قریب به اتفاق زنان مطلقه از ترس برملا شدن اینکه همکاران شان بدانند آنها مطلقه هستند، مساله طلاق را پنهان میکنند و اگر هم سوالی در حوزه زندگی شان پرسیده شود، بیشتر پاسخ های نادرست می دهند.
اگر برادر شما یا فرزندتان بگوید که میخواهد با همدانشگاهی یا همکار خود ازدواج کند که عاشقش شده، اما قبلا سه سال متأهل بوده چه برخوردی با او میکنید؟!
قطعابه او میگویید: «مگر دیوانه شدی؟ مگر دختر قحط آمده؟ اینهمه دختر مجرد، آنوقت تو میخواهی با مطلقه ازدواج کنی؟اصلا معلوم نیست برای چه طلاق گرفته… شاید عیب از او بوده!»
اما
اگر دختر یا خواهر مجردتان به شما بگوید عاشق مردی شده که قبلا ازدواج ناموفق داشته و حتی فرزندی هم ازاین رابطه دارد، قطعا برخوردتان مشابه رفتار بالا؛ سرزنشی نخواهد بود، اتفاقا شاید برای ازدواج دخترتان یاخواهر تان، مشوقش هم بشوید.
می بینید!! به همین سادگی است، این نوع نگاه و فرهنگ را من وشما میسازیم و جامعه را باچنین تفکراتی پیش می بریم چراکه ما مردمان همین سرزمین هستیم و سازندگان همین فرهنگ و رسم ها!
واقعا چرا نباید یک زن جوان که بخاطر اشتباه در انتخاب یا اجبار، تن به ازدواجی در گذشته داده، سختی های زیادی هم متحمل شده و این ازدواج به سرانجام هم نرسیده؛ نتواند در انتخاب بعدی اش منتظر خواستگاران مجرد یا پسران جوان باشد؟
متاسفانه برخی زنان مطلقه ماجزو کسانی شده اند که خیلی کم داوطلب پسر برای ازدواج مجدشان دارد معضلی که مردان مطلقه بسیار اندک دچار آن می شوند و شاید هم پس از طلاق، اغلب این مردان به تنها گزینه ای که با اطمینان به انتخاب بعدی شان، فکر می کنند ازدواج با دختر خانه است.
اما از آن طرف، قریب به اتفاق زنان مطلقه از ترس برملا شدن این موضوع و اینکه حتی همکاران شان بدانند آنها مطلقه هستند این مساله طلاق را پنهان میکنند و اگر هم سوالی در حوزه زندگی شان پرسیده شود، بیشتر پاسخ های نادرست می دهند مثل اینکه؛ "شوهرم مسافرت است... جدا نشده ام اما کنارهم دیگه چون سابق نیستیم و پاسخ هایی از این دست"!
چراکه در صورت برملا شدن مطلقه بودنش، از مرد همسایه یا صاحبخانه بگیرید تا همکاران مرد شروع میکنند به محبت کردن به وی. توجه های افراطی و تماس های بی ربط و بتدریج نهایتا این محبت ها تبدیل به آزار روحی زن می شود زیرا از رییس تا کارمند و… همه چشم طمع به او داشته و توقع دارند، زن چون مطلقه است پس می تواند به نیاز جنسی شان پاسخگو باشدو یا رابطه هایی که مایل بودند در زندگی هایشان با زنی تجربه کنند و فرصت آن پیش نیامد را اکنون با این بانوی مطلقه تست کنند.
خُب، زن اگر مشکل خانوادگی یا مالی هم داشته باشد و شخص روبرویش هم از تمکن مالی یا مقام بالایی برخوردار باشد احتمال کشیده شدنش به این رابطه های پنهان زیاد میشود.
البته هستند بسیاری اززنان مطلقه جوان که معمولا به شدت در مقابل این فشارها مقاومت میکنند و آسیب هم میبینند، از کار برکنار می شوند و به یاری همین اطرافیان دچار بایکوت در روابط و مجامع می گردند اما برخی دیگر از این زنان وقتی میبینند این یک داستان غیرقابل حل است و ازدواجی هم صورت نمیگیرد، کم کم به این روابط تن میدهند و معشوقه مردان متاهل میشوند که یا همکارشان است و یا شخص دیگری و… بعد هم اسیر دل بستن ها و دل کندن های متعدد میشوند.
بنابراین تلاش کنید فرهنگ سازی شود، شرایط ازدواج مردان جوان مجرد با زنان مطلقه را آسان تر کنید؛ زنانی که همانطور که در بالا اشاره شد، داوطلبان زیادی در جامعه افغانستان برای رابطه جنسی دارند اما هیچ داوطلبی برای ازدواج و تشکیل زندگی بامردی که صاحب زن و یا فرزند نباشد، ندارند. هیچ گناهی هم نداشته اند جز اینکه از دایره مسیر اشتباهی، زودخارج شده اند و همه هم باید بدانید که طلاق در واقع یک انتخاب است.
انتخاب بین بد و بدتر، یعنی وقتی راه حل برای زن شده که ادامه زندگی مشترک بسیار بدتر از آن برایش بوده و ناچارا زن، آنهم در جامعه افغانستان با علم به وجود این همه مشکلات به چه درجه از فشار و آزار رسیده که تن به جدایی داده است.
راستش؛ زنان مطلقه نهایتا، 4 تا 5 سال میتوانند نیاز های عاطفی و جنسی خود را سرکوب کنند اما تا آخر عمر قادر به سرکوب نیازهای خود نیستند. از طرفی دیگر اگر به خانواده خود برگردند، احساس سربار بودند میکنند و به دنبال استقلال مالی هستند آنهم در چنین محیط های کاری که وصف شان را بارها از زبان رسانه ها و برخی زنان شنیده اید.
این تناقص در فرهنگ جامعه برای برخی زنان مطلقه بهویژه اگر جوانتر باشند و از توانمندی ها و مهارت هم برخوردار نباشند، افرادی میسازد که ممکن است در رابطههای متعدد قرار بگیرند و اگر این رابطهها با مرد متاهل دیگر برقرار شود، بالقوه میتواند زندگی دیگری را هم از هم بپاشد و خود موجب یک طلاق دیگر شود و این حلقه معیوب همینطور ادامه پیدا کند، از همین رو است که اصطلاحا میگویند طلاق پدیده ای "رونده" است.
از طرف دیگر اغلب مردانی که با چنین زنانی وارد رابطه می شوند، روی آنها حساب طولانی مدت باز نمیکنند و پس از دورهای موقت، ممکن است رابطه را قطع کنند. این یعنی آن که زنی که از بسیاری جهات آسیبپذیر بود، مجددا در دلبستگی خود شکست میخورد و تعدد این شکستها، موجب افسردگی و افت کاری و عملکرد شان است.
از همین رو است که بسیاری از زنان مطلقه دایره ی دوستی های بسته ای دارند و محتاط تر در جامعه عمل می کنند و خروجی این رعایت احتیاط، موفقیت در کار و تمرکز روی توانمندی های زنانه شان است که گاها مجبور میشوند برای همیشه زندگی مجردی خالی از هر عشقی را در پیش بگیرند و با اتکا به شایستگی های شان به نوعی مبارزه کرده و در این فضای سرد و مرده از هر احساس واقعی حرکت کنند.
بېرته
ازدواج زنان مطلقه با پسران جوان!
قریب به اتفاق زنان مطلقه از ترس برملا شدن اینکه همکاران شان بدانند آنها مطلقه هستند، مساله طلاق را پنهان می کنند و اگر هم سوالی در حوزه زندگی شان پرسیده شود، بیشتر پاسخ های نادرست می دهند.
د خپرېدو نېټه: 1398/09/06 12:46د خبر شمېره: 75395سرچینه: دکتور بتول سید حیدری
