابلای همین افاضات که عمدتا در ستایش خود نوشته است میتوان تا حدی آن سوی چهره او را کشف کرد. اقدامات و رفتارهای او در خاورمیانه، به ویژه افغانستان و عراق نشان میدهد که سالها زندگی و تحصیل در غرب نتوانسته است ریشههای عمیق فرقهگرایی را در وجود او نابود کند. برای شناخت واقعیت پنهان چهره او لازم است به چند مورد توجه شود:
خلیلزاد که با حمایت و کمکهای آمریکا به تحصیل پرداخته برای کسب شهروندی آمریکا سوگند وفاداری به منافع این کشور را ادا میکند. وی برای اثبات وفاداری خود از هیچ کوششی دریغ نمیورزد و حتی در منازعات مسلمانان و اعراب با اسرائیل وی بیشتر در نقش یک یهودی ظاهر میشود. او در اثر خویش "فرستاده" تصریح میدارد که در قضیه اعراب و اسرائیل با اسرائیل همدلی بیشتری دارد.
خلیلزاد به عنوان فرستاده ویژه و سفیر آمریکا در افغانستان بیشتر به عنوان یک چهره افغان ملتی و قومگرا ظاهر میشود. تلاش او در افغانستان لابیگری برای احیای مجدد سلطه و انحصار قومی قدرت است و با همکاری برخی همفکران خویش به مقامات آمریکایی و غربی میقبولاند که افغانستان نیاز به یک حکومت متمرکز قوی با رهبری همتباران او دارد و لذا با اصرار و سماجت تمام نظام ریاستی را با اختیارات فوق العاده و بسیار گسترده برای رئیسجمهور پیشنهاد و سرانجام ایجاد میکند.
اما در عراق او عمدتا به عنوان یک فرقهگرای مذهبی ظاهر میشود و محور تلاشهای خویش را بر جلوگیری از قدرت گرفتن اکثریت مطلق عربهای شیعه و حمایت از عربهای سنی قرار میدهد. در این راستا وی از تمام توان خود برای ایجاد نظام سیاسی غیر متمرکز و پارلمانی بهره میگیرد. در نظام پارلمانی عراق با کوشش خلیلزاد چنین تصویب میشود که نخست وزیر باید با دو سوم آرای نمایندگان انتخاب شود. با این حال، وی اظهار نگرانی میکند که اگر عربهای شیعه و کردها ائتلاف تشکیل دهند میتوانند دو سوم آرای لازم را کسب نموده و بدون عربهای سنی دولت تشکیل دهند. به همین دلیل تلاشهای فراوانی به عمل میآورد تا ائتلاف کردی- سنی در برابر اکثریت عربهای شیعی ایجاد کند.
این مرد هزار چهره و مرموز اکنون به عنوان میانجی صلح میان طالبان، آمریکا و دولت افغانستان و همچنین به عنوان بازیگر فعال در حل بحران ناشی از انتخابات اخیر ریاستجمهوری فعالیت میکند. رهبران و نخبگان سیاسی باید چهارچشمی مواظب اقدامات و تلاشهای فرقهگرایانه او باشند و هرگز به او به عنوان یک چهره بیطرف که خود مینمایاند اعتماد نکنند.
بېرته
آن سوی چهره خلیل زاد
زلمی خلیل زاد ظاهرا یک چهره تکنوکرات و لیبرال است که در غرب تحصیل و زندگی کرده و با فرهنگ مدرن، دموکراسی و ارزشهای نوین کاملا آشنا بوده و انس گرفته است. ولی اینها تماما ظاهر قضیه است.
د خپرېدو نېټه: 1398/08/18 12:52د خبر شمېره: 75080سرچینه: سلمانعلی رحیمی
